| خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک |
|
اولین باری که خسرو شکیبایی را دیدم در نقش مراد بیگ و سوار بر اسب در جنگ و ستیز با نسیم بیگ بود. شاید ماناترین تصویر از شکیبایی برای من همین بود و هست. بازی قوی و تاثیر گذارش در این سریال محبوب را هیچوقت فراموش نمی کنم. برای اولین بار از او آموختم که چگونه شعرهای سهراب را بخوانم و با پا گذاشتن بر جای پای او صدای پای سهراب را خواندم و لذت بردم. شکیبایی بازیگر بسیار توانایی بود و تا آخر نیز به اعتقاد من توانا ماند. بازیگری بی ادعا و شاید بی حاشیه. یک نسل پس از غول های رو به انقراضی همچون انتظامی، نصیریان، مشایخی و ... آنچه بیش از هر چیز آدمی را آزار می دهد این است که چگونه شکیبایی این همه غیر مترقبه از دنیا رفت. سرطان کبد – آنچه خبرهای رسمی از دلیل مرگ شکیبایی گفتند – به قول هدایت آهسته می خورد و می تراشد ولی در این بین ارباب مطبوعات و رسانه ها دلمشغول سرگرمی های روزانه اشان و بی خبر از تحلیل تدریجی بازیگری رو به خط پایان به روز مرگی هایشان می پرداختند. اما اکنون که شکیبایی رفته است خواهید دید که مطبوعات از سفره ختم آن مرحوم چگونه بساط خود را رنگین خواهند ساخت. روحش شاد و یادش ماندگار باد.
این مطلب را در قسمت نظرات نوشته دوست گرامی ام جناب شهبازی می نوشتم که دیدم طولانی شده و به نظرم بهتر آمد که به عنوان پستی جدا درج شود. البته با کسب اجازه از جناب شهبازی - با توجه به نوع نگارش که مناسب بخش نظرات بود از خوانندگان بابت هر گونه کمی و کاستی پوزش می خواهم:
جناب آقای عباسیان سایت speedtest.net به بررسی وضعیت سرعت اینترنت در کشورهای مختلف پرداخته است. نکته جالب اینکه سرعت اینترنت در کشورمان را بالغ بر 900 کیلو بیت در ثانیه دانسته که واضح است در اکثر مناطق کشورمان چنین سرعتی وجود نداشته و هموطنان ما محروم از این سرعت هستند. با نگاهی گذرا به وضعیت چند کشور، اختلاف بسیار زیاد سرعت اینترنت در ایران با کشورهای دیگر مانند فرانسه (38۰۰۰ کیلو بیت) یعنی حدود ۴۰ برابر ما یا حتی کشورهای عربی منطقه خودمان مانند بحرین (2500 کیلو بیت) یا عربستان (2200 کیلو بیت) پی می بریم که سرعت اینترنت در ایران در چه موقعیت جهانی جای دارد. البته بایستی خداوند را شاکر بود که وضعیتمان از کشورهایی مانند کامبوج (۷۰۰ کیلو بیت) و سودان (۵۰۰ کیلو بیت) کمی تا قسمتی بهتر است!!. برای دیدن وضعیت دیگر کشورها و مناطق مختلف، اینجا را کلیک کنید. گرما به سرما پیوست یک حرف جابجا شد خانه ای ویران گشت. کودکانی غرق در خواب رویای خیس پدر بر بستر رود را می بینند. قامت سبز حضور به عبث در چشمان مانده به در می روید.
سالگرد مرگ جانگداز اسماعیل صالحی فرد را به دوست عزیز آقای فتح الله صالحی فرد و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می کنم. در ادامه مطلب استفاده از کرمهای ضد آفتاب مناسب درباره ی عینکهای آفتابی می گوییم:
جذب80 درصد ازنورمرئي و 99 درصد از اشعه ماورا بنفش ويژگي عينك آفتابي استاندارد است پيري زودرس چشم، آب مرواريد، كدورت عدسي و قرنيه چشم عوارض استفاده از عينكهای آفتابي غيراستاندارداست یک عینک آفتابی مناسب باید واجد چند ویژگی باشد که از سوی انجمن اپتومتری آمریکا تعریف شده است: ۲) به میزان ۹۰ـ۷۵ درصد از شدت نور مریی بکاهد. خود انجمن اپتومتری آمریکا اعلام کرده که عمده عینک های مد روز فاقد این ویژگی هستند. ۳) باعث تغییر ماهیت نور و تصاویر نشود. ۴) شیشه ها باید خاکستری، سبز یا قهوه ای باشند که رنگ خاکستری ارجحیت دارد. همچنین عینک آفتابی باید کل فضای چشم و اطراف محوطه قرارگیری چشم در صورت را در بر بگیرد. مطالعات نشان داده است که اشعه ماورای بنفش از اطراف قاب عینک های آفتابی کوچک با شیشه های گرد عبور کرده و به چشم می رسند. اشعه ماورای بنفش می تواند شانس ابتلا به بیماری های خطرناک چشمی نظیر آب مروارید، تحلیل رفتگی و آسیب به شبکیه و حتی آفتاب سوختگی چشم شود. پوست اطراف چشم نیز نسبت به نور آفتاب و سوختگی به شدت حساس است. برای تشخیص اینکه شیشه عینک کیفیت مطلوبی دارد در اینجا یک راه ساده عنوان می شود. عینک را در فاصله ای صحیح از چشم بگیرید و از داخل آن با یک چشم بسته به یک جسم مربع یا مستطیل شکل نگاه کنید. عینک را آرام از یک ضلع به ضلع دیگر و سپس از بالا به پایین حرکت دهید. اگر خطوط آن جسم مثلاً کاشی کف اتاق راست و مستقیم بودند، عینک عدسی های خوبی دارد. اگر خطوط منحنی شدند (به خصوص درمرکز عدسی) عینک دیگری را امتحان کنید. در سال 1988، گروهی از چشم پزشکان مطالعهای را بر روی 838 ماهیگیر خلیج Chesapeake انجام دادند که سالها عمر خود را بر روی آب گذرانده بودند. چندی پیش مقاله ای از خانم لورا بوش - همسر رئیس جمهور امریکا - خواندم که به تمجید از نویسنده ای افغانی به نام خالد حسینی و کتابش به نام بادبادک باز پرداخته بود. برایم موضوع جالب شد و پرسان پرسان ترجمه پارسی کتاب مذکور را به دست آوردم. با خواندن یکی دو صفحه اول، مجذوب فضای داستان شدم و تا بامداد که داستان به پایان رسید، از جای تکان نخوردم. نویسنده چنان فضا و فرهنگ شرقی را پیش از به هم خوردن اوضاع افغانستان به تصویر کش انده است که بی گمان ذهن خواننده را به سوی داستان های هزار و یک شب می کشاند. به زیبایی، لایه های شخصیتی قهرمان داستانش را، مانند نرم افزارهای تصویری، جدا کرده و مقابل خوانندگان می گذارد.در لابلای داستان، رابطه افغان ها و ایران را هم خیلی ظریف آورده است که برای خواننده ایرانی خوش آیند است. اما ضرب آهنگ آرام و ملودی زیبای داستان با ورود جنگ و خونریزی به افغانستان، تند و گزنده می شود و از این بخش اشکی که پهنای صورت خواننده را فرامی گیرد، دیگر ناشی از وجد و شادمانی نیست، بلکه نتیجه تصویر بسیار زشتی است که از جنگ به نمایش گذاشته می شود. نمی دانم چرا ناخوداگاه در این بخش داستان، مصراعی از یکی از ترانه های رضا صادقی به عنوان موسیقی متن، در ذهنم تداعی شد و تا آخر داستان، همراهم بود: " قربونت برم خدا، چقدر غریبی رو زمین !".
جمعيت معتادان گمنام (NA= Narcotics Anonymous) كه خود برخاسته از جمعيت الكلي هاي گمنام (اواخر دهه 1940) است، در سالهايي آغازين دهه 1950 نخست با نشستهايي در لوس آنجلس در ايالت كاليفرنياي آمريكا شروع به كار كرد. برنامه معتادان گمنام، كه نخست جنبشي كوچك در آمريكا محسوب مي شد به يكي از قديمي ترين و بزرگترين سازمانهايي از اين دست تبديل شده است. سالها، جمعيت معتادان گمنام، رشدي بسيار كند داشت. از لوس آنجلس به ديگر شهرهاي آمريكاي شمالي گسترش يافت و در آغاز دهه 1970 وارد استراليا شد. در سال 1983، جمعيت معتادان گمنان، نخستين كتابچه درسي خود را انتشار داد كه به رشد و گسترش بسيارش، كمك كرد. در خلال چند سال، گروه هايي در برزيل، كلمبيا، آلمان، هند، جمهوري ايرلند، ژاپن،نيوزلند، و انگلستان تشكيل شد. امروزه، جمعيت معتادان گمنام، در قاره آمريكا، اروپاي شرقي، استراليا، و نيوزلند به نهادي تثبيت شده بدل شده است. گروه هاي تازه تشكيل شده و جوامع NA اكنون در شبه قاره هند، آفريقا، آسياي شرقي، خاور ميانه و اروپاي شرقي پراكنده شده اند. كتابها و كتابچه هاي اطلاعات جمعيت معتادان گمنام، در حل حاضر به 34 زبان موجود است و به 16 زبان ديگر در حال ترجمه است. جمعيت معتادان گمنام سازماني غير انتفاعي است كه بر اصل همياري معتادان مبتني شده است. معتادان در آن به انتقال تجربه پرداخته و در سايه خط مشي اصول دوازده گانه اشان، بتدريج بر اعتياد فائق آمده و زندگي بدون مواد مخدر را شروع مي كنند. برخي از اصول دوازده گانه عبارتند از: اعتراف به وجود مشكل، طلب كمك، با اعتماد نفس از سوابق معتادي خود سخن گفتن، در پي جبران زيانهاي وارد آمده بودن، و كمك به ديگر معتاداني كه خواهان بهبودي هستند. در زير نمودار رشد نشستهاي NA در طول سالهاي گذشته را مي بينيد. نوارهايي به رنگ آبي پررنگ معرف تعداد كشورها و نوارهاي به رنگ آبي كمرنگ معرف تعداد نشست هاست. با اين توضيح كه در ستونهاي آبي كمرنگ هر عدد معرف 100 نشست است. براي مثال ستوني با 25 عدد به معني برگزاري 2500 نشست است. اگر در آینده فرصتی دست داد به ترجمه بخشهای دیگری از سازوکار جمعیت معتادان گمنان خواهم پرداخت.
پیرو دعوتنامه فرمانداری دشتی حوالی ساعت 30/21 مورخ 6/4/1387 در معیت دو تن از دوستان در جلسه باز "انجمن معتادان گمنام" که در سالن ارشاد شهر خورموج برگزار می شد شرکت کردیم. اولین باری بود که در چنین محفلی حضور می یافتم ،سالن نیمه پر بود، در یک سمت معتادان در حال بهبودی حضور داشتند و در طرف دیگر خانواده های آنها و علی رغم دعوت گسترده از مسئولین شهرستان بجز تنی چند، از دیگران خبری نبود. من و محمد جواد و غلام در ردیف اوّل نشستیم ، جو حاکم صمیمی و دوست داشتنی بود ، بدون هرگونه تشریفات و چاپلوسی های مرسوم و معمول در سیستم اداری ، از ابتدای جلسه به ما سفارش شد که از گرفتن عکس یا فیلم و ضبط صدا جداً خودداری شود و من برای تهیه همین گزارش نیز از مسئولین برگزاری جلسه که اتفاقاً همگی از خود مجموعه بودند کسب اجازه نمودم و آنها مجوز لازم را دادند البته به شرطی که فقط به موارد عمومی اکتفا نمایم. در طرفین سن(SEN) دو پلاکارد عمودی به ارتفاع سالن نصب شده بود، روی پارچه نوشته سمت راست "قدمهای دوازده گانه" و در طرف چپ "سنتهای دوازده گانه معتادان گمنام" نوشته شده بود که بسیار دقیق و اساسی سیاست های لازمه را تبین می نمود. لحظه ای که ما وارد شدیم برنامه امتداد داشت و مجری، منشی، خزانه دار و تمامی دست اندرکاران برگزاری جلسه که روی سن(SEN) در برابر ما نشسته بودند جملگی از جمع معتادان در حال بهبودی محسوب می شدند که با نظم و ترتیب خاص برنامه را دنبال می کردند. گزارشی از اقدامات انجام گرفته ارائه شد، موجودی صندوق قرائت گردید و در ادامه نام افرادی خوانده شد تا پشت تریبون حاضر شوند و با دوستانشان صحبت کنند به هر نفر بین 5 تا 10 دقیقه وقت داده می شد تا خودش را معرفی کند و از وضعیت گذشته و حال خویش بگویند. انصافاً من از آنهمه نظم و انظباط و رعایت اصول و سنتهای انجمن توسط کسانیکه همواره در افکار عمومی به عنوان مجرم و متهم شناخته شده اند در شگفت بودم و هستم؟!! هر کس که پشت تریبون قرار می گرفت در ابتدا خودش را معرفی می کرد: اسم من احمد است و یک معتاد در حال بهبودی هستم ، و جماعت حاضر در سالن یکصدا می گفتند: سلام احمد، احمد هم بلافاصله جواب می داد: سلام دوستان و بعد شروع می کرد به ایراد سخن. آنها آنقدر راحت و مسلط صحبت می کردند که انگار سالها پشت میز خطابه بوده اند ، بی پروا مسائل و مشکلاتشان را بیان می داشتند، از گذشته دردناک خویش می گفتند و از اینکه مجدداً سلامتی خود را باز یافته اند ابراز رضایت و افتخار می نمودند. مسئولان انجمن از مهمانان هیچ توقعی بجز حمایت معنوی نداشتند و حاضر نشدند سبدی که در آن کمک جمع آوری می شود را به ردیف ما نزدیک کنند و حتی مجری برنامه اعلام کرد که انجمن NA هیچ کمکی را از مهمانان نمی پذیرد لذا از پرداخت وجه در سبد توسط مهمانان جداً خودداری شود. من در پایان جلسه به مجری مراجعه نمودم و خودم را معرفی کردم و آمادگی شهرداری جهت همکاری را اعلام داشتم امّا او گفت : ما نیازمند حمایت های معنوی مسئولانیم نه مادی!! براستی باید به مجریان و گردانندگان انجمن NA آفرین گفت که توانسته اند از جماعتی گوشه گیر و منزوی که مطرود اجتماع محسوب می شدند افرادی بسازند که امروز می توانند حرف دلشان را در جمع بازگو کنند و در سرنوشت خود و جامعه موثر باشند. در ادامه رضا خودش را معرفی کرد و دوستانش به او سلام دادند ، او نیز پاسخ گفت و بیان داشت که : ما عمری با ترس و هراس زندگی کرده ایم ، من در حالیکه بچه ام در تب می سوخت و هیچ چیزی در منزل نداشتم فقط و فقط بفکر تهیه مواد بودم و بس، اگر مواد گیر نمی آمد تمام شیشه های درب و پنچره ها را می شکستم اما بیماری زن و فرزندم برایم مهم نبود ، رضا از اینکه اکنون سلامت خودش را بازیافته و حتی سیگار هم نمی کشد بسیار خوشحال و خرسند بود. نفر بعدی عباس بود که طبق معمول خودش را معرفی کرد، به او هم درود گفتند و عباس با اعتماد بنفس دوچندان سفره دلش را گشود، عباس گفت : انجمن برای ما همچون نوری است در تاریکی ، ما همواره دیوار انکارمان بلند بود و علی رغم اعتیاد شدید منکر قضیه بودیم. عباس بیان داشت که : "من فکرش را نمی کردم 24 ساعت بتوانم بدون مواد دوام بیاورم ولی الان بیش از یک سال است که رنگ و بوی مواد مخدر را احساس نکرده ام و دیگر سیگار هم بر لب نمی گذارم، من در برابر برنامه های انجمن NA تسلیم شدم و این تسلیم را برای خود پیروزی می دانم چون تا تسلیم نشوی رشد نمی کنی ، عباس گفت که برای ترک اعتیاد سختی های فراوانی را متحمل شده است. او گفت که در ظهر تابستان آن زمانیکه اکثر مردم زیر کولر استراحت می کردند من بخود می لرزیدم و مجبور می شدم زیر آفتاب بنشینم و در این میان تنها مشوق من همسرم بود، او در کنارم زیر اشعه مستقیم خورشید می ماند و عرق می ریخت تا همدردم باشد و مرا به ادامه راهم امیدوار کند، من سختی کشیدم اما خواستم و خداوند کمکم کرد، همان خدایی که ابتدا فکر می کردم ظالم است و می خواهد مرا عذاب بدهد، عباس گفت من اینک پاک پاک هستم و احساس ارزش می کنم..." سخنان عباس و دوستانش در من انقلابی بپا کرد و بشدت متأثر شدم بنحوی که اشک در چشمانم حلقه زد و دلم می خواست بلند بلند گریه کنم. آن شب خیلی ها صحبت کردن و اعتراف نمودند، آنها صادقانه حرف زدند بدون آنکه چیزی را کتمان کنند، آنها از بازداشتشان ، از کتک هایی که خورده اند و از تحقیرهایی که شده بودند سخن راندند امّا همگی خوشحال بودند که امروز پاک هستند و به زندگی برگشته اند. آنها خوشحال بودند و خانواده هایشان خوشحال تر و ما هم با شادی آن جمع شاد شدیم و شادی ما زمانی بیشتر شد که افراد حاضر در سالن یکی یکی برخاستند ، دستها را در دست همدیگر زنجیر نموده و یک صدا دعا کردند: " خداوندا ، دانشی عطا فرما تا بتوانیم کلمات را مطابق با احکام الهیت به رشته تحریر در آوریم. غریزه فهم عزم عزیزت را در ما بکار، ما را به خدمت اراده خود در آورده و سند از خودگذشتگی مان را صادر کن، تا این کلمات در حقیقت از آن تو باشد نه از آن ما. شاید بدین وسیله دیگر لازم نشود که هیچ معتادی در هیچ جا از درد اعتیاد هلاک شود." ما نیز با جمع بلند شدیم ، دست در دست هم دعای مخصوص را زمزمه کردیم و آرام آرام سالن را ترک نمودیم در حالیکه من مرتباً این جمله را تکرار می کردم که " خواستن توانستن است "
به نام خداوند جان و خرد روزی که کاملا مطمئن شدم که دخترانم معتاد شده اند، لحظات سخت و طاقت فرسایی را گذراندم. وطبق معمول اولین کارم حرص خوردن و سروصدا بود. آن ها حتی یک لحظه هم حاضر نبودند که از چیزی که آنها را چنین وابسته به خود ساخته بود چشم بپوشند. تمام اوقات فراغتشان با این همنشین اعتیادآور سپری می شد. ونگرانی های من روز به روز بیشتر.فکر کردم که می توانم با خرید کتاب های علمی و یا داستان های بامزه و یا وسایل کاردستی و مجله هایی که از کانون پرورشی خریداری نمودم توجه آنها را به چیزی غیر از آن موجود لعنتی جلب کنم اما بی فایده بود. حتی یک بار تصمیم گرفتم که آتش این عامل اعتیاد را برای همیشه خاموش نمایم اما روزهای بلند تابستان و بی برنامگی و از همه مهم تر بلورهای اشک آنها هربار من را از این کار منصرف می گردانید. تا اینکه یک روز کاسه صبرم لبریز شد و بدون توجه به التماس ها و گریه هایشان آن لعنتی را جمع و جور نمودم و فقط روزانه به مدت دوساعت اجازه دادم که از آن استفاده کنند. واین چنین شد که از روزی که صدای تلویزیون در خانه ما خاموش شدخللاقیت بچه ها روشن گردید. در این مدت آن ها با اشیای دور ریز کاردستی های جالبی درست کرده اند.به طور مثال با یک جعبه خالی پنیر و مقداری کاغذ یک گاو وبا یک بطری کوچک ومقداری گواش و کاغذ رنگی یک طاوس زیبا ساخته اند. بهار در این مدت چند کتاب علمی را به طور کامل خوانده و هربار دانسته هایش را با اشتیاق با ما در میان گذاشته است. ومن امروز بیش از هر زمان دیگر به دخترانم می بالم. چهارمین اثر موسیقیایی گروه آریان به نام بی تو با تو منتشر شده است که به صورت آلبومی شامل دو سی دی قابل تهیه است. این گروه موفق ایرانی به همراه مدیر توانمندشان محسن رجب پور، در این اثر کلاس کار خود را با همراهی کریس د برگ خواننده مشهور صلح طلب اروپایی به نمایش گذاشته است. در سی دی تصویری ترانه ای که گروه با این خواننده نامی خوانده اند، بسیار به دل می نشیند. من شخصا از چهار ترانه اول این آلبوم لذت بردم و به نظرم بقیه ترانه ها، در حد و اندازه چهار ترانه اولی نیستند. از دوستان هم خواهش می کنم از کپی این اثر استفاده نکنند چرا که سی دی های اصل این اثر با مبلغ ۱۵۰۰ تومان قابل خریداری است و ارزش ندارد که برای این مبلغ ناچیز هم سرقت هنری کرده و هم از پشتوانه سازی برای هنر جلوگیری نمائیم و در اخر هم اضافه کنم که این تبلیغ مفتی برای گروه اریان صورت پذیرفته و در ضمن پسر خاله های من هم نیستند
|
درباره وبلاگ
![]()
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم و اگر سنگ بر راهمان نهيد، شك نكنيد كه ما هم مرداب میشويم.
منوی اصلی
صفحه نخستتازه های وب آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه ایمیل نویسندگان وبلاگ اضافه به علاقه منديها نويسندگان
داریوش راستیعبدالرضا شهبازی معصومه راستی محمد باقر غضبانی محمد مهدی شفیعی کرامت الله طاهری سید حیدر میرجهانمردی محمدرضا زاهدیپور حسن درویشی محمد رضا بشیری فتح الله صالحی فرد نویسنده میهمان آرشيو نويسندگان وبلاگ آخرين نوشتهها
قصه های در گوشیتــــــــــولـد نـــــــــــــــــور آزادی آدرس ما کجاست!؟ میوه برمزار اموات عید فطر ایرانی یا افغانی "گره گشو " مدرن حقوق شهروندي پرواز شاهین بر فراز آسمان فوتبال حذف حذف چند نکته پایه های نقد و انتخاب مناظره انتخابات دهم ریاست جمهوری معتقد یا شهروند؟ بدترین درد 20 نکته قانون و میوه روز معلم سیندرلای وطنی مورد عجیب دکتر محمود حسابی مرد نکونام شب و سحر همایش ها . کنگره ها وسمینار های اصلاح الگوی مصرف ملتها و فرهنگها بندر دیلم - نوروز 88 از دید دوربین ٍسيزده بدر امسال اطلاعیه آرشیو
آبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشيو موضوعی
عکسفرهنگ ديلم نويسندگان پيشنهادات سلامت و بهداشت ديلم شهر اطلاعات ديلم رشته تحصيلی آموزشی شعر و ادبیات شوراها متفرقه پيوندهای روزانه
به همه کفش پرتاب می کندعراق - كردستان پیرمرد 34 سال است که در دل کوه زندگی میکند! هزينه های اضافی تحريم ها بر مبادلات تجاری آخرین وضعیت بازار خودرو رتبه بندى حساب ذخيره ارزى كشورها كشف استوديوي ضبط ترانه عليه نظام بوش به هدف خود رسيد آرشيو پیوندها پيوندها
مترجم (عبدالرضا شهبازی)موسسه خیریه ولی عصر دیلم وبلاگ سی نیز وبلاگ لیراوی نصير بوشهر نسيم جنوب نشریه سیاسی بندر گناوه محمد دادفر هنرستان فنی و کاردانش پسرانه دیلم اشک مهتاب وبلاگ محمود داوودی مدیریت آموزش و پرورش دیلم حيات داوود فرودگاه بوشهر تنوب مرکز پیش دانشگاهی علامه دهخدا فرمانداري ديلم جاوید باد ایران و ایرانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم آموزشگاه رانندگی نوین شهرستان بندردیلم آمار وبلاگ
|
| استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد |