تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

چند نکته

نکته اول:

بیشتر مردم این شب ها مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری را می بینند. این چهار نفر همان هایی هستند که موفق شده اند از فیلتر نه چندان ساده شورای نگهبان عبور کنند. صحبت های این چهار کاندیدا را که می شنویم از یک طرف خوشحال می شویم چرا که احساس می کنیم جامعه ایران به مرحله ای از رشد و بالندگی رسیده که دو رقیب می توانند رو در رو، و در جلو چشم میلیون ها بیننده همدیگر را نقد کرده و گوشه ای از دموکراسی را به مرحله اجرا بگذارند. اما از طرف دیگر ناراحت می شویم وقتی که می بینیم آنها به انواع و اقسام صفت های زشت و ناپسند، همدیگر را متهم می کنند و هیچ کس هم نیست که جلو این روند نازیبا را بگیرد. راستی چرا در این روزها هر چه کاندیداها علیه همدیگر و حتی دولت های حاکم بر ایران (دولت فعلی و دولت های قبل) صحبت می کنند، نه پایه های نظام سست می شوند، نه امنیت ملی به خطر می افتد و نه کسی به فکر این است که ممکن است این حرف ها دشمن شاد باشند.

نکته دوم:

چند شب پیش یکی از بستگانمان که به همراه پدر خود در ستاد یکی از کاندیداها فعالیت می کردند، توسط انسان های ناشناسی ربوده و پس از بستن چشم ها، به نقطه نامعلومی برده و مورد شدیدترین شکنجه ها قرار گرفته و ساعت 3 صبح در پارک یک شهر دیگر که حدود 100 کیلومتر با محل ربودن آن فاصله داشته، رها شده است. فارغ از مسائل سیاسی و با شنیدن خبرهایی از شهرهای مختلف و زد و خورد میان طرفداران کاندیداها که در دو مورد اخیر منجر به کشته شدن دو هموطن ما نیز شد، می توان پی برد که جامعه ما بر خلاف آن چه در بخش قبل گفته شد، هنوز آنقدر بزرگ نشده که بتوان به راحتی نقد مخالف را قبول کند و شاید این جملات تند و گاها" توهین آمیزی که هر شب از جانب کاندیداها شاهد آن هستیم هم به همین دلیل باشد.

نکته سوم:

همیشه از این که در کشورمان آمار، مقوله ای کاملا" انزوا یافته بوده در رنج بودیم. در این روزهای پر التهاب انتخاباتی، اولین چیزی که در پای کاندیداها توسط مشاورین آنان قربانی می شود، آمار است و مردم هم نمی دانند چه کسی راست می گوید و چه کسی دروغ. به قول جناب داریوش خان راستی اگر تا کنون مقوله های آماری و اقتصادی برای مردم جا افتاده بود، بی شک کسی به خود اجازه نمی داد که اینچنین بی مهابا با مقوله آما برخورد کند.

نکته چهارم:

به شخصه با برخوردهای دوگانه ای که جامعه و خصوصا" کاندیداها با مقوله زن دارند، مشکل دارم. چرا باید فقط در زمان انتخابات به یاد آوریم که نیمی از جمعیت ایران را زنان تشکیل می دهند؟ چرا باید فقط در زمان انتخابات ریاست جمهوری به یاد آوریم که زنان هم حق دارند در کابینه سهمی داشته باشند؟ فعلا" همه کاندیداها می خواهند کابینه ای متشکل از زن و مردم تشکیل دهند اما مطمئن باشید در نهایت یک یا حداکثر دو زن بیشتر در کابینه اجازه ورود نمی یابند. نمونه ای از ظلم آشکار به زنان را دیروز دیدیم. دیروز در بین دو نیمه فوتبال ایران و کره شمالی، اخبار ورزشی پخش شد. طبیعی ایت که به دلیل پخش مستقیم فوتبال، اخبار خلاصه تر پخش شود اما قابل قبول نیست که تهیه کننده این اخبار به جای خلاصه کردن اخبار، خبرهای ورزشی مربوط به خانم ها را کاملا" حذف کند در حالی که بقیه اخبار طبق روال همیشگی پخش گردد.  

در آخر به این نکته اشاره می کنم که بلاخره این روزها تمام می شود اما کاری نکنیم که از این روزها فقط عذاب وجدان برایمان بماند. نقد مخالف را بپذیریم و از توهین به همدیگر نیز بپرهیزیم، تا به امید حق آن کسی که شایسته است بر مسند  ریاست اجرایی کشور تکیه زند. مسندی که بایستی هدفش فقط رضای خدا و خدمت به خلق باشد. به امید دیدار همه شما در پای صندوق های رای

لينک ثابت نوشته شده توسط محمد باقر غضبانی در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 14:38
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد