به نام خداوند جان وخرد
بلیط را که از کیفم بیرون می آورم مثل همیشه به پشت آن نگاهی می اندازم تا جملات نوشته شده روی آن را بخوانم. در کنار جملاتی مانند؛ همشهری غم نخور حل میشه، یا شهر ما خانه ی ما و مانند این ها، جمله ای نیز با این مضمون دیده می شود که« عدم ارائه بلیط موجب ضمان شرعی است». بی اختیار به یاد مصاحبه ای می افتم که در آن خبرنگار از فردی که با عجله می گذشت پرسید آیا شما در انتخابات شرکت می کنید و او هم بی درنگ پاسخ داد بله چون یک وظیفه شرعی است. نکته ای که بسیار مهم می نماید اینست که در جامعه ای که مردم حکم صریح قرآن مبنی بر گناه کبیره بودن غیبت را به آسانی نفس کشیدن نادیده می گیرند به راستی به چه میزان به توجه مردم به شرعی بودن یا نبودن یک مسئله می توان اعتماد نمود.این که مردم با توجه به اصول اعتقادی خویش کاری را انجام بدهند بسیار پسندیده می باشد اما تکلیف کسانی که چندان پایبند اعتقادات نیستند چه می شود.به هر حال آنان نیز ساکنان این کشورند آیا می توان به نظرات و کارکرد آنان بی توجه بود و یا بهتر این است که در کنار توجه دادن به مسائل شرعی، تاکید بیشتر بر این باشد که برای داشتن کشوری آباد و آزاد حق ملی و شهروندی چنین اقتضا می نماید که مسائل موجود در جامعه را با حساسیت و دقت بیشتری پیگیر بوده و در رعایت قوانین کوشا باشیم. زیرا به طور مثال کافی است در یک شهر دوهزار نفری بیست نفر به این جمله اعتقادی نداشته باشند که:"عدم ارائه بلیط موجب ضمان شرعی است"؟!!!