| خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک |
|
|
به بهانه سالروز درگذشت دکتر شریعتی
» نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولیکن سخت مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش که او یک ریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را « نمی دانم سالروز وداع با جسم یک فرهیخته، که مصادف با جاودانگی روح و تفکر ایشان است، بایستی تسلیت گفت یا تبریک. شاید این از خودخواهی انسان باشد که روز مرگ یک عزیز، ماتم زده باشد، چرا که هر فردی، جسم و روح عزیزش را توامان می خواهد. اما به نظر می رسد در مورد انسان اندیشمندی که روز مرگش اکثر ما یا هنوز به دنیال نیامده بودیم و یا در دوران کودکی به سر می بردیم، اما نوشته هایش روح و روانمان را آرامش بخشیده، تفاوت بسیار باشد. نوشتن در مورد اندیشمندی مانند دکتر شریعتی، کار من نیست و هدف از این نوشته، این نبوده که حتی شخصیت و تفکر ایشان را بررسی کنم، بلکه فقط مقصود گرامی داشتن یاد این دانشمند فرزانه است و بس. ایشان در خلوت خانه دل با خدای خویش چنین راز و نیاز می کند:
«خدایا رنجهای بزرگ، دردهای بلند و التهابهای زیبا و متعالی و مقدس بر جانم بریز. خداوندا! مگذار که ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر مرا با کسبه دین ، با حمله تعصب و عمله ارتجاع هم آواز کند! خدایا! قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند وبرای دین کار می کنند و نه از آنها که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند.»
ایشان، از خاطراتش در زندان ساواک چنین می نویسد:
«دستها را یکی از پس گردن و دیگری را از پهلو به پشت می رسانند، نمی رسند،اما می رسانند چندان که دنده های سینه بر می آید و گاه می شکند. صدای باز شدن قفسه استخوانی سینه همچون ترک خوردن تنه درختی خشک به گوش می رسد و آنگاه که دو مچ دست از پشت به هم رسیدند با دست بندی به هم می بندند و آنگاه بر این دست بند است که سنگی می آویزند یا پاره آهنی ، سنگینیش به تناسب رنجی که باید به اسیر داد، هماهنگ با صبرش، چه می گویم؟ درست به سنگینی عشقی که برای آزادی در خود نگاه داشته است.» یادش گرامی باد. مطلبی را که می خواهم بنویسم همه شما آنرا ازحفظ هستید،نتیجه آنراهم میدانید ولی براحتی ازکنارآن گذشته اید ومیگذرید! وعلت آن نیز همان آست که درانتهای این مطلب وسلسله مطالب آتی از آن نتیجه میگیریم.آیا تاکنون فکر کرده اید ما " دیلمی یل"چقدر خوب هستیم !!؟ اگر معیار وملاک خوب بودن قانع وخاموش بودن باشد (نمی خواهم واژه نا مناسب بی تفاوت بودن را استفاده کنم!!) بی شک ما چیزی بسیارفراتراز خوب هستیم وهیچ واژه ای در ادبیات زبان های رایج هم معنا ومصداق آن نیست..!.چرا که مامستمرا" متوالیا" آرام،خاموش،قانع،خاموش،خاموش وخاموشیم. اصولا خوب مکرریم!! چندی پیش حدود ساعت 10شب بطرف بازار رفتم متوجه شدم میدان وقطعه بلوار" امام حسین ــ حسینییه اعظم " مرکز شهر تاریک است.جمعی آشنا که سرشان به تن شان می ارزیدوبعضا" مدعی بودند جلو پاساژ حاج ماندنی گرم صحبت بودند.اتفاقا یکی ازدوستان که بارها با من درد دل می نمود ودلسوز شهر و دوره ای نیز کاندیداتوری شورا هم درسر داشت در آن جمع بود از آنان پرسیدم:چرا میدان خاموشه ؟ یکی از آنها گفت: نونیم دوشوه خاموشه، پرس ما ایکنی سی چه خاموشه ( دستش تکان داد وگفت:هـــی هــــــــی ،سی ما ایگه سیچه خاموشه !؟ انگارمن تکنسین اداره برق بودم. گفتم: شما دراین دوشب زنگ نزدید اداره برق ببیند مشکل چیه؟همان دوست دلسوز شهر ما باصدای بلند عوام پسندانه وحق بجانب گفت:ماباید زنگ بزنیم !!؟ شما بالا نشسینه حقوق دولت مفت ایخرین، ما زنگ بزنیم !!!؟ گفتم ماچند کارمند فرمانداری نمی توانیم مثل " زبل خان "هر زمانی ، اینجا ،آنجا وهمه جا باشیم .وقتی شما حداقل برای رفاه خود و رونق مغازه اتان حاضر نیستید یک زنگ به اتفاقات برق بزنیدچطور می خواستید به عنوان نامزد شورا برای خدمت به مردم وشهرتان وقت بگذارید.!!! اصلا چه اشکالی دارددر قبال شهرت احساس مسئولیت کنی ویک مسئله کوچک وکم هزینه را پیگیری نمایی.!؟درهمان جا با اتفاقات تماس گرفتم و علت را پرسیدم وتلفن را برای آگاهی دوستان روی آیفن گذاشتم از پاسخ کارمند برق متوجه شدیم بندگان خدا اطلاعی ندارند چراغهای میدان خاموش است وبا تعمیراتی که روز گذشته پشت حسینیه داشته اند اشتباها"آن فاز نیز قطع شده ودراین دوروز ( شاید چندین روز یا ماه هم می گذشت)کسی اطلاعی نداده است به هرصورت مسئله حل شد .... اما چرا همه ما در مقابل شهرمان احساس مسئولیت نمی کنیم وزمان (قابل پیشرفت )رابااغماض وسکوت می گذرانیم. چه کسی باید حرف بزند ؟من وتو .؟ کی؟ آری من وتو، همه ما. میخواهیم حرف بزنیم از حق مان بگوییم سکوت خوب ودیرینه خود را بشکنیم. از خمودی ولموری وخنثی بودن فاصله بگیریم .آنان که ضعیف نفسند و بی اراده ، توجیع میکنند کی مهل ما اینه .یا "ول کو ببا دلت درد ایکنه دس ری سر خوت بنه کلات باد نبره " چه کسی باید روح حیات واحساس رادرما مردگان خاموش بدمد.!!؟همه ما مسئولیم وباید برای شکستن این حصار بکوشیم وبجنگیم مخصوصا ماها که جامعه برایمان هزینه نموده، اعتبار گذاشته تا اعتبار داشته باشیم وعنوان های دیپلمه لیسانسه، فرهیخته،مهندس ،دکتر و...را یدک می کشیم و لباسها ی اتو کشیده می پوشیم دستمان به قلم نزدیکتر است وزبانمان گویاترو بر زمین این شهر باابهت گام میگذاریم می بایست بیشتر احساس مسئولیت کنیم. نه اینکه کارگران مغازه داران .جاشوان لنج ها بی تفاوت باشند وظیفه ماست که ــ اصل احساس مسئولیت ـ رابه عنوان یک نیاز به دیگر اقشار جامعه القاء نماییم وگرفتار جــــوّ خوب وخاموش بودن نشویم کسی نمی آید این احساس خوب بودن که عامل رکود وپسروی ماست را از درونمان بزداید. خود باید تلاش کنیم برخیزیم وحرکت کنیم .دست به قلم ببریم وآرام آرام فریادمان را رساتر کنیم.من شورشی نیستم قصد شورش وتحریک هم ندارم اما شدیدا" نیز با دیپلماسی سکوت ضعف آلودمخالفم.سرشارم از زخم های خاموشم من که نه همه ما ، تحمل این زخمها نیز دشوار است. هر از چند گاهی با شما مطرح مکنم تا شاید برای التیام آنها درمانی بیابیم . اصولا نمی دانم از کی درفرهنگ وزبان وادبیات ما واژگان ـ ضعف ، سکوت ، بی تفاوتی ،خــوب ، قانع ، وقار وخاموشی همه باهم یک معنی یافته اند این مصیبت مضاعف است که بر ما وارد شده است وچون موریانه درونمان را فرو ریخته وما همچنان خاموشیم . ما چگونه می توانیم این حس تظاهر به خوب بودن را از وجودمان دور کنیم ...!!!؟
ابتدا قصد داشتم اولین پستم پس از مدتی ننوشتن، پرداختن به اعلامیه جهانی حقوق بشر و آشنا ساختن خوانندگان با مفاد آن باشد. ولی حیفم آمد با دراختیار داشتن نخستین منشور حقوق بشر که یادگار برجای مانده از کورش کبیر است این حق تقدم رعایت نشود. از این رو نخست منشور کورش را جهت آشنایی آن دسته از خوانندگانی که از مفاد آن اطلاعی ندارند ذکر می کنم و پرداختن به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر را به زمانی دیگر موکول می کنم. متن اصلی این منشور که به خط میخی و بر روی استوانه ای گلی حکاکی شده در سال 1878 کشف شد و اکنون در موزه سلطنتی بریتانیا نگهداری می شود. سازمان ملل متحد در سال 1971 با مسرت بسیار از یافتن نخستین منشور حقوق بشر دنیا، آن را به تمامی زبانهای رسمی آن سازمان ترجمه کرد. علاوه بر منشور حقوق بشر که در زیر خواهید خواند، این استوانه، شامل بخشهای دیگری است که در آن کورش به معرفی خود و حوزه ی امپراتوری خود می پردازد. منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر) تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين کنند . من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملتی تحميل نخواهم كرد، و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا نکند، و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت بر آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد . من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات چهارگانه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد . من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت کسی مال منقول يا غیر منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر، بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف کند. من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد . من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، اختیار کند و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ، و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند . من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود است و هيچ كس را نبايد به جرم تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير مي شود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران. من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند، و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد . و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك چهارگانه بر عهده گرفته ام ، موفق گرداند .
برای خواندن متن انگلیسی این منشور اینجا را کلیک کنید. به نام خداوند جان و خرد می گویند در روزگاران گذشته،کودکی در دکان مرد حکیمی شاگردی میکرد او هر روز برای آوردن آب کوزه ای را برمی داشت وراهی میشد و همیشه در هنگام راهی شدن مرد حکیم با جدیتی آمیخته با عصبانیت از او می خواست که مواظب کوزه باشد. تااینکه روزی کوزه افتاد و شکست پسر بچه هراسان به نزد استاد برگشت.حکیم ازاو خواست که آرام باشد چون همه حرفهای او بدین خاطر بود که کوزه نشکند حال که شکست دادو فریاد فایده ای در بر نخواهد داشت. اما حکایت حال ما برخلاف حکایت بالا است مادر برابر رویدادهاتازمانی که در جریانند سکوت می کنیم و پس از اتمام آنها تازه صدای داد و فریادمان بلند می شود.اگر ما نیزدر زمانیکه فرصت گفتگو وجود دارد نظرات خود را بیان نماییم بی تردید موفق تر خواهیم بود به طور مثال از همین روزهای آغازیین شورای شهر ،مردم دیلم می توانند با جمع شدن در محلی محترم چون مساجد که جایگاه پیوندها و همدلی هاست با آرامش و دوستانه از اعضای شورا بخواهند تا برنامه ها و طرحهای خود را با مردم در میان بگذارند . مردم خواسته های خود را با شورا در میان گذاشته و در مقابل میزان انتظارات شورا را از خود برای همکاری در ساختن شهری نیک جویا شوند. وبازهم تاکید براین است که اینکار در محیطی بسیار آرام وبا حفظ احترام طرفین باشد.بزرگواری و گذشت یکی از مهمترین راههای پیشرفت انسانها است وما با داشتن بزرگوارانی چون فرزندان و برادران و پدران شهیدمان در گذشته سرزمین خود بدون تردید موفقتر خواهیم بود. به نام خداوند جان و خرد چند روز است که بحث انتخابات مجلس شورای اسلامی داغ شده است.این مطلب هم به همین مناسبت می باشد. انتخابات شوراها یکی از نمادهای دمکراسی است.مردم با این انتخابات موفق می شوند که آزادانه بهترین ها را برای خود وکشورشان بخواهند.شاید گفته شود که مردم صلاحیت تشخیص بهترین ها یا بدترین ها را ندارند.اما آیا چگونه می شود که مردم را نسبت به آینده خود آگاه ساخت وبه آن مرحله ای رساند که نظرات خود را با اندیشه وآگاهانه مطرح سازند.آیا میتوان گفت چون دارای این علم ودانش نیستند که بتوانندانتخابگر بهترین برای خود و دیگران باشندپس باید از این حق محروم شوند . وآیا بهتر این نیست که به آنها اجازه داده شود تا در نظر خواهی ها شرکت کنند وبه دنبال آن مجبور به مطالعه بیشتر در مورد تواناییهای خود برای خواستن دنیایی باشند که بهترین ها را در خود دارد .آزادی فکر واندیشه انگیزه ای است که انسان به دنبال حقایق برود وبرای کشف آنها به مطالعه و گفتگو بپردازد .این آزادی برای پیشرفت یک کشور یا شهر لازم است زیرا اگر مردم در نظرخواهی هاشرکت نداشته باشند اندک اندک مسائل شهر وکشور در نزد آنان بی اهمیت شده وپیشرفت و پسرفت آن چیزی نیست که مردم به آن حساسیت ویا علاقه ای نشان دهند.در تاریخ گذشتگان ما تاکید فراوان بر لزوم مشورت با مردم شده است می گویندکه:"هنگام پادشاهی کورش ایرانیان آزادی داشتند و همه مردان آزاد بودند و سرور وفرمانروای بسیاری از مردمان دیگر نیز بودند .فرمانروایان رعایای خود را در آزادی سهیم کرده بودند .اگر در میان ایرانیان مرد خردمندی بود که می توانست اندرزی بدهد که مردمان را سودمند باشد چنان می کردند که همه مردم از خردمندی او استفاده کنند .پادشاه بر کسی حسد نمی ورزید،اما به همه آزادی می داد تا آنچه می خواهند بگویند وآن کس را که اندرز بهتر می داد ورای بهتر می نمود گرامی تر می داشت.این بود که کشور از هر لحاظ پیشرفت کرد وبزرگ شد زیرا افراد آزادی داشتند ودر میان آنان محبت بود و نسبت به هم احساس دوستی و خویشاوندی می کردند." حال که ما در کشور خود دارای این خوشبختی هستیم که می توانیم نظرات خود را مطرح واعضای شوراهای شهروکشورمان را خودمان انتخاب نماییم بهتراست که انتخاب ما از روی مطالعه وبررسی باشد نه احساسات و منافع زودگذری که نه تنها به صلاح ما نیست بلکه تضمینی در آن برای آینده فرزاندانمان نیزوجود ندارد. چند روز پیش به دنبال بهانه ای بودم که این شاخه گل را تقدیم به همه دوستان و همشهریانم کنم، که در تقویم چشمم به روز گل و گیاه یعنی جمعه 25 خردادماه خورد. بنابراین فرصت را مغتنم شمرده و ضمن تبریک به مناسبت این روز زیبا، این شاخه گل رز قرمز را به همه شما خوبان تقدیم می کنم. همین
بدون شرح و هیچ توضیح اضافی:
مدير آموزش و پرورش ديلم گفت: ساختمان يك مدرسه نوساز در اين بندر كه كمتر از دوسال از بهرهبرداري آن ميگذرد از نظر فيزيكي در معرض تخريب قرار گرفته است. غلامحسين زادمهر سهشنبه در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي با انتقاد از اين وضعيت افزود: حياط اين مدرسه بدليل تجمع آبهاي ناشي از بارندگي و زه آبهاي شور زيرزميني تبديل به درياچه شده و زيرساخت آن دچار فرورفتگي شده است. وي گفت: اين وضعيت، محيطي غيربهداشتي را براي دانشآموزان بوجود آورده و اولياي دانشآموزان از ادامه تحصيل فرزندانشان در اين محيط ابراز نگراني و انتقاد ميكنند. مدير آموزش وپرورش ديلم با بيان اينكه در اين زمينه به بيتالمال لطمه وارد شده گفت:بايدمسوولان ذيربط پيمانكار و ناظران اين طرح را مورد مواخذه قرار دهند. وي افزود: حتي چاه فاضلاب مدرسه نيز با آبهاي راكد درهم آميخته و بهداشت دانش آموزان را به خطر انداخته كه در برخي روزها اين عامل منجر به تعطيل مدرسه ميشود و تاكنون راهي براي خروج اين آبها پيدا نشدهاست. ساختمان مدرسه ابتدايي فرهنگ ديلم كه در دو شيفت دو خترانه و پسرانه فعاليت ميكند باصرف يك ميليارد و ۱۱۰ميليون ريال در دهه فجر ۱۳۸۴افتتاح شد و به بهرهبرداري رسيد. منبع:خبرگزاری جمهوری اسلامی و وبلاگ http://apdeylam.blogfa.com به نام خداوند جان وخرد صدای خنده بچه هایی که دست در دست بزرگترها به جشن آمده اند فرشته هارا نیز به خنده واداشته است.همه شادند ،نورهای رنگارنگ درپهنه آسمان به دنبال هم می ایند و میروند. خوراکی های ساده و خوشمزه حتی دهان پدربزرگها و مادر بزرگها را نیز آبدار ساخته وحضور آنان در کنار جوانترها جشن را زیباتر و با شکوه تر نموده است. .اینها همه تصاویر جشن مردمی در کشوری دوردست است.ومن در آرزوی داشتن این لحظه ها برای مردم کشورم و فرزندانم با خود میگویم چرا در پازل گسترده زندگی ما قطعه جشن چشم را نوازش نمی دهد؟.بدون تردید شما نیز پی برده اید که در زمان شادی دارای انگیزه و انرژی بیشتر برای زیستنید.از لحاظ علمی ثابت شده است که شادی تاثیر شگرفی بر سلامتی تن و جان دارد.به راستی این حس شادی را چگونه می توانیم در زندگی پررنگتر سازیم؟شادیهای گروهی و اجتماعی چه تاثیری در ایجاد و نمود این احساس دارند؟متاسفانه در کشور ما شادیهای گروهی که معمولا جوامع دیگر در کنار هم و با حضور گسترده همه خانواده ها برگزار میشود بسیار کم مشاهده می شود ویا آنچنان در پوسته باید نبایدها پنهانند که مسیر درست خود را گم کرده اند.در گذشته مردم ما زمان بیشتری را به شادی اختصاص می دانند شادیهای آنها پاک و ساده بود به پاکی و زیبایی همه آفریده های خداوند.آنها برای برپایی جشن در پی بهانه ای بزرگ و پیچیده نبودند .جشنهای آنان برای بارش باران،برای پرباری گندمزارها و برای آمدن بهار و زمستان بود.آنها شادی را از خواسته های خداوند برای بندگانش و انگیزه ای برای داشتن نیروی بیشتر برای سپاسگزاری از پروردگار مهربانشان می دانستند و غم و غصه را از اهریمنی ترین اندیشه های شیطان برای ایجاد تنبلی و رخوت و گسترش مرگ وناامیدی . شادی از زیباترین هدیه های خداوند مهربان است بیایید قطعه گمشده پازل زندگیمان،جشن را پیدا کنیم. ای فضای بیکران زندگی زیبای ناپیدا درتونفس کشیدن آرام است روییدن آشکار بودن آزاد تو اصل وجود هر بودنی بودن یعنی خود بودن ( این مطلب سیاسی نیست )
روز جمعه به بی حجاب ترین مکان دیلم رفتم ! باور نمی کنید؟؟!! روز جمعه به کنار دریا سری زدم ، حول و حوش ساعت ۱۱ صبح بود ، آب هم بالا اومده بود (مد بود) ، دیدم ماشین نیروی انتظامی اونجا پارک کرده و دو تن از مأمورین نیروی انتظامی هم با کسانی که تازه از دریا برگشته بودن و به طرف ماشین ها یا موتور های خود می رفتن صحبت می کردن، نزدیک تر رفتم ، متوجه شدم بحث آنها بخاطر نوع پوشش لباس های مردان و پسرانی است که برای شنا به کنار دریا آمده بودند ! یکی از همشهریان در جواب به مأمورین گفت : یعنی ایگی بی کوت شلوار برم من او ؟؟ په صبر کو تا برسوم تی ماشینوم تا لباسلمه عوض کنم ، په ایخی سینه خیز و دریه بیام تا تی ماشین ؟؟ در حالیکه خیلی از جواب فرد مذکور خنده ام گرفته بود ، برگشتم . کاش بجای اینگونه برخوردها ، فکر مناسبی برای محلی برای تعویض لباس در کنار دریا در نظر گرفته شود.
|
درباره وبلاگ
![]()
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم و اگر سنگ بر راهمان نهيد، شك نكنيد كه ما هم مرداب میشويم.
منوی اصلی
صفحه نخستتازه های وب آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه ایمیل نویسندگان وبلاگ اضافه به علاقه منديها نويسندگان
داریوش راستیعبدالرضا شهبازی معصومه راستی محمد باقر غضبانی محمد مهدی شفیعی کرامت الله طاهری سید حیدر میرجهانمردی محمدرضا زاهدیپور حسن درویشی محمد رضا بشیری فتح الله صالحی فرد نویسنده میهمان آرشيو نويسندگان وبلاگ آخرين نوشتهها
تــــــــــولـد نـــــــــــــــــورآزادی آدرس ما کجاست!؟ میوه برمزار اموات عید فطر ایرانی یا افغانی "گره گشو " مدرن حقوق شهروندي پرواز شاهین بر فراز آسمان فوتبال حذف حذف چند نکته پایه های نقد و انتخاب مناظره انتخابات دهم ریاست جمهوری معتقد یا شهروند؟ بدترین درد 20 نکته قانون و میوه روز معلم سیندرلای وطنی مورد عجیب دکتر محمود حسابی مرد نکونام شب و سحر همایش ها . کنگره ها وسمینار های اصلاح الگوی مصرف ملتها و فرهنگها بندر دیلم - نوروز 88 از دید دوربین ٍسيزده بدر امسال اطلاعیه فوتبال و سياست آرشیو
آبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشيو موضوعی
عکسفرهنگ ديلم نويسندگان پيشنهادات سلامت و بهداشت ديلم شهر اطلاعات ديلم رشته تحصيلی آموزشی شعر و ادبیات شوراها متفرقه پيوندهای روزانه
به همه کفش پرتاب می کندعراق - كردستان پیرمرد 34 سال است که در دل کوه زندگی میکند! هزينه های اضافی تحريم ها بر مبادلات تجاری آخرین وضعیت بازار خودرو رتبه بندى حساب ذخيره ارزى كشورها كشف استوديوي ضبط ترانه عليه نظام بوش به هدف خود رسيد آرشيو پیوندها پيوندها
مترجم (عبدالرضا شهبازی)موسسه خیریه ولی عصر دیلم وبلاگ سی نیز وبلاگ لیراوی نصير بوشهر نسيم جنوب نشریه سیاسی بندر گناوه محمد دادفر هنرستان فنی و کاردانش پسرانه دیلم اشک مهتاب وبلاگ محمود داوودی مدیریت آموزش و پرورش دیلم حيات داوود فرودگاه بوشهر تنوب مرکز پیش دانشگاهی علامه دهخدا فرمانداري ديلم جاوید باد ایران و ایرانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم آموزشگاه رانندگی نوین شهرستان بندردیلم آمار وبلاگ
|
| استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد |