| خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک |
|
|
به بهانه سالروز درگذشت دکتر شریعتی
» نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولیکن سخت مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش که او یک ریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را « نمی دانم سالروز وداع با جسم یک فرهیخته، که مصادف با جاودانگی روح و تفکر ایشان است، بایستی تسلیت گفت یا تبریک. شاید این از خودخواهی انسان باشد که روز مرگ یک عزیز، ماتم زده باشد، چرا که هر فردی، جسم و روح عزیزش را توامان می خواهد. اما به نظر می رسد در مورد انسان اندیشمندی که روز مرگش اکثر ما یا هنوز به دنیال نیامده بودیم و یا در دوران کودکی به سر می بردیم، اما نوشته هایش روح و روانمان را آرامش بخشیده، تفاوت بسیار باشد. نوشتن در مورد اندیشمندی مانند دکتر شریعتی، کار من نیست و هدف از این نوشته، این نبوده که حتی شخصیت و تفکر ایشان را بررسی کنم، بلکه فقط مقصود گرامی داشتن یاد این دانشمند فرزانه است و بس. ایشان در خلوت خانه دل با خدای خویش چنین راز و نیاز می کند:
«خدایا رنجهای بزرگ، دردهای بلند و التهابهای زیبا و متعالی و مقدس بر جانم بریز. خداوندا! مگذار که ایمانم به اسلام و عشقم به خاندان پیامبر مرا با کسبه دین ، با حمله تعصب و عمله ارتجاع هم آواز کند! خدایا! قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند وبرای دین کار می کنند و نه از آنها که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند.»
ایشان، از خاطراتش در زندان ساواک چنین می نویسد:
«دستها را یکی از پس گردن و دیگری را از پهلو به پشت می رسانند، نمی رسند،اما می رسانند چندان که دنده های سینه بر می آید و گاه می شکند. صدای باز شدن قفسه استخوانی سینه همچون ترک خوردن تنه درختی خشک به گوش می رسد و آنگاه که دو مچ دست از پشت به هم رسیدند با دست بندی به هم می بندند و آنگاه بر این دست بند است که سنگی می آویزند یا پاره آهنی ، سنگینیش به تناسب رنجی که باید به اسیر داد، هماهنگ با صبرش، چه می گویم؟ درست به سنگینی عشقی که برای آزادی در خود نگاه داشته است.» یادش گرامی باد. مطلبی را که می خواهم بنویسم همه شما آنرا ازحفظ هستید،نتیجه آنراهم میدانید ولی براحتی ازکنارآن گذشته اید ومیگذرید! وعلت آن نیز همان آست که درانتهای این مطلب وسلسله مطالب آتی از آن نتیجه میگیریم.آیا تاکنون فکر کرده اید ما " دیلمی یل"چقدر خوب هستیم !!؟ اگر معیار وملاک خوب بودن قانع وخاموش بودن باشد (نمی خواهم واژه نا مناسب بی تفاوت بودن را استفاده کنم!!) بی شک ما چیزی بسیارفراتراز خوب هستیم وهیچ واژه ای در ادبیات زبان های رایج هم معنا ومصداق آن نیست..!.چرا که مامستمرا" متوالیا" آرام،خاموش،قانع،خاموش،خاموش وخاموشیم. اصولا خوب مکرریم!! چندی پیش حدود ساعت 10شب بطرف بازار رفتم متوجه شدم میدان وقطعه بلوار" امام حسین ــ حسینییه اعظم " مرکز شهر تاریک است.جمعی آشنا که سرشان به تن شان می ارزیدوبعضا" مدعی بودند جلو پاساژ حاج ماندنی گرم صحبت بودند.اتفاقا یکی ازدوستان که بارها با من درد دل می نمود ودلسوز شهر و دوره ای نیز کاندیداتوری شورا هم درسر داشت در آن جمع بود از آنان پرسیدم:چرا میدان خاموشه ؟ یکی از آنها گفت: نونیم دوشوه خاموشه، پرس ما ایکنی سی چه خاموشه ( دستش تکان داد وگفت:هـــی هــــــــی ،سی ما ایگه سیچه خاموشه !؟ انگارمن تکنسین اداره برق بودم. گفتم: شما دراین دوشب زنگ نزدید اداره برق ببیند مشکل چیه؟همان دوست دلسوز شهر ما باصدای بلند عوام پسندانه وحق بجانب گفت:ماباید زنگ بزنیم !!؟ شما بالا نشسینه حقوق دولت مفت ایخرین، ما زنگ بزنیم !!!؟ گفتم ماچند کارمند فرمانداری نمی توانیم مثل " زبل خان "هر زمانی ، اینجا ،آنجا وهمه جا باشیم .وقتی شما حداقل برای رفاه خود و رونق مغازه اتان حاضر نیستید یک زنگ به اتفاقات برق بزنیدچطور می خواستید به عنوان نامزد شورا برای خدمت به مردم وشهرتان وقت بگذارید.!!! اصلا چه اشکالی دارددر قبال شهرت احساس مسئولیت کنی ویک مسئله کوچک وکم هزینه را پیگیری نمایی.!؟درهمان جا با اتفاقات تماس گرفتم و علت را پرسیدم وتلفن را برای آگاهی دوستان روی آیفن گذاشتم از پاسخ کارمند برق متوجه شدیم بندگان خدا اطلاعی ندارند چراغهای میدان خاموش است وبا تعمیراتی که روز گذشته پشت حسینیه داشته اند اشتباها"آن فاز نیز قطع شده ودراین دوروز ( شاید چندین روز یا ماه هم می گذشت)کسی اطلاعی نداده است به هرصورت مسئله حل شد .... اما چرا همه ما در مقابل شهرمان احساس مسئولیت نمی کنیم وزمان (قابل پیشرفت )رابااغماض وسکوت می گذرانیم. چه کسی باید حرف بزند ؟من وتو .؟ کی؟ آری من وتو، همه ما. میخواهیم حرف بزنیم از حق مان بگوییم سکوت خوب ودیرینه خود را بشکنیم. از خمودی ولموری وخنثی بودن فاصله بگیریم .آنان که ضعیف نفسند و بی اراده ، توجیع میکنند کی مهل ما اینه .یا "ول کو ببا دلت درد ایکنه دس ری سر خوت بنه کلات باد نبره " چه کسی باید روح حیات واحساس رادرما مردگان خاموش بدمد.!!؟همه ما مسئولیم وباید برای شکستن این حصار بکوشیم وبجنگیم مخصوصا ماها که جامعه برایمان هزینه نموده، اعتبار گذاشته تا اعتبار داشته باشیم وعنوان های دیپلمه لیسانسه، فرهیخته،مهندس ،دکتر و...را یدک می کشیم و لباسها ی اتو کشیده می پوشیم دستمان به قلم نزدیکتر است وزبانمان گویاترو بر زمین این شهر باابهت گام میگذاریم می بایست بیشتر احساس مسئولیت کنیم. نه اینکه کارگران مغازه داران .جاشوان لنج ها بی تفاوت باشند وظیفه ماست که ــ اصل احساس مسئولیت ـ رابه عنوان یک نیاز به دیگر اقشار جامعه القاء نماییم وگرفتار جــــوّ خوب وخاموش بودن نشویم کسی نمی آید این احساس خوب بودن که عامل رکود وپسروی ماست را از درونمان بزداید. خود باید تلاش کنیم برخیزیم وحرکت کنیم .دست به قلم ببریم وآرام آرام فریادمان را رساتر کنیم.من شورشی نیستم قصد شورش وتحریک هم ندارم اما شدیدا" نیز با دیپلماسی سکوت ضعف آلودمخالفم.سرشارم از زخم های خاموشم من که نه همه ما ، تحمل این زخمها نیز دشوار است. هر از چند گاهی با شما مطرح مکنم تا شاید برای التیام آنها درمانی بیابیم . اصولا نمی دانم از کی درفرهنگ وزبان وادبیات ما واژگان ـ ضعف ، سکوت ، بی تفاوتی ،خــوب ، قانع ، وقار وخاموشی همه باهم یک معنی یافته اند این مصیبت مضاعف است که بر ما وارد شده است وچون موریانه درونمان را فرو ریخته وما همچنان خاموشیم . ما چگونه می توانیم این حس تظاهر به خوب بودن را از وجودمان دور کنیم ...!!!؟
ابتدا قصد داشتم اولین پستم پس از مدتی ننوشتن، پرداختن به اعلامیه جهانی حقوق بشر و آشنا ساختن خوانندگان با مفاد آن باشد. ولی حیفم آمد با دراختیار داشتن نخستین منشور حقوق بشر که یادگار برجای مانده از کورش کبیر است این حق تقدم رعایت نشود. از این رو نخست منشور کورش را جهت آشنایی آن دسته از خوانندگانی که از مفاد آن اطلاعی ندارند ذکر می کنم و پرداختن به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر را به زمانی دیگر موکول می کنم. متن اصلی این منشور که به خط میخی و بر روی استوانه ای گلی حکاکی شده در سال 1878 کشف شد و اکنون در موزه سلطنتی بریتانیا نگهداری می شود. سازمان ملل متحد در سال 1971 با مسرت بسیار از یافتن نخستین منشور حقوق بشر دنیا، آن را به تمامی زبانهای رسمی آن سازمان ترجمه کرد. علاوه بر منشور حقوق بشر که در زیر خواهید خواند، این استوانه، شامل بخشهای دیگری است که در آن کورش به معرفی خود و حوزه ی امپراتوری خود می پردازد. منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر) تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين کنند . من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملتی تحميل نخواهم كرد، و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا نکند، و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت بر آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد . من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات چهارگانه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد . من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت کسی مال منقول يا غیر منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر، بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف کند. من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد . من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، اختیار کند و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ، و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند . من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود است و هيچ كس را نبايد به جرم تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير مي شود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران. من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند، و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد . و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك چهارگانه بر عهده گرفته ام ، موفق گرداند .
برای خواندن متن انگلیسی این منشور اینجا را کلیک کنید. به نام خداوند جان و خرد می گویند در روزگاران گذشته،کودکی در دکان مرد حکیمی شاگردی میکرد او هر روز برای آوردن آب کوزه ای را برمی داشت وراهی میشد و همیشه در هنگام راهی شدن مرد حکیم با جدیتی آمیخته با عصبانیت از او می خواست که مواظب کوزه باشد. تااینکه روزی کوزه افتاد و شکست پسر بچه هراسان به نزد استاد برگشت.حکیم ازاو خواست که آرام باشد چون همه حرفهای او بدین خاطر بود که کوزه نشکند حال که شکست دادو فریاد فایده ای در بر نخواهد داشت. اما حکایت حال ما برخلاف حکایت بالا است مادر برابر رویدادهاتازمانی که در جریانند سکوت می کنیم و پس از اتمام آنها تازه صدای داد و فریادمان بلند می شود.اگر ما نیزدر زمانیکه فرصت گفتگو وجود دارد نظرات خود را بیان نماییم بی تردید موفق تر خواهیم بود به طور مثال از همین روزهای آغازیین شورای شهر ،مردم دیلم می توانند با جمع شدن در محلی محترم چون مساجد که جایگاه پیوندها و همدلی هاست با آرامش و دوستانه از اعضای شورا بخواهند تا برنامه ها و طرحهای خود را با مردم در میان بگذارند . مردم خواسته های خود را با شورا در میان گذاشته و در مقابل میزان انتظارات شورا را از خود برای همکاری در ساختن شهری نیک جویا شوند. وبازهم تاکید براین است که اینکار در محیطی بسیار آرام وبا حفظ احترام طرفین باشد.بزرگواری و گذشت یکی از مهمترین راههای پیشرفت انسانها است وما با داشتن بزرگوارانی چون فرزندان و برادران و پدران شهیدمان در گذشته سرزمین خود بدون تردید موفقتر خواهیم بود. به نام خداوند جان و خرد چند روز است که بحث انتخابات مجلس شورای اسلامی داغ شده است.این مطلب هم به همین مناسبت می باشد. انتخابات شوراها یکی از نمادهای دمکراسی است.مردم با این انتخابات موفق می شوند که آزادانه بهترین ها را برای خود وکشورشان بخواهند.شاید گفته شود که مردم صلاحیت تشخیص بهترین ها یا بدترین ها را ندارند.اما آیا چگونه می شود که مردم را نسبت به آینده خود آگاه ساخت وبه آن مرحله ای رساند که نظرات خود را با اندیشه وآگاهانه مطرح سازند.آیا میتوان گفت چون دارای این علم ودانش نیستند که بتوانندانتخابگر بهترین برای خود و دیگران باشندپس باید از این حق محروم شوند . وآیا بهتر این نیست که به آنها اجازه داده شود تا در نظر خواهی ها شرکت کنند وبه دنبال آن مجبور به مطالعه بیشتر در مورد تواناییهای خود برای خواستن دنیایی باشند که بهترین ها را در خود دارد .آزادی فکر واندیشه انگیزه ای است که انسان به دنبال حقایق برود وبرای کشف آنها به مطالعه و گفتگو بپردازد .این آزادی برای پیشرفت یک کشور یا شهر لازم است زیرا اگر مردم در نظرخواهی هاشرکت نداشته باشند اندک اندک مسائل شهر وکشور در نزد آنان بی اهمیت شده وپیشرفت و پسرفت آن چیزی نیست که مردم به آن حساسیت ویا علاقه ای نشان دهند.در تاریخ گذشتگان ما تاکید فراوان بر لزوم مشورت با مردم شده است می گویندکه:"هنگام پادشاهی کورش ایرانیان آزادی داشتند و همه مردان آزاد بودند و سرور وفرمانروای بسیاری از مردمان دیگر نیز بودند .فرمانروایان رعایای خود را در آزادی سهیم کرده بودند .اگر در میان ایرانیان مرد خردمندی بود که می توانست اندرزی بدهد که مردمان را سودمند باشد چنان می کردند که همه مردم از خردمندی او استفاده کنند .پادشاه بر کسی حسد نمی ورزید،اما به همه آزادی می داد تا آنچه می خواهند بگویند وآن کس را که اندرز بهتر می داد ورای بهتر می نمود گرامی تر می داشت.این بود که کشور از هر لحاظ پیشرفت کرد وبزرگ شد زیرا افراد آزادی داشتند ودر میان آنان محبت بود و نسبت به هم احساس دوستی و خویشاوندی می کردند." حال که ما در کشور خود دارای این خوشبختی هستیم که می توانیم نظرات خود را مطرح واعضای شوراهای شهروکشورمان را خودمان انتخاب نماییم بهتراست که انتخاب ما از روی مطالعه وبررسی باشد نه احساسات و منافع زودگذری که نه تنها به صلاح ما نیست بلکه تضمینی در آن برای آینده فرزاندانمان نیزوجود ندارد. چند روز پیش به دنبال بهانه ای بودم که این شاخه گل را تقدیم به همه دوستان و همشهریانم کنم، که در تقویم چشمم به روز گل و گیاه یعنی جمعه 25 خردادماه خورد. بنابراین فرصت را مغتنم شمرده و ضمن تبریک به مناسبت این روز زیبا، این شاخه گل رز قرمز را به همه شما خوبان تقدیم می کنم. همین
بدون شرح و هیچ توضیح اضافی:
مدير آموزش و پرورش ديلم گفت: ساختمان يك مدرسه نوساز در اين بندر كه كمتر از دوسال از بهرهبرداري آن ميگذرد از نظر فيزيكي در معرض تخريب قرار گرفته است. غلامحسين زادمهر سهشنبه در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي با انتقاد از اين وضعيت افزود: حياط اين مدرسه بدليل تجمع آبهاي ناشي از بارندگي و زه آبهاي شور زيرزميني تبديل به درياچه شده و زيرساخت آن دچار فرورفتگي شده است. وي گفت: اين وضعيت، محيطي غيربهداشتي را براي دانشآموزان بوجود آورده و اولياي دانشآموزان از ادامه تحصيل فرزندانشان در اين محيط ابراز نگراني و انتقاد ميكنند. مدير آموزش وپرورش ديلم با بيان اينكه در اين زمينه به بيتالمال لطمه وارد شده گفت:بايدمسوولان ذيربط پيمانكار و ناظران اين طرح را مورد مواخذه قرار دهند. وي افزود: حتي چاه فاضلاب مدرسه نيز با آبهاي راكد درهم آميخته و بهداشت دانش آموزان را به خطر انداخته كه در برخي روزها اين عامل منجر به تعطيل مدرسه ميشود و تاكنون راهي براي خروج اين آبها پيدا نشدهاست. ساختمان مدرسه ابتدايي فرهنگ ديلم كه در دو شيفت دو خترانه و پسرانه فعاليت ميكند باصرف يك ميليارد و ۱۱۰ميليون ريال در دهه فجر ۱۳۸۴افتتاح شد و به بهرهبرداري رسيد. منبع:خبرگزاری جمهوری اسلامی و وبلاگ http://apdeylam.blogfa.com به نام خداوند جان وخرد صدای خنده بچه هایی که دست در دست بزرگترها به جشن آمده اند فرشته هارا نیز به خنده واداشته است.همه شادند ،نورهای رنگارنگ درپهنه آسمان به دنبال هم می ایند و میروند. خوراکی های ساده و خوشمزه حتی دهان پدربزرگها و مادر بزرگها را نیز آبدار ساخته وحضور آنان در کنار جوانترها جشن را زیباتر و با شکوه تر نموده است. .اینها همه تصاویر جشن مردمی در کشوری دوردست است.ومن در آرزوی داشتن این لحظه ها برای مردم کشورم و فرزندانم با خود میگویم چرا در پازل گسترده زندگی ما قطعه جشن چشم را نوازش نمی دهد؟.بدون تردید شما نیز پی برده اید که در زمان شادی دارای انگیزه و انرژی بیشتر برای زیستنید.از لحاظ علمی ثابت شده است که شادی تاثیر شگرفی بر سلامتی تن و جان دارد.به راستی این حس شادی را چگونه می توانیم در زندگی پررنگتر سازیم؟شادیهای گروهی و اجتماعی چه تاثیری در ایجاد و نمود این احساس دارند؟متاسفانه در کشور ما شادیهای گروهی که معمولا جوامع دیگر در کنار هم و با حضور گسترده همه خانواده ها برگزار میشود بسیار کم مشاهده می شود ویا آنچنان در پوسته باید نبایدها پنهانند که مسیر درست خود را گم کرده اند.در گذشته مردم ما زمان بیشتری را به شادی اختصاص می دانند شادیهای آنها پاک و ساده بود به پاکی و زیبایی همه آفریده های خداوند.آنها برای برپایی جشن در پی بهانه ای بزرگ و پیچیده نبودند .جشنهای آنان برای بارش باران،برای پرباری گندمزارها و برای آمدن بهار و زمستان بود.آنها شادی را از خواسته های خداوند برای بندگانش و انگیزه ای برای داشتن نیروی بیشتر برای سپاسگزاری از پروردگار مهربانشان می دانستند و غم و غصه را از اهریمنی ترین اندیشه های شیطان برای ایجاد تنبلی و رخوت و گسترش مرگ وناامیدی . شادی از زیباترین هدیه های خداوند مهربان است بیایید قطعه گمشده پازل زندگیمان،جشن را پیدا کنیم. ای فضای بیکران زندگی زیبای ناپیدا درتونفس کشیدن آرام است روییدن آشکار بودن آزاد تو اصل وجود هر بودنی بودن یعنی خود بودن ( این مطلب سیاسی نیست )
روز جمعه به بی حجاب ترین مکان دیلم رفتم ! باور نمی کنید؟؟!! روز جمعه به کنار دریا سری زدم ، حول و حوش ساعت ۱۱ صبح بود ، آب هم بالا اومده بود (مد بود) ، دیدم ماشین نیروی انتظامی اونجا پارک کرده و دو تن از مأمورین نیروی انتظامی هم با کسانی که تازه از دریا برگشته بودن و به طرف ماشین ها یا موتور های خود می رفتن صحبت می کردن، نزدیک تر رفتم ، متوجه شدم بحث آنها بخاطر نوع پوشش لباس های مردان و پسرانی است که برای شنا به کنار دریا آمده بودند ! یکی از همشهریان در جواب به مأمورین گفت : یعنی ایگی بی کوت شلوار برم من او ؟؟ په صبر کو تا برسوم تی ماشینوم تا لباسلمه عوض کنم ، په ایخی سینه خیز و دریه بیام تا تی ماشین ؟؟ در حالیکه خیلی از جواب فرد مذکور خنده ام گرفته بود ، برگشتم . کاش بجای اینگونه برخوردها ، فکر مناسبی برای محلی برای تعویض لباس در کنار دریا در نظر گرفته شود.
میگويند در عصر اطلاعاتيم. بسیار خوب. اين را می توانيم با بودن در جریان خواسته یا ناخواسته انواع جریانات اطلاعاتی حس کنیم. اما بودن در جریان اطلاعات لازمهاش up-to-date بودن یا به قولی ديگر بهروز بودن يا روزآمد بودن است. اما همين روزآمد بودن یعنی که مجبوری در بيشتر مواقع دنبال اطلاعات بروی و خود را در جریان توفنده آن رها کنی تا ذهن و وجود خود را به دست آن بسپاری. امروزه ابزارها و روشهای مختلفی برای اين منظور ایجاد شده است و هر روز هم شيوه جديدی ارائه میشود. نکته اينکه اين روزآمدی هزينه دارد و حداقل هزينه آن هم صرف وقت است. يعنی اينکه شخص هر روز بايد مقدار مشخصی را صرف بهروز شدن خود کند. اما گاهی وقتها زمان کم می آوری و از جريان اطلاعات عقب میمانی. عقب ماندن از اين جريان یعنی اينکه تو ديگر مثلاً با دوستانت به اصطلاح sync يا همگام نيستی و خود به خود از دامنه بحث آنها عقب هستی.جهت جلوگيری از اين مساله عليرغم صرف وقت، لازمهاش آن است که افراد ياد بگيرند که چگونه اطلاعات را اصطلاحاً دانهچينی کنند و البته آن هم به سرعت. یعنی اينکه ضمن ديدن همه اطلاعات، تنها دنبال اطلاعاتی بروی که مورد هدف و علاقه شما هستند. اين مساله مستلزم به کارگيری ابزار مناسب و نيز کسب تجربه و مهارت در شناخت اطلاعات است. در دنيای وب، امروزه اين ابزارها به طور عمده عبارتند از خبرخوانها يا همان rss و نيز سايتهای خبرخوان و مراجع لينک که خودشان مطلبی ندارند بلکه تجمعی از سرخط مطالب ديگر منابع اطلاعاتی و وبسايتها هستند که نمونههای آن امروزه فراوانند و به اصطلاح بخشی از وب 2 را دارند شکل میدهند. پس از مقدمه فوق، عليرغم به کار گيری چندين نوع از اين ابزارها چه بر روی کامپيوترم و چه بر روی گوشی موبايل و استفاده از هر فرصتی جهت بهروز بودن حتی در تاکسی يا سرويس محل کار و استفاده از وقتهای مرده مانند بودن در ترافيک هر روزه، باز هم امروز که ليست مطالب ناخوانده و مرور نشده را میدیدیم، متوجه شدم باز هم عقب هستم! نتيجه اينکه واقعا نمیتوان همه ابعاد اين جريان عظيم مطلب و اطلاعات را دروازهبانی کرد و دائم در حال گل خوردن هستی. شايد یکی از اين راهها جهت کمتر گل خوردن همان بازی ناجوانمردانه یا به عبارت ديگر حذف کانالهای اطلاعاتی کم اهميتتر باشد! به عبارت ديگر ليست اين کانالهای اطلاعاتی بايد دائماً در حال تغيير باشد و کانالهای کمتر مورد توجه را با موارد جديد و پراهميتتر جايگزين کنيم. من امروز چنين کردم! شما در اين وادی چگونه کسب مطلب میکنيد؟ آيا دروازهبان خوبی برای اطلاعات مورد علاقه خود هستيد؟ چگونه؟ در اين باره دوباره خواهم نوشت. جمعيت شهرستان ديلم در سرشماری عمومی نفوس و مسکن (آبان ماه 1385)
در اجرای تبصره 3 ذیل ماده 1 آیین نامه اجرایی انتخابات شورا های اسلامی شهرستان ، استان و شورای عالی استانها ، شورای اسلامی شهرستان دیلم در روز یکشنبه مورخ 20/3/1386 تشکیل گردیدکه اسامی آنان جهت اطلاع عموم به شرح ذیل اعلام می گردد. 1- اقای سید حسن موسوی فرزند : سید موسی رئیس شورای اسلامی شهرستان دیلم 2- آقای سید عیسی میرجهانمردی فرزند : سید مصطفی نایب رئیس شورای اسلامی شهرستان 3- آقای حسن اسماعیل زاده فرزند : یدالله منشی رئیس شورای اسلامی شهرستان 4- آقای سردار بهبهانی مقدم فرزند: مشکو عضو شورای اسلامی شهرستان 5- آقای سید علی موسوی فرزند: سید حمزه عضو شورای اسلامی شهرستان آگاهی و شناخت تاریخ جغرافیایی یک منطقه که مجموعه ای از اطلاعات پیرامون روابط انسانی و سوابق تاریخی، اجتماعی یک قوم یا جامعه در بستر طبیعی یا زیست محیطی است، در حقیقت تبیین هویت آن جامعه و منطقه است. چه جامعه و منطقه ای که فاقد شناسنامه و جغرافیای تاریخی باشد، جامعه ای بی هویت خواهد بود که اصل و ریشه خود را فراموش کرده و قادر به بازشناخت استعدادها و ضعف و قدرت خود نخواهد بود و در نتیجه در مورد آینده سازی و بهسازی حال آن نمی توان اقداماتی شایان انجام داد. بنابراین ضروری است که موقعیت های جغرافیایی و تاریخی هر منطقه مورد بازبینی و بررسی قرار گیرید تا براساس نظریه « گذشته چراغ راه آینده است» بتوان چشم انداز روشن و امیدواری برای زندگی و عمران و آبادی ترسیم نمود. آشنایی با پیشینه و دورنمایی از تاریخ و آثار تاریخی ، سیاحتی شهرستان دیلم و تمدنهای تاریخی موجود در منطقه بسیار لازم و ضروری است. هدف مدیریت وبلاگ ماهرویان گام نهادن در این راه خطیر و پرفراز و نشیب است که می تواند با دیدی نو ،بسیار گسترده تر و موشکافانه تر از گذشته و با بهره گیری از تکنولوژی جدید یعنی دنیای بسیار جذاب و گسترده اینترنت که امروزه جهان را به دهکده ای بیش مبدل نموده، به واکاوی و پرداختن عمیق به گستره ی تاریخ و فرهنگ شهرستانمان ، دیارمان و منطقه امان یعنی بندردیلم وارث تمدنهای بزرگ ماهرویان و شی نیز که در دورانی از تاریخ منشأ تحولات جنوب ایران بوده اند پرداخته شود. بدون تردید پیگیری مسائل و تحولات سیاسی بسیار لازم و ضروری است و این موضوع بر هیچ کس پوشیبده نیست، اما آیا فقط بُعد سیاسی منطقه برای شناخت منطقه و حرکت در جهت توسعه، عمران و آبادی منطقه امان کافی است؟ به نظر شما آیا نیاز نیست مسائل و ابعاد دیگر استعداها، توان و ظرفیت منطقه دیلم به دوستداران آن شناخته شده و بازگو گردد، تا گامهایی استوارتر از قبل در راه اعتلای آن برداشته شود. ما آمده ایم تا با پشتوانه شما عزیزان و مردمان بزرگ که وارث تمدنهایی تاریخی و ریشه دار بوده اید، یکبار دیگر به تاریخ پر رمز و راز دیارمان نظری انداخته و در راه شناخت ناشناخته های آن گام برداریم. و صدالبته کراراً عنوان داشته ایم که به حمایتهای یکایک شما بسیار نیازمندیم. پس بیاید دست به دست هم داده و در این راه یعنی بازشناخت صورتی نو و تازه از استعدادها، قابلیتها و ظرفیتهای منطقه جدیتر از گذشته گام نهیم.... منتظر یاریتان هستیم .... ما را در این راه تنها نگذارید.... ((از دوستان می خواهیم هرگونه مطالب، تحقیقات و گزارشات تاریخی و یا آثار باستانی که در اختیار دارند، با تهیه عکس از آنها به ایمیلمان ارسال دارند.)) معلم عزیزم، به یاد دارم که بارها از من خواستی انشایی با موضوع «علم بهتر است یا ثروت» بنویسم. یادم می آید هر کس در دو راهی بین بهتر بودن علم یا ثروت قرار می گرفت، تو با اطمینان، صحبت از برتری علم از ثروت می کردید و در توجیه صحبت خود هزار دلیل می آوردید. من در نیمکت سوم با عشق و علاقه به چهره ات نگاه می کردم و آرزو می کردم روزی پله های ترقی را طی کرده و به جایگاهی که تو اکنون در آن هستی، برسم. دوست داشتم من هم با عمق وجود به این باور می رسیدم که علم بسیار بالاتر و برتر از ثروت است. به دلایلی که تو می گفتی. تو می گفتی که علم فنا ناپذیر است اما ثروت روزی تمام می شود. تو می گفتی، یک عالم هیچ وقت از علمی که دارد پشیمان نمی شود. تو می گفتی علم، ثروت را هم می تواند به دنبال داشته باشد اما ثروت هیچ گاه علم را در پی نمی آورد. من آن روز به حرف تو ایمان آوردم اما نمی دانم مرا چه شده که از وقتی تو را که اکنون دوران بازنشستگی خود را می گذرانی، کنار دست فروش ها در بازار لوکس فروشی دیدم دوباره در برزخ بین رجحان علم بر ثروت قرار گرفتم. آیا پایان هر کس که دنباله رو علم است بایستی همین باشد؟ آیا شما را سزاوار است که با این سن و سال و با این سابقه تدریس، در حال فروش ترقه که همیشه خودت ما را از استفاده آن منع می کردی ببینم؟ این رسم کدام روزگار است که تو را اکنون به این شکل درآورده؟ آیا عاقبت من هم که تو را الگوی خود قرار داده ام همین است؟ آیا من نیز در دوران بازنشستگی برای امرار معاش یا هزینه دانشگاه فرزندم و یا هر دلیل دیگری در سن پیری دست به دامان یک مغازه دار می شوم که اجازه دهد در جلو مغازه اش بساط پهن کنم؟ ای کاش روزی که تو را در آن وضع می دیدم، خجالت نمی کشیدم و مثل همیشه به سمتت می آمدم و همین سئوالات را از خودت می پرسیدم. من از تو خجالت نکشیدم بلکه از خودم خجالت کشیدم که بایستی این صحنه را ببینم و دم بر نیاورم. امید دارم این نامه را ببینی و جواب مرا بدهی تا بدانم که آیا هنوز هم علم بهتر از ثروت است یا نه؟ من می دانم که تو در جوابم می گویی، کار برای مرد عار نیست اما آخر چه کاری و چه مردی؟ معلم عزیزم! یادت می آید به ما می گفتی، عالم هیچ گاه از علم خود پشیمان نمی شود. حال می خواهم بدانم که آیا هنوز همین باور بر تو غالب است یا با تغییر چهره روزگار، باور تو هم تغییر کرده؟ به من بگو چه کسی در این بین مقصر است؟ علم امروزی، عالم امروزی یا دنیای امروزی؟ من هنوز هم همان دانش آموز مشتاق تو هستم که امید به راهنمایی های تو دارم. پس بر من منت گذار و مرا از این پریشانی نجات ده که هنوز هم خواهان شنیدن صحبت هایت هستم. نمیدانم چقدرمهم باشدکه من یاهرکس دیگربگویید:کی به دنیاآمده ام،صبح بودیاشب،هوا آفتابي بودیاابری و....مهم این است که بگوییم باید چگونه باشیم وازآن مهمتراینکه باجرات وصداقت بگوییم چگونه هستیم ودر کف خودبرای دیگران چه داریم!؟ امااینک که قراربراین است وچهارچوب این دریچه اینگونه میخ خورده که، برای ورودبه این کندوی عسل خود رامعرفی وشناسایی نماییم (هرچندکه دراین شهرصمیمی ما همه برای هم آشناییم) به عرض می رسانم؛ من فتح اله صالحی فردمتولد وساکن بندردیلم،تحصیلات خودرا دررشته کارشناسی علوم اجتماعی _ دانشگاه پیام نور بوشهرشروع نمودم اما(به دلایلی)به پایان نرسانده وبااخذ کاردانی این رشته اکتفاء ودرپی تکمیل آن هستم.درکنارشعراء و اُدبای شهرم به شعروادبیات عشق می ورزم با ورزش بیگانه نیستم به مسایل سیاسی نیز بی توجه نبوده وباموضوعات فرهنگی – اجتمایی و تاریخ وجغرافیا انس وارتباط دیرینه دارم. کارم را رسما محدود زمانی همراه با مددجویان دلسوز کمیته امداد درواحدفرهنگی این نهادشروع کردم وبا تبدیل بخش دیلم به شهرستان وتاسیس فرمانداری درسال 1375به عنوان مسئول دفتر(وقت)ومسئول روابط عمومی (تاکنون)همگام با معدودهمکاران خوددرخدمت مردم عزیزشهرستانم بوده ام.امیدکه باپذیرش شماو ورودبه این وبلاگ ارزشمند،درراستای توسعه همه جانبه شهرستان وکاهش مشکلات گامی برداشته ورابطی باشم بین خوانندگان عزیزومسئولین.به امیدسرافرازی جاودانه ایران وایرنیان ورشدورونق این دیار پاک وپرافتخار. مدتی است که کار فیلترينگ اينترنت در ايران وارد مراحل خاصی شده و به عبارت ديگر مثلاً هوشمند شده است. آنقدر طی اين سالها در مورد فيلترينگ در وبلاگها و وبسايتها و رسانههای مختلف صحبت شده که ديگر من نمیخواهم کلمهای به آن همه حرف البته بیحاصل اضافه کنم ولی اين آخری اگر واقعيت داشته باشد ديگر واقعاً برای خودش تحفه است. تحفه به اين دليل که کار را علاوه بر کنترلهای انسانی به يک سری روبات هوشمند نيز سپردهاند بدين معنی که روبات محتوای وبلاگ يا وبسايت شما را مورد کنکاش و بررسی قرار داده و به دنبال کلمات ممنوعه میگردد و در صورت تشخيص آن کلمات، وبسايت يا وبلاگ شما به صورت خودکار در ليست سياه قرار خواهد گرفت. توضيح اينکه در اينجا منظور از روبات يک سری برنامههای کامپيوتری هستند که فرض کنيد راه می افتند و در فضای وب گشته و به وبسايتها و وبلاگهای مختلف سر زده و مطالب آنها را پردازش کرده و اطلاعات مورد هدف برنامهنويسشان را با خود میبرند. نکته اينکه کلمات ممنوعه در هر شکلی که در محتوای شما باشند ممنوعه محسوب می شوند. مثلا اگر شما در متنتان به جايی لينکی دادهايد و در آن نشانی، حروفی به گونهای پشت سر هم قرار گرفتهاند که يکی از کلمات ممنوعه را تداعی کنند، کار تمام است. نکته جالبتر اينکه شما حق نام بردن از فيلترينگ و سانسورينگ و غيره را هم نداريد چون ظاهراً اينها هم جزو کلمات ممنوعه هستند! لذا همين مطلب هم میتواند وبلاگ ديلمیيل را به محاق فيلترينگ ببرد! در نتيجه ملت هنگامی که میخواهند مثل من در مورد اين مقولات صحبت کنند روی می آورند به ساخت کلمات جديد و عجيب و غريب و گاهاً بامزه و خندهدار مانند "قيلترينگ" يا "فيل تر" يا "fil+ter". البته ظاهرا اين غربالگری و ايندکسينگ فعلاً روی کلمات انگليسی است و مساله زمانی جالبتر خواهد شد که کلمات فارسی را هم شامل شود. به هر حال توليدکنندگان محتوا در وبلاگستان ايرانی بايد از اين به بعد بيشتر مراقب کلمات مورد استفاده خود باشند.
از آن طرف رقابت يک سری شرکتهای خصوصی کامپيوتری و گاه غيرکامپيوتری در ایجاد و راهاندازی اين ابزارها برای مشتی ريال بيشتر برای من جالبتر است. افرادی که خود احتمالا هيچ اعتقادی به مقولهی فيلترينگ ندارند و خودشان درون شرکتهايشان به يک اينترنت بیحد و حصر وصلاند اما برای ديگران اين گونه نسخه میپيچند! البته کيفيت برنامههای توليدیشان به خصوص در اين وادی حساس نيز همچون کيفيت ديگر محصولات ايرانی خود جای بحث دارد که در اين گفتار نمیگنجد. حاصل همه موارد فوق البته جنگی فرسايشی است ميان استفاده کنندگان خانگی و مجموعه خدمات رسان اينترنتی دولتی که معلوم نيست نتيجه آن چه خواهد شد. اما داستان همان داستان ورود راديو و تلويزیون و ويدئو و البته ماهواره است که اين آخری همچنان در تب و تاب است. در پايان در موفقيت اين طرحها همين قدر بگويم که چند وقت پيش که ديلم و در يک کافینت آن بودم و البته آن کافینت از خطوط مخابراتی و دولتی و البته فيلتر شده استفاده میکرد، مشتری بغل دستیام چيزهائی را داشت میديد که ظاهرا نبايد قادر به ديدن آنها میبود! وی که نوجوانی حداکثر دبيرستانی بود آنچنان مسلح به دانش و ابزارهای دور زدن موانع بود که منی که تخصصم اين رشته است از پس آن به راحتی برنمیآیم. اعتماد به نفس و راحتی خيال وی در يک مکان عمومی جهت ديدن آن محتوا و بدون آنکه سعی در پنهان کردن صفحه مانيتور خود داشته باشد نيز برای من عجيب و جالب بود. در اواخر سال 1384 به دفعات از سوي وزير ارتباطات وفن آوري اطلاعات اعلام گرديد كه تعرفه هاي پهناي باند اينترنت 50 درصد كاهش خواهد يافت وكاربران خانگي از اينترنت ارزان استفاده خواهند نمود.ايشان با گلايه از قيمت اينترنت گران تاكيد داشتند با توجه به وضعيت اقتصادي موجود، وظيفه ي ما ارائه ي اينترنت با پهناي باند بالا به صورت رايگان به همه ي مردم است. معاون محترم وزير هم اعلام داشتنداولين مصوبه شركت مخابرات ايران درسال 86 كاهش محسوس قيمت اينترنت خواهد بود. همچنين الگوي دولت الكترونيكي در جلسه ي استاني هيئت دولت دركرمان به تصويب مي رسد. همان طور كه مي دانيم درساختاردولت الكترونيك، بسياري از مراكز دولتي، موسسات ، شركتها،آموزشگاهها، مدارس و..... به شبكه ي ملي اينترنت متصل خواهند شد. آيا افزايش قيمت تعرفه ي اينترنت با اهداف دولت الكترونيك مطابقتي دارد؟ آيا با وجود كاهش قيمت پهناي باند، عدم تحقق وعده ي وزير محترم قابل تامل نيست؟ آيا به جز قيمت پهناي باند، آيتم هاي ديگري در تعيين قيمت نهايي اينترنت دخيل اند؟ آيا علت اصلي عدم كاهش قيمت اينترنت ديد تجاري دولت (به جاي ديد فرهنگي) به مقوله ي اينترنت نيست؟ اين روزها قيمت تعرفه هاي اينترنت در ديلم هم افزايش 35 درصدي داشته است. به همين منظورصحبتي داشتم با مديريت محترم ISP دنياي كامپيوتر، دوست بزرگوارم جناب آقاي نيما محمد رحيمي وعلت امر را جويا شدم. ايشان فرمودند :مناطق محروم از 40 درصد تخفيف تعرفه استفاده مي كرده اند كه اين تخفيف از اول سال 86 حذف شده وشهرستان هاي همجوار تعرفه هاي جديد(40 درصد افزايش) را از ابتداي سال اعمال نموده اند. ايشان اظهار داشتند: گرچه قيمت پهناي باند تاحدودي كاهش يافته ولي پهناي باند يكي از دهها پارامتر تاثيرگذار درقيمت اينترنت است . ندادن يارانه ، همچنين وجود هزينه هاي سربار فشارزيادي را به شركت وارد نموده به گونه اي كه ادامه ي ارائه خدمات با تعرفه هاي قبلي به هيچ عنوان وتحت هيچ شرايطي امكان پذيرنخواهد بود . مطمئن باشيد افزایش قیمت عليرغم ميل باطني ماست واتفاقا ارائه ي سرويس با تعرفه هاي كمتر،كاربران بيشتري را به استفاده از اينترنت مي كشاند. آقاي محمد رحيمي اظهار داشتند مشكل اصلي تعداد كم كاربرانOnline در سطح شهر مي باشد. كاربراني كه بيشتر آنها ماهيانه 3 تا 5 ساعت از اينترنت استفاده مي كنند!! در آخر نيماي عزيز وعده دادند كه حداكثر تا اواسط مردادماه، خدمات اينترنت با استفاده از سرويس هاي پرسرعت ADSL ارائه خواهد شد. به نام خداوند بخشاینده مهربان در ستون پیوندهای روزانه وبلاگ دیلمی یل، خبری خواندم مبنی بر آزاد سازی قیمت برق. این نوشته هم قصد بر نقد و چرائی و چگونگی این کار ندارد. تنها می خواستم دغدغه خود را از پرداخت پول برق دزد ها اعلام کنم. اگر این امر صورت پذیرفته و شرکت های منطقه ای بر اساس قیمت تمام شده برق بخواهند از مشتریان پول بگیرند به صورت خودکار، کارمند دوستان برق دزد خواهیم شد که باید بامداد تا شامگاه دویده تا پول انرژی مصرفی آنان را تامین نمائیم. بسیار روشن است که شرکت های برقی، تلاشی بنیادین برای ریشه کنی این تنگنا نکرده و ساده ترین راه که همانا سرشکن کردن هزینه ها بر فیش های دیگران است را انجام می دهند. پس پیش به سوی دوندگی بیشتر. به نام خداوند جان و خرد داشتم سبزی پاک می کردم که یکدفعه چشمم به مطلبی افتاد که در روزنامه ای که سبزیها در آن پییچیده شده بود نوشته بود.یک بحث روانشناسی در باره بهترین روش برای انتقاد .البته تمام متن وجود نداشت .با زحمت توانستم یکی دو خط را از بین گل ولای سبزیها بخوانم . گفته بود که در هنگام انتقاد بهتر است از کلمات مثبت استفاده کنیم یعنی به جای اینکه بگوییم:این کار را خیلی بد انجام دادی .می توانیم بگوییم تو می توانی این کار را بسیار بهتر انجام دهی.به نظرم جالب آمد و همان وقت به فکر تمام انتقادهایی افتادم که در این مدت از مسئولین مختلف کردیم .باخودم گفتم چه می شد که گاهی نیز از کارهای خوبی که توسط مسئولی یا شخصی انجام شده صحبت کنیم ویادمان باشد که هرکس سپاسگزار آفریده نبود ،قدردان آفریدگار هم نخواهد بود.یعنی این مسئولین شهر ما هیچ کار خوبی انجام نداده اند؟اگر تلاشی کرده اند بدون تردید باید بیان شود و گرنه بیچاره ها با این همه انتقاد بدون توجه به کارکردهای نیکشان تا حالا باید دچار افسردگی شده باشند .اگر زحمتی نیست دوستانی که در دیلم هستند جوانمردی کنند ودر این باره تحقیقی بنمایندسپاسگزار می شویم. |
درباره وبلاگ
![]()
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم و اگر سنگ بر راهمان نهيد، شك نكنيد كه ما هم مرداب میشويم.
منوی اصلی
صفحه نخستتازه های وب آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه ایمیل نویسندگان وبلاگ اضافه به علاقه منديها نويسندگان
داریوش راستیعبدالرضا شهبازی معصومه راستی محمد باقر غضبانی محمد مهدی شفیعی کرامت الله طاهری سید حیدر میرجهانمردی محمدرضا زاهدیپور حسن درویشی محمد رضا بشیری فتح الله صالحی فرد نویسنده میهمان آرشيو نويسندگان وبلاگ آخرين نوشتهها
شب یلدانذورات در ماه محرم سنگار افتو ِشهردار عید قربان گازوئیل قصه های در گوشی تــــــــــولـد نـــــــــــــــــور آزادی آدرس ما کجاست!؟ میوه برمزار اموات عید فطر ایرانی یا افغانی "گره گشو " مدرن حقوق شهروندي پرواز شاهین بر فراز آسمان فوتبال حذف حذف چند نکته پایه های نقد و انتخاب مناظره انتخابات دهم ریاست جمهوری معتقد یا شهروند؟ بدترین درد 20 نکته قانون و میوه روز معلم سیندرلای وطنی مورد عجیب دکتر محمود حسابی مرد نکونام آرشیو
دی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشيو موضوعی
عکسفرهنگ ديلم نويسندگان پيشنهادات سلامت و بهداشت ديلم شهر اطلاعات ديلم رشته تحصيلی آموزشی شعر و ادبیات شوراها متفرقه پيوندهای روزانه
به همه کفش پرتاب می کندعراق - كردستان پیرمرد 34 سال است که در دل کوه زندگی میکند! هزينه های اضافی تحريم ها بر مبادلات تجاری آخرین وضعیت بازار خودرو رتبه بندى حساب ذخيره ارزى كشورها كشف استوديوي ضبط ترانه عليه نظام بوش به هدف خود رسيد آرشيو پیوندها پيوندها
مترجم (عبدالرضا شهبازی)موسسه خیریه ولی عصر دیلم وبلاگ سی نیز وبلاگ لیراوی نصير بوشهر نسيم جنوب نشریه سیاسی بندر گناوه محمد دادفر هنرستان فنی و کاردانش پسرانه دیلم اشک مهتاب وبلاگ محمود داوودی مدیریت آموزش و پرورش دیلم حيات داوود فرودگاه بوشهر تنوب مرکز پیش دانشگاهی علامه دهخدا فرمانداري ديلم جاوید باد ایران و ایرانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم آموزشگاه رانندگی نوین شهرستان بندردیلم آمار وبلاگ
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد |