تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

اسفالت بلوار پاسداران

بالاخره خط اول بلوار ورودی شهر ( بلوار پاسداران ) اسفالت شد و وضعیت آزار دهنده و نازیبای این خیابان کمی تا قسمتی بهبود پیدا کرد. بایاست که از دست اندرکاران این کار قدردانی شده و به آن ها خسته نباشید گفت و برای آن ها بهروزی و پیروزی در آینده از خداوند بزرگ خواستار شویم. اما در کنار این مطالب لازم است نکاتی چند نیز گوشزد شد.

1-      قبل از هرگونه کار اسفالت می بایست سطح زیرین تمیز شود که برای این کار شستن و گرفتن باد به سطح کار معمول است؛ ولی متاسفانه این کار, برای این خیابان اعمال نشده است. اسفالت بصورت شتابزده و بدون انجام مراحل پیش نیاز ریخته شد.

2-      بعد از تمیز کاری، ریختن قیر مایع روی سطح تمیز شده جهت چسبندگی بین سطح پایه و اسفالت از واجبات است, متاسفانه این امر نیز صورت نپذیرفت.

3-      اسفالت بسیار شتابزده ریخته می شد و رعایت غلتک کاری و صافکاری آن نیز صورت نمی پذیرفت. این مشکل را می توان به سادگی دید چرا که هنوز پوشانده نشده است. نتیجه این شتابزدگی، سطحی بسیار ناهموار و نازیباست. پیشنهاد می کنم یک تانکر آب روی این اسفالت ریخته شود و نتیجه آن را ببینید.

4-      و در آخر اینکه: ما عادت کردیم که انجام کوچکترین وظایف مسئولین را منتی بزرگ بر دوش خود ببینیم. فقط خواهش می کنم حال که قرار است منتی سنگین بر دوش ما بگذارید، بی زحمت سنگ تمام بگذارید. خواهش می کنم.

لينک ثابت نوشته شده توسط داریوش راستی در یکشنبه سی ام مهر 1385 و ساعت 21:40
طولانی ترین نقاشی دیلم با موضوع شهادت حضرت علی

با تشکر از آقای دریانورد که زحمت کشیدند و عکس های زیر رو برای وبلاگ دیلمی یل تهیه کردند.گزارشی از این نقاشی به زودی در همین وبلاگ درج خواهد شد.

پیشنهادات به مسوولین امر

۱-پارچه برای شرکت علاقمندان به صورت مایل نصب شود تا در هر رده ی سنی فرد شرکت کننده متناسب با قد خود محلی را انتخاب کند و نقاشان کوچک ما برای رسیدن به پارچه خسته نشوند

۲- تبلیغات برای شرکت افراد به صورت گسترده تری صورت گیرد تا همه ی علاقمندان در این کارهای هنری شرکت کنند

این نقاشی طویل هم اکنون روبروی فلکه ساعت (دیوار درمانگاه امام صادق(ع)) نصب شده است .علاقه مندان می توانند این اثر هنری هنرمندان کوچک و بزرگ دیلمی را ببینند.

لينک ثابت نوشته شده توسط در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 18:9
درخواستی از نویسندگان وخوانندگان وبلاگ

با سلام وعرض خسته نباشید خدمت نویسندگان محترم وبلاگ بالاخص دوست خوبم جناب غلامی پور
موضوع :((نقدو نقادی وتحمل دیگران ))
می خواستم بحثی را شروع نمایم با موضوع فوق واینکه ما چقدربه انتقادات ودیدگاههای دیگران وتحمل آنها پایبندیم ؟انتقاد پذیری در جامعه ما چگونه است ؟
انتقاد پذیری یعنی تحمل دیگران . گوش فرادادن به صحبتها ونظرات دیگران وارزیابی وانتخاب بهترین دیدگاه
چرا برخی انتقاد پذیر نیستند ؟ مسائل شهرخودمان را بررسی نمائید . چرا برخی جوابیه ها حالت شکوائیه ولایحه دفاعیه دارد ؟ نمی دانم ولی بطورکلی برداشت من این است عرف جامعه ما به گونه ای است که کمتر تحمل نقد می باشد ودربین مسئولین وآحاد مردم به جد مشهوداست .
ازدوستی سوال کردم آیا شما انتقاد پذیر هستید ؟ گفت من آدم موفقی هستم ، چون انتقادات وتحلیل دیگران ازخودرا باکمال احترام می پذیرم .
وسوال دیگر اینکه آیا انتقاد همیشه خوب وسازنده است وآیا روش گفتاری خاصی دارد ؟
نقد اگرباحسن نیت وبدون از غرض شخصی ودرراه تقویت مخاطب باشد مفید است ودرغیراین صورت تخریب و .....
ازنويسندگان وخوانندگان محترم خواهشندم دراین مورد بیشتر مطلب بنویسند ، زیرا به نظر می آید اگر فرهنگ نقد وانتقاد وآنالیز خود ودیگران در جامعه رشد نماید ، کمک شایان توجهی به پیشرفت امور خواهد بود .
نوشته شده توسط مصطفی قائدی در مورخ 27/7/85ساعت 23:42

لينک ثابت نوشته شده توسط کریم غلامی پور در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 و ساعت 10:53
زیرذره بین2 ؛فرهنگسرا

آن مسائلی که همیشه در قیاس یک شهر با شهرهای دیگر بر آنها تاکید می کنیم و بیان آنها را وجهه تمایز بین دو شهر می دانیم ، بیشتر اوقات وضعیت قشر تحصیلکرده و تعداد مدارس و آموزشگاههای موجود در آنها هستند، گرچه همیشه ملاک تنها کیفیت و شرایط حاکم بر امر آموزش و تحصیل نیست بلکه در مثالی ساده تر می توانیم بگوییم : آن شهر سالن سینما دارد دیگری ندارد ، آن شهر سالهاست دانشگاه دارد دیگری به تازه گی صاحب دانشگاه شده است . اگر دقیق تر و ریز بین تر باشیم از وضعیت هنر و فرهنگ هنر هم در آن شهرها سراغی می گیریم ؛ از جایگاه و موقعیتش می پرسیم ، قصد داریم بدانیم هنر و هنرمند تاچه حد دراین شهرها پذیرفته شده و در حال پذیرش هستند. بله من می خواهم راجع به همین موضوع بنویسم . اولین نوشته ی من به عنوان نویسنده در وبلاگ بی ارتباط با این قضایا نبود بلکه شاخه ای از همین مشکلاتی بود که می خواهم باز هم از آنها صحبت کنم ، اولین بار استقبال زیاد بود بطوری که نه من و نه سایر نویسندگان تصور نمی کردیم با بیان مشکلات حاکم بر فضای هنری شهر ، خوانندگان این همه کنجکاو می شوند . این ازتعداد نظراتی که توسط آنها ارائه می شد ، کاملا مشخص بود . حال صحبت ازمکانی است که وظیفه ی ترویج هنر و سایر رشته ها را در شهرستانمان بر عهده دارد.  صحبت از فرهنگسرایی است نوپا که از تاریخ افتتاح آن مدت کوتاهی می گذرد ، گرچه بطور حتم دراین مدت کوتاه نیز آنچنانکه باید و شاید نام و آوازه ای برای خود نداشته و مردم از وجود آن بی اطلاع هستند . آنگاه که حرف از موسیقی و مشکلات هنر جویان بود ، می شد از بابت اینکه مرکز ترویج این هنر وظایف خود را بخوبی انجام نداده و ارزش و اهمیتی برای آن قائل نیست ، کاملا مطمئن شد . گرچه باز هم با وجود پیگیری های زیاد این ماجرا به نتیجه ای نرسید ، ولی باز هم امید خود را از دست ندادیم و به انتظار عملی شدن خواسته هایمان به راه خود ادامه دادیم . ولی هیچکس نمی توانست تصور کند روزی فرا می رسد که دیگر از همین فرهنگسرایی که وظایف خود را بخوبی انجام نمی داد ، خبری نباشد . گاهی وقت ها باید احتمال هر چیزی را بدهی و خود را بیهوده منتظر نگذاری ! 2 ماه پیش اساتید موسیقی فرهنگسرای ارشاد به ما هنر جویان اطلاع دادند که تا چند هفته برگذاری کلاسها به تعویق افتاده و تا زمان باز گشایی کلاسها مدتی طول می کشد . بنابراین پس از حدود 2 هفته پیگیر ماجرا  شدیم و با تماسهای پی در پی مطلع شدیم دیگر فرهنگسرایی در کار نیست و اداره ی ارشاد به مکان فرهنگسرا منتقل شده و تا اطلاع ثانوی فرهنگسرا تعطیل است . این تازه ظاهر قضیه بود چون هیچکسی از اینکه تا بحال مکان خاصی برای آنجا در نظر گرفته نشده به ما اطلاع نداد حتی ما خود متوجه شدیم اداره ی ارشاد به مکان فرهنگسرای ارشاد آمده و حدس می زدیم این جا به جایی دوطرفه  بوده به این معنی که فرهنگسرا هم به مکان قبلی اداره ی ارشاد رفته چون در گذشته نیز گاهی به این موضوع اشاره می شد ، بعضی می گفتند اداره ی ارشاد به این دلیل که کرایه ای نپردازد قصد دارد اسباب کشی کندو به فرهنگسرا بیاید ، و ما انتظارش را می کشیدیم . البته گفته می شود فرهنگسرا قرار است به خانه ی جوان انتقال یابد ، ولی خانه ی جوان کجاست!! همان ساختمانی که جنب مزار شهدای گمنام قرار دارد و نه به سیستم لوله کشی مجهز است و نه تلفن و نه برق کشی دارد ، به زبانی ساده تر نه آب دارد نه برق نه تلفن نه شیشه و نه پنجره!!!!!!! (( دیگه بهتر از این نمیشه)) حال خود می توانید قضاوت کنید : چطور می توان امید داشتن دوباره ی فرهنگسرا را داشت ؟! چطور می شود با وجود شنیدن جوابهای سر بالا از سوی کارمندان این اداره باز هم انتظار باز گشایی کلاسها را داشت ؟ آیا عدم وجود بودجه و کمبود امکانات ، پاسخی منطقی به جواب سوال ماست!! آنچه در این بین حائز اهمیت است بی قیدی و بی مسئولیتی تمام کسانی است که در این باره مسئولند . تا زمانی که چنین شرایطی بر فضای شهر ما حاکم است نه ازا ساتید و نه از هنرجو انتظار هیچگونه پاسخ و همکاری را نمی توان داشت . نمی دانیم این وضع تا چه زمان ادامه دارد ولی هرچه باشد چیزی جز اظهار تاسف را در بر ندارد.

 

 

لينک ثابت نوشته شده توسط الهام ستارپناهی در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 6:9
از سر دلتنگی

به باور من، یکی از بارزترین ویژگی ما ایرانی ها، بهانه گیری و نق زدن نهانی و به به و چه چه کردن آشکار می باشد. در باره نقاط ضعف داشته و نداشته زمین و زمان؛  در جمع های کوچک دوستانه و خانوادگی، ساعت ها با پشتکار مثال زدنی، سخن می گوئیم اما در صورتی که یکی از آن جملات ایراد شده، نیاز به واگویی برابر شخص نقد شده و یا محکمه ای باشد، گنگ شده و یا دیواری بلندتر از حاشا در مقابل خود نمی بینیم. چشمانی تیز بین برای دیدن نقاط ضعف همه کس و همه چیز داریم و از آنجا که همه ما مادرزاد، علامه دهر هستیم، کوچکترین شکی نیز به نقطه نظرات خود نداشته و همه آن ها را صائب می دانیم و به همین دلیل خود را سزاوار می دانیم که بی محابا آن ها را به زبان بیاوریم، البته در خفا و یا جمع های کوچک. و به همین نسبت نیز در به به کردن  مقابل دیگران چیره دستیم و کافیست که اینکار را شروع کنیم تا در ردیف کردن کلمات و عبارات متملقانه دست همه را از پشت ببندیم.

 به چرایی و چگونگی این ویژگی نمی پردازم ولی به نظرم این مسئله باعث می شود که باور و پالایش نظرات افراد بسیار دشوار گردد. هنگامی که شنونده  با پیش زمینه ذهنی باور فوق، به سخنان ما گوش می دهد به راحتی نمی تواند سره را از ناسره تشخیص دهد و اگر او هم از اهالی کوی فرهنگ ما باشد، راحت ترین کار ممکن، یعنی دروغ پنداشتن همه آن ها را به خود هموار می کند. آیا با این وضعیت می توان برای بهبود اوضاع؛ به نقدهای همدیگر استناد کنیم؟ بر پایه تعریف و تمجیدها؛ به تقویت بیشتر پرداخت و نقاط ضعف خود را در نظرات دیگران جسته و به رفع آن بپردازیم؟   

لينک ثابت نوشته شده توسط داریوش راستی در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 و ساعت 18:1
شهید عدالت

یا علی

لب تيغش به زهر کينه  تر کرد..

             علی را غوطه ور در خون سر کرد..

شگفتا،هيچ کس اين راز نگشود..

            چگونه کافری  شق القمر کرد؟

تعادل در جذب و طرد افراد
«أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما.»
با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.

                          شهادت امام علی(ع) را تسليت می گوئيم. 


لينک ثابت نوشته شده توسط کریم غلامی پور در شنبه بیست و دوم مهر 1385 و ساعت 23:44
یک راه جلو گیری از افت تحصیلی

بنام خدا

قبولي دانش آموزان در سال 1372 در دانشگاهها خاطره اي نيست كه به اين آساني از ذهن فرهنگ دوستان ديلم خارج شود و خيلي از عزيزاني كه امروزه مردم شهر از خدمات آنها بهره مند هستند و حتي بعضي از دوستاني كه در اين وبلاگ مطلب مي نويسند جزء  دانش آموزان آن سال مي باشند اما وظيفه ما در برهه كنوني اين است كه شكر گزار اين نعمت الهي باشيم و حال كه شما عزيزان توانسته ايد به اين رتبه علمي دست يابيد بياييد دست دانش آموزان كنوني را نيز بگيريد و آنچه در توان داريد به كار بگيريد تا بار ديگر شاهد افتخار آفريني دانش آموزان ديگر نيز باشيم 

لينک ثابت نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1385 و ساعت 23:10
پياده رو يا قهوه خانه ي شاه عباس

 

                                     

حتما بارها عبورتان به فلكه ورودي شهر ،روبروي شهرداري (فلكه جهاد ) افتاده است و شايد اين موضوع كه كل عرض پياده رو در جند محل تبديل به قهوه خانه شده است ،فكرتان را مشغول كرده باشد و چيده شده شدن ميزها ،صندلي ها و تخت ها و منقل و ... نصب پنكه سقفي بالاي انها ،دقيقا در پياده رو و پارك چندين خودرو را در خيابان كنار جدول روبروي همان محل در محل پارك ممنوع را نيز ديد ه باشيد .و هر وقت عبورتان به طور پياده به انجا بيفتد مجبور شده ايد از وسط خيابان رد شويد و شانس ان را داشته باشيد كه تريلي و تانكر ها و ... پشت سرتان بوق بزنند و جان سالم به در ببريد.

راستي چرا اين محل،آن هم درست روبروي روبروي شهرداري چند سالي است به همين وضع است و مسوولين شهر نسبت به ان ... . شايد اگر روزي مجبور شوند پياده ازان محل عبور كنند به فكر مي افتادند و شايد هم نظر ديگري داشته باشند و خواسته باشند براي حفظ سنت هاي قديمي قدمي برداشته باشند .نمي دانم نظر شما چيست؟

مطلبي از يك شهروند

لينک ثابت نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم مهر 1385 و ساعت 20:13
توسعه اجتماعی

اگر سیستم وجامعه ای پویا و رشد یافته را میطلبیم که حتما چنین خواهد بود توسعه ملزومات آن هم ضروری است. به باور بسیاری تحقق آرمانشهرها در سایه پیش زمینه های فکری و فرهنگی بسیاری بوده است که در این عرصه  اهالی فرهنگ نقش تاثیرگذاری خواهند داشت.

باورهای کهنه ای که به ساختار فرهنگی جوامع خصوصا در تفکرات سنتی ما رسوخ کرده سدراه بسیاری از کامیابیهای ممکن بوده است .

 

آ-آرزوهای کوچک

هرکس به اندازه خواسته هایش  بزرگ میشود.

این جمله از بزرگی است که برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ  گامهای بزرگ بسوی اهداف  و آرمانهای بزرگتر را لازم میداند.

حتما حافظه تاریخی خیلیها کمک میکند که مروری بر خواسته ها و برنامه های توسعه طلبانه شهریمان داشته باشیم. طومارهای چند متری نوشتیم - آمارهای جمعیتی خیالی دادیم و دسته دسته متحصن شدیم تا شهرستان شویم . بعد از آن به جان هم افتادیم که کی چه کاره شود و کی نشود.تنها دلخوشیمان این بود که از گناوه ایها برهیم.غافل از اینکه که توسعه و تعالی شهرمان بسته به شهرستان شدن یا نشدن نیست.

بعد از آن چه کردیم؟ آیا قناعت به اسم و عنوان کافی است.اگر بجای تجسم خواسته های کوچک به ترسیم خواستهای بلندتر و شایسته  شان و سابقه تاریخی امان میپرداختیم ، آیا باز هم به این زودی از موفقیتهای مقطعی اقناع میشویم.

 

ب –بی تفاوتی مزمن

انفعال و رکود در مقابل تحولات اجتماعی دامنگیر همه مردم ما –عوام و خواص – شده است .

بی تفاوتی در مقابل نابسامانیها و رفتارهای خلاف اجتماعی بی تردید اولین رهاورد آن ایجاد فضای امن برای قانون شکنان خواهد بود. اگر یاد بگیریم که در مقابل هر رفتار نادرست و هنجارشکنی -اعم از بی اعتنایی راننده  یک موتور سیکلت به چراغ راهنمایی تا سهل انگاری یک کارگزار دولتی در ادای وظیفه – ایستادگی کنیم ، اولین گام به سوی توسعه که امنیت اجتماعی است را بنا کرده ایم. در واقع با این کار خود را در رفتار منفی دیگران سهیم و مقصر میدانیم ،که این همان اجتماع واحد انسانی است.

 

برای این دو مقوله و باقی قضایا گناه وقصور اول  متوجه نسل تحصیل کرده و فرهنگی جامعه است که درواقع تولید کنندگان فکر و جهت دهنده فرهنگ خواهند بود

 

 

                                                                                                                         ادامه دارد.....

لينک ثابت نوشته شده توسط غلامعلي نامي در پنجشنبه بیستم مهر 1385 و ساعت 15:27
خود سوزی

وقتی وارد کوچه شدم هنوز بوی سوختن گوشت و نفت به مشام می رسید ولی از کسی یا چیزی خبری نبود ، حتی یک نفر پیدا نمی شد تا بتوانم شرح ماالوقع را از وی جویا شوم ، البته شنیده بودم که سمیه خودسوزی نموده ولی من بدنبال علت بودم ؟!! فردای آنروز خبر رسید که او بخاطر شدت جراحات وارده در بیمارستان جان سپرده است ؟!!

این تراژدی یا موارد مشابه کراراً اتفاق افتاده و خواهد افتاد و من دوست داشتم چند نمونه از خودسوزی های صورت گرفته طی سالهای اخیر را بازگو نمایم ولی به جهت جلوگیری از شناسایی افراد و خانواده های آنها از ذکرشان صرف نظر می نمایم .

راستی آیا شده به موضوع خودسوزی در دیلم فکر کنید ؟ آیا بنظر شما آمار خودسوزی در شهر ما از متوسط درصد کشوری بیشتر نمی باشد ؟! هر چند این موضوع نیازمند کارشناسی بیشتری از طرف اهل فن است اما با کمی تأمل و توجه هر کسی می تواند متوجه شود که درصد افرادی که از طریق خودسوزی در این شهر جان خود را از دست داده اند بر حسب جمعیت ساکن از رقم بالا و نگران کننده ای برخوردار است ؛ بنده در چند نوبت از دوستان آشنا به علوم مربوطه منجمله جامعه شناسی و آسیبهای اجتماعی درخواست نمودم که نسبت به بررسی موضوع و استخراج آمار واقعی ، همچنین ریشه یابی آن اهتمام کنند که متاسفانه محقق نشد .

چرا بیشتر قربانیان خودسوزی را در بین زنان و دختران جوان و نوجوان می بینیم ؟! یک انسان در چه زمانی به این درجه از بیزاری می رسد که خودش را به فجیع ترین شکل ممکن نابود سازد ؟!

آیا تاکنون به علل و عوامل شکل گیری روند خودسوزی توجه نموده اید ؟ چرا این معضل اجتماعی در جوامع محدود و سنتی بیشتر مشهود و ملموس می باشد ؟

چند پیش به مطلبی برخوردم تحت عنوان بالا بودن درصد خودکشی در استان ایلام و وقتی که آنرا با استان و شهرستان خودم مقایسه نمودم به این نتیجه رسیدم که علل و عوامل مشابهی در هر دو نقطه حاکم اند که در شکل گیری پدیده خودسوزی موثر واقع می شوند ، یعنی محدودیت و محرومیت زنان و تضییع حقوق زن در جوامع ما شباهتهای انکار ناپذیری با استان ایلام دارد پس در مجموع به این نتیجه می رسیم ، هر چه محدودیتها بیشتر باشد آمار خودسوزی نیز افزایش خواهد یافت .

خوب چرا درصد خودسوزی در بین زنان بسیار بیشتر از مردان است ؟! شاید اینطور تصور شود که بیشتر خودسوزیها در خانواده های متزلزل و یا کم توجه به مسائل مذهبی صورت می گیرد ولی این تصور نمی تواند صحیح باشد چون موارد متعددی از خودسوزی در افراد مقیدتر ، حتی اشخاص تحصیلکرده و مذهبی هم سراغ دارم که متاسفانه بعلت احتمال شناسایی خانواده آنها و تبعات اجتماعی بعدی از ذکر آن معذورم . علل و عوامل خودسوزی در بین مردان و زنان تفاوت های فاحشی با هم دارند ؛ طبق بررسیهای انجام گرفته و مشاهدات شخصی، علت اکثر خودسوزیها در مردان دیلمی حول و حوش اختلالات روحی و روانی یا مشکلات اعتیاد می باشد در حالیکه گستره عوامل خودسوزی در جامعه زنان بسیار فراتر و مجزا از این چند مورد است . دخترک به محض شنیدن خبر نامزادی دوست پسرش با یک دختر دیگر از خلوت خانه استفاده نموده و با چند لیتر نفت خود را به آتش می کشد و یا ثریای بی مادر بخاطر آذار و اذیت خواهر ناتنی یش خود را می سوزاند  . چه شرایطی فراهم شده که آنها دست به خودسوزی می زنند؟! آیا یک اختلاف جزیی خانواده گی بین زن و مرد می تواند موجب این اقدام وحشتناک گردد ؟ مطمئناً خیر !! چون موارد حادتر و اساسی تری پشت قضیه است که متاسفانه بعلت عدم بیان آن از طرف خانواده ها همواره مسکوت می ماند و با مرگ فرد با او به گور می رود ؟! لذا توصیه می شود از طرف مسئولین امر بخصوص دستگاه قضایی ، پزشک قانونی و پلیس و با استفاده از کارشناسان خبره و آشنا به علوم روان شناسی ، آسیب شناسی اجتماعی و .... علل و عوامل پیگیری و ریشه یابی شوند تا با شناسایی علت ها و بیان آن به مردم ، از بروز موارد مشابه جلوگیری بعمل آید . پس با شناخت عوامل موثر و بیان آن به خانواده ها و آموزش افراد جامعه می توان از بیشتر تنش ها و ناملایماتی که نهایتاً منجر به خودسوزی می شوند جلوگیری نمود و پیشنهاد می شود این آموزش ها در سطح مدارس مخصوصاً دبیرستانها و مراکر آموزش عالی مطرح گردند .

مواردی چند از عوامل موثر در بروز خودسوری :

1 ــ احساس تنهایی و بی پناهی زن در جامعه ما   

2 ــ عدم درک متقابل دربین افراد خانواده   

3 ــ عدم امکان طرح مشکلات در خانواده حتی با نزدیک ترین افراد ( پدر و مادر ) که منجر به بروز عقده های روانی می شود و در نهایت حوادثی از این دست را بدنبال دارد .

 4 ــ کشاندن مشکلات بیرون از محیط منزل و تعمیم آن به درون خانواده .

5 ــ تقاضای خواسته های نابجا که بعضاً طرف مقابل از انجام آن عاجز است .

6 ــ شکست و عدم توفیق در روابط عاطفی و عشقی .

7 ــ تحمیل ازدواج اجباری بر دختران از طرف خانواده .

8 ــ اختلافات مزمن و دامنه دار بین زوجین .

9 ــ وجود مشکلات جسمی و یا روحی و روانی .

در فوق چند مورد از علل موثر در خودسوزی بخصوص در بین زنان را برشمردم ولی مجموعاً چنانچه در بحث « زنگل » بیان کردم و همچنین پست های بعدی که توسط عزیزان نویسنده عنوان شد ، زن دیلمی هنوز تنهاست ، هنور گیج است و نمی داند مشکلاتش را با چه کسی باید در میان بگذارد ، هنوز خیلی از دختران ما خجالت می کشند جزیی ترین مسائل و مشکلاتشان را برای پدر و مادر بازگو کنند و حتی بیماری خویش را از آنها پنهان می دارند چه رسد به بیان مسائل روحی ، عشقی و عاطفی ؟!! من با صراحت می گویم هنوز در بخش اعظم خانواده های دیلمی درک و ارتباط متقابل بین افراد خانواده اعم از زن و شوهر و فرزندان بوجود نیامده است ؛ زن و مرد ما ریزترین مسائلش را با دوستان در میان میگذارد ولی حاضر نیست آنرا به طرف مقابلش بگوید ، پسر و دختر ما مشکلات و خواسته هایش را به دوستش می گوید، نه پدر و مادر !! چرا ؟؟ چون پسر با پدر و دختر با مادر و زن با مرد و همه و همه با هم بیگانه اند و از هم خجالت می کشند ، یک حیای ذاتی و غریزی ، بازمانده از گذشته های دور که می بایست اصلاح و تعدیل گردد ........

 

 

 

لينک ثابت نوشته شده توسط کرامت الله طاهری در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 17:37
قهرمانی آزادی

قهرماني تيم فوتبال نوجوانان آزادي ديلم (12/07/1385)

مسابقات فوتبال نوجوانان ديلم جام شهيد فهميده با شركت 7 تيم آزادي ؛بندر ؛ پويا ؛ شهباز ؛ شاهين ؛ وحدت و هما در زمين چمن مجموعه شهيد بهشتي ديلم بر گزار كه با قهرماني تيم آزادي و  با كسب 13 امتياز به پايان رسيد . تيم پويا نيز با كسب 13 امتياز اما با گل كمتر به مقام دوم رسيد و تيم وحدت نيز حايز مقام سوم شد .
عنوان آقاي گل مسابقات مشتركا به آقايان سيد سينا مهدوي از آزادي ؛ هادي حمادي و علي خدري از پويا و حيدر موسوي از وحدت رسيد .                        

                                                باتشكر از آقاي حسيني

                                            مسول روابط عمومی اداره تربيت بدني شهرستان ديلم

                                           منبع:  سايت فرمانداری دیلم

لينک ثابت نوشته شده توسط کریم غلامی پور در سه شنبه هجدهم مهر 1385 و ساعت 14:45
اگر دردم یکی بودی چه بودی

 

 

اولین نوشته ی من که به عنوان یکی از خوانندگان در وبلاگ ثبت شد ، راجع به نبود مشاوره ی تحصیلی و آموزشی بود که هم اکنون نیز در صدر لیست مشکلات دانش آموزان قرار دارد . امروز می خواهم بدون مقدمه چینی و توضیح و تفسیر برایتان از مشکلات دانش آموزان بگویم ، ضمنا هدف من ادامه ی مطلب افت تحصیلی نیست.

1_ این روزها کلاس سومی ها در به در به دنبال مشاوره ی تحصیلی می گردند که بتوانند برای برنامه ریزی صحیح از آن کمک بگیرند ، وقتی دانش آموزی بعد از 13_12 ساعت مطالعه در روز با رتبه ی نه چندان دلچسب دو هزار و سه هزار به پایان داستان کنکور می رسد ضرورت یک مشاوره ی تحصیلی برای برنامه ریزی صحیح ، راههای صحیح مطالعه و ... آشکار می شود . ما از مشاوره ی روز به روز و فرد به فرد

نمی توانیم استفاده کنیم اما می شود شماره تلفن یا آدرس مشاوری مکاتبه ای را در اختیار دانش آموز گذاشت ! نمی شود؟

2_ زنگ های تفریح بحث داغ ، معلم هاست که چیز عجیبی نیست شگفت انگیز اینکه لیسانس جامعه شناسی تاریخ درس می دهد ، لیسانس تاریخ جامعه شناسی ، لیسانس عربی ورزش و بسیاری گزینه های دیگر که در آن فاصله مدرک تحصیلی دبیر با  درس هایی که تدریس می کند زمین تا آسمان است .

گرچه فاصله ی واحد هایی  که دانشجوی دانشگاه جامعه شناسی پاس می کند با کتابهای جامعه شناسی دبیرستان هم دسته کمی از زمین تا آسمان ندارند ، ولی مطمئنا هر کسی خواستار این

است که بعد از اتمام دوره ی دانشگاهی در رشته ی تخصصی خود مشغول به کار شود ، دانش آموزان نیز خواستار دبیران با سابقه و قدرتمندند ! واقعا نمی توان این مشکل را حل کرد ؟ چرا ما باید به جای فکری برای این حل این مشکلات ، همیشه با آنها کنار بیاییم ؟! البته نباید تلاش این دبیران عزیز را برای هرچه بهتر کردن کار خود نادیده گرفت. هدف من تنها بیان این مشکلات برای رفع آنهاست نه ارزیابی و قضاوت در مورد کار دبیران .

3_ درد دبیر ریاضی که داد همه را درآورده . به نظر شما سالهای سوم ریاضی و تجربی بایر از دبیرانی بهره مند باشند که سالها سابقه و توانایی دارند ، یا کسانی که تازه اولین سال حضور خود را در کلاس و مدرسه تجربه می کنند ؟ شعار بزرگترها این است که متکی به خود باشید ، خودتان تلاش کنید فکر کنید معلم ندارید ، اما آیا می توان نقش آموزش و کیفیت آموزش را در موفقیت تحصیلی دانش آموز انکار کرد ؟

اگر این گونه بود که به این همه کلاس و درس و مدرسه نیازی نیست ! مدرسه را تعطیل می کنیم ، خودمان می خوانیم!!!

  

4_ ما باید برای خرید ساده ترین کتابهای کمک آموزشی یا تست هفته ها در صف انتظار باشیم، برای دسترسی به کلاسهای کنکور  یا آموزشهای ورود به کنکور هم البته به غیر از قلمچی باید به بهبهان یا

شهرهای دیگر رفت که عمدتا کسی شانس استفاده از آنها را ندارد . البته چند کلاس کنکور هست اما بسیار محدود ؛ برای مثال اداره ی آموزش و پرورش اعلام کرده ما به کلاس ادبیات یا استاد عربی نیاز نداریم ولی بر اساس کدام نظر خواهی از دانش آموزان یا کدام نشانه ی عدم نیاز به این دروس که پایه و اساس هستند ؟ چرا در حالی که ما اینگونه به آنها نیاز داریم و دنبالشان می رویم ؟ بزرگترها می گویند مگر ما کلاس داشتیم ، معلم داشتیم یا مشاور و این حرفها بود خودتان باید تلاش کنید ؛ خواستن توانستن است . اما آیا با افزایش این چنینی آمار شرکت کنندگان و تغییر نکردن آنچنانی ظرفیت دانشگاه ها و با وجود رقیبانی که در تهران و شیراز ، یا حتی بهبهان و گناوه از امکاناتی بهره مندند که شانسشان را در مقابل ما چندین برابر می کند . می توان به این حرف ها دل خوش کرد.

5_ فردا : حسابان، فیزیک، شیمی           ،  عربی ، ادبیات ، زبان فارسی این همه درسهای مشکل در یک روز ! تازه کی؟ پنجشنبه؟؟  در برنامه ریزی های انجام شده کمتر توجهی برای ظرفیت و توانایی عموم دانش آموزان خرج می شود . گاهی یک درس بدون فاصله در هفته تکرار می شود . گاهی تنظیم یک برنامه بیش از یک ماه به طول می انجامد . درست است بعد از گذشت چند ماه به آن عادت می کنیم ؛

در واقع به جای ساختن یک برنامه ی خوب ، ما با برنامه می سازیم!!

6_ از بحث کنکور که بگذریم تازه مشکلاتی رخ می نمایند که اگر بگویم از کنکور بیشتر نباشند کم اهمیت تر هم نیستند( به نظر من مهم ترند) مشکلاتی چون نبود برنامه های پربار فرهنگی ، نبود کتابخانه ، عدم توجه به روحیات متفاوت و نیازهای یک دانش آموز  ووووو....

 

بله عزیزان این قصه سر دراز دارد اینها تنها حرفهای دانش آموزان پایه ی متوسطه دخترانه است، فرصتی باشد  از ابتدایی و راهنمایی که به مراتب بسیار حساس ترند ....  خلاصه که اگر دردم یکی بودی چه بودی؟

  

  

 

 

 

لينک ثابت نوشته شده توسط زهرا محسنی فرد در سه شنبه هجدهم مهر 1385 و ساعت 6:41
مشکلات دانش آموزی ؛ مقدمه

 خوانندگان عزیز سلام؛

 

 با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه مبارک ، ما دانش آموزان دبیرستانی در نظر داریم طی  بیان مطالبی که در مراحل مختلف   نوشته و مورد بررسی و شرح و تفصیل قرار می گیرند ، به ذکر     مشکلاتی   بپردازیم که دانش آموزان مقاطع مختلف تحصیلی شهرمان به خصوص دبیرستان با آنها در گیرند .  هدف ، مطرح کردن آنها به صورت گسترده و بیان راهکارهایی جهت رفع آنهاست . بنابراین از شما خوانندگان محترم و بخصوص دانش آموزان عزیز می خواهیم ما را از نظرات و پیشنهاد های موثرتان بی بهره نگذارید . ضمنا اگر مایلید به شکل حضوری این مشکلات را مطرح و راجع به آنها راحت تر و بی پرده تر صحبت کنید ، به کلاس سوم ادبیات دبیرستان " فاطمه الزهرا"  خانمها " زهرا محسنی " و " الهام ستارپناهی" مراجعه نمایید . منتظر شنیدن درد و دلها و سخنان ارزشمند تان هستیم.

با تشکر

 

 

لينک ثابت نوشته شده توسط الهام ستارپناهی در سه شنبه هجدهم مهر 1385 و ساعت 6:15
آزادی فکر

استاد شهید مرتضی مطهری از نوادر بزرگانی بود که دین اسلام را بصورت مجموعی و نه تک بعدی می شناخت و معرفی می کرد. احاطه عجیب او بر اکثر شاخه های علوم اسلامی ( خصوصاً فلسفه اسلامی ) از او دین شناسی ساخت که زمان بسیار باید طی شود تا کسی دیگر همچون او پای بر عرصه وجود گذارد. میراث عظیم و گسترده ای که حاصل بیان و بنان اوست خوان گسترده ای است برای کسانی که سعی دارند از منبعی مطمئن با زوایای گوناگون دین اسلام آشنا شوند. به غیر از آثار بسیار تخصصی او مانند درسهای اسفار صدر المتالهین و شرح منظو مه سبزواری و .. تقریباً همه آثار او را که بالغ بر 60 جلد کتاب است خوانده ام و از این نظر به توصیفاتی که بزرگان از آثار او ابراز داشته اند بصورتی عینی ایمان آورده ام. و هرکه را خواهان آشنایی با دین اسلام بوده است پس از منابع دسته اول اسلامی به آثار ایشان ارجاع داده ام.

امام خمینی ( ره ) در جمله ای بیاد ماندنی به مناسبت سالروز شهادت ایشان فرمود:

" آثار قلم و زبان او بی استثناء آموزنده و روانبخش است....آثاری که از او هست، بی استثناء خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بی استثناء آثارش خوب است. ایشان بی استثناء آثارش خوب است، انسانساز است." ( به نقل از کتاب سیمای استاد در آینه نگاه یاران/ صفحه 22 / انتشارات صدرا/ چاپ 1371 )

 

در جمله ای عجیب تر که بیانگر اصالت آثار آن حکیم فرزانه است مقام رهبری فرمود:

" آثار استاد شهید مطهری مبنای فکری نظام جمهوری اسلامی ایران است. " ( به نقل از کتاب جلوه های معلمی استاد مطهری/ صفحه 15 /انتشارات مدرسه / چاپ 1372 )

از این روی بر آن شدم تا بخشی از نظرات آن شهید بزرگوار را درباره آزادی فکر در این پست نقل کنم باشد تا رهروان آن شهید عزیز بیش از پیش با اندیشه های آن مرد بزرگ آشنا شوند.

 

 

1-   من اعلام می کنم که در رژیم جمهوری اسلامی هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کردن اندیشه ها، خبر و اثر نخواهد بود. همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشه ها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند.( پیرامون انقلاب اسلامی/ صفحه 11 / چاپ 1373/انتشارات صدرا)

2-   من به همه دوستان غیر مسلمان اعلام می کنم، از نظر اسلام تفکر آزاد است، شما هر جور که می خواهید بیندیشید، بیندیشید، هر جور که می خواهید عقیده خودتان را ابراز کنید _ به شرطی که فکر واقعی خودتان باشد _ ابراز کنید، هر طور که می خواهید بنویسید، بنویسید، هیچ کس ممانعتی نخواهد کرد.( همان/ صفحه 13 )

3-      در حکومت اسلامی احزاب آزادند، هر حزبی اگر عقیده غیر اسلامی هم دارد، آزاد است.( همان/ صفحه 17 )

4-   اگر در صدر اسلام در جواب کسی که می آمد و می گفت من خدا را قبول ندارم، می گفتند بزنید و بکشید، امروز دیگر اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقیمانده که با شجاعت و با صراحت با افکار مختلف مواجه شده است.( همان / صفحه 18 )

5-   در آینده، اسلام فقط و فقط با مواجهه صریح و شجاعانه با عقاید و افکار مختلف است که می تواند به حیات خود ادامه دهد. من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی، جلوگیری از ابراز عقیده ی دیگران است. از اسلام فقط با یک نیرو می شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آنها. ( همان / صفحه 19 )

6-   اگر بنا شود حکومت جمهوری اسلامی، زمینه اختناق را بوجود بیاورد قطعاً شکست خواهد خورد. اسلام دین آزادی است، دینی که مروج آزادی برای همه افراد جامعه است. اسلام می گوید دینداری اگر از روی اجبار باشد دیگر دینداری نیست. می توان مردم را مجبور کرد که چیزی نگویند و کاری نکنند، اما نمی توان مردم را مجبور کرد که این گونه یا آنگونه فکر کنند.( همان/ صفحه 62 )

7-   هرکس می باید فکر و بیان و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی ما، راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد. ( همان/ صفحه 63 )

8-      اگر بخواهیم جلوی فکر را بگیریم، اسلام و جمهوری اسلامی را شکست داده ایم.( همان/ صفحه 64 )

لينک ثابت نوشته شده توسط عبدالرضا شهبازی در دوشنبه هفدهم مهر 1385 و ساعت 20:18
یک ویروس ایرانی Brontok.A

چندی پیش روزنامه جام جم در ویژه نامه کلیک که روزهای یکشنبه منتشر میشود مصاحبه ای با یک مهندس برنامه نویس ایرانی داشت که ادعا می کرد می تواند سایت Yahoo را دچار ویروس کند. این جوان نابغه هشداری را برای مهندسان Yahoo ارسال می کند و از حفره خطرناکی که می تواند به راحتی از طریق آن کرم هوشمندی را فعال کرد، حرف می زند. اما برنامه نویسان Yahoo توجه ای به این گزارش نمی کنند. ایشان خودش دست به کار شده و با انتشار کرم هوشمندی در کمتر از 3 روز حدود دویست هزار کامپیوتر را آلوده می کند. یکی از ویژگیهای این کرم مخفی شدن اسکرپیت در درون یک عکس کوچک است به طوری که وقتی ایمیل آلوده را باز می کنید، تنها یک عکس کوچک می بینید. نه نوشته ای و نه فایل ضمیمه ای که کاربر به پیام رسیده مشکوک شود. طبق آخرین اخبار رسیده، سایت گوگل هم آلوده به این کرم ایرانی!! شده است. نکته جالب این است که حتی با داشتن آنتی ویروس های قوی و فایروال، باز هم ممکن است کامپیوتر شما آلوده باشد .

اگر احساس می کنید سرعت اینترنت شما پائین آمده، نگاهی به Startup خود در منوی Start داشته باشید . گزینه ای با عنوان Elang که با تصویر اختصاصی داس یا همان Command Prompt می باشد را شاید ببینید . در My Documents خود و  My Pictures فایل html با نام Brontok.A نشان از آلودگی کامپیوتر شما دارد . وقتی شما در منوی Run می خواهید وارد ریجستری ویندوز شوید، هنگام تایپ کلمه Regedit  جهت ورود به ریجستری کامپیوتر، دستگاه شما ریستارت می شود چون این کرم احساس می کند می خواهید او را پاک کنید و برای همین جلوی شما را می گیرد . شما با تایپ msconfig در منوی Run وارد استارتاپ ویندوز شوید و در صورتیکه در لبه ششم Startup به گزینه زیر برخوردید مطمئن باشید کامپیوتر شما آلوده است.

 Tok-Cirrhatus

Bron-Spizaetus

ElnorB

با توجه به اینکه شما هم ممکن است مانند من، دچار این کرم ایرانی شده باشید لذا جهت رهایی از آن، آنتی ویروس مخصوصی در انتهای همین نوشته درج شده است. لطفا" جهت استفاده از این آنتی ویروس، با کلیلک بر روی نوشته لاتین روبروی علامت مساوی در انتهای همین نوشته، این آنتی ویروس را بر روی سیستم خود نصب و سپس جهت حذف این ویروس از طریق آیکنی که به صورت پیش فرض بر روی میز کار شما قرار می گیرد، اقدام کنید.

به امید آنکه در خلال مهر و محبت های صف کشیده در دیسک نرم قلب های مهربانتان،هیچ حفره ای جهت جولان دادن ویروس های مختلف ایرانی و یا شاید هم خارجی پیدا نشود.

موفق و پیروز باشید.

دریافت پاک کننده  ویروس= AntiBrontokA-en

لينک ثابت نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم مهر 1385 و ساعت 15:29
شرکت های هرمی

چند سال پیش، یک شرکت خارجی به نام «گلد کوئیست» با تبلیغ فراوان در سراسر کشور و البته با وعده و وعید های فراوان، اقدام به جمع آوری پول های مردم بیچاره کرده و زمانی که شمار مال باختگان سر به فلک کشید، دولت در یک اقدام سریع این شرکت را غیر قانونی دانسته و جلو فعالیت آن را گرفت. صرفنظر از اینکه قسمت اعظمی از مال باختگان افراد تحصیل کرده بوده که گول محاسبات یک سویه سردمداران این شرکت را خورده بودند، نکته جالبی که وجود داشت، سودهای کم و در برخی موارد، زیادی بود که عاید افرادی شد که از بنیانگزاران این شرکت ها در منطقه خود بودند. البته کشورمان پیش تر نیز شاهد تشکیل این گونه شرکت ها بوده که نمونه آن اجرای چنین برنامه ای در شهرهای شمالی کشور در چندین سال پیش است. پروژه «گلد کوئیست» به خوبی یا به تلخی تمام شد اما سودجویان که تازه راه جدیدی برای کسب درآمد نامشروع خود یافته بودند بیکار ننشسته و دوباره دست به کار شدند اما چون دستشان برای اکثر مردم رو شده بود، این بار عمده تبلیغات خود را در مناطق دور افتاده ای شروع کردند تا جوانان ساده دلی را که می خواهند یک شبه ره صد ساله پولدار شدن را طی کنند، شکار کنند. و نتیجه نیز همانی است که همه ما می دانیم. داستان تکراری غیبت ناگهانی چند جوان و سر درآوردن در شهرهایی چون تهران، اصفهان،قزوین و ...و به هدر دادن پولی معادل000/650 یاحتی000/300/1 تومان که البته به اعتقاد نگارنده،هزینه به حقیقت پیوستن!!! رویایهای جوانی شان است،تمامی ندارد و هم اکنون هم که این نوشته را می خوانید جوانان ساده دل بسیاری هستند که رویای رفتن و سرمایه گذاری!! در این گونه شرکت ها را در سر می پرورانند. در نهایت سرگذشت این جوانان هم تماس های مکرر این عزیزان جهت ارسال چند هزار تومان پول، برای تهیه بلیط برگشت به شهر و دیار خود و شاید عبرت گرفتن از این واقعه باشد. راستی این داستان کی تمام می شود و آیا مسئولین امر که برای شروع به کار یک مغازه ساده چندین مجوز از اماکن، اصناف و چه و چه می خواهند، از این شرکت ها هم این گونه مجوزها را اخذ کرده اند؟

لينک ثابت نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم مهر 1385 و ساعت 9:41
درختکاری

یکی از مشکلاتی که در این مدت چند ماهه اکثر دوستان و خوانندگان وبلاگ در مورد وضعیت شهر دیلم و زیبا یی ، از آن گلایه داشتند کمبود فضای سیز در سطح شهر بود که می توان گفت همه افراد لااقل چند خطی در مورد آن مطلب نوشتند ویکی از خواسته های آنها از شهردار سابق!! رسیدگی به این مهم بود . با توجه به وضعیت آب وهوایی منطقه جنوب بدیهی است که نمی توان در هر فصلی اقدام به کاشت گیاه نمود وانتظار به بار نشستن آنرا داشت ( بجز در مواردی خاص)  کما اینکه من در ماهشهر ودر منزل مسکونی خودم در سال گذشته بارها به این کار اقدام نمودم وعلی رغم مراقبتهای مداوم من و عیال تمامی زحمات ما بر باد رفت وتمام درختچه های ما خشک شد . در حال حاضر وضعیت منطقه از نظر هوایی رو به بهبودی است و بهترین زمان برای کاشت گل و گیاه در سطح شهر ودر باغجه های خانه ها است با توجه به اینکه این زمان بسیار محدود است (شاید تا یک ماه آینده) پس بهتر است فرصت را از دست ندهیم  وبه زیبا سازی شهر و خانه های خود کمک کنیم . این کار را می توان با یک فراخوان انجام داد و علاقمندان به طبیعت وشهرمان را به یاری بطلبیم وحتی در این راه میتوان از دانش آموزان علاقمند نیز یاری جست وسالها بعد ثمره آنرا برداشت کنیم  مانند کاری که آقای کشاورز(بخشدار وقت) سالها پیش در مورد بندرحماد انجام داد  و کارمندان ادارات مختلف را برای درختکاری آ ن منطقه بسیج کرد  و الان بعد از گذشت سالها ارزش کار ایشان بیشتر نمود پیدا می کند . پس بیایید فرصت را از دست نداده وبرخلاف همیشه که فقط نقادهای خوبی هستیم یک بار نیز قدمی در راه زیبایی شهرمان برداریم       

لينک ثابت نوشته شده توسط کمال نعامی در دوشنبه هفدهم مهر 1385 و ساعت 9:41
میدان هفت تیر
مطلبی از یک شهروند دیلمی

آرزوی بهترین بودن دیلم را ندارم یعنی نمی توانم داشته باشم ولی آرزو داشتم گوشه ی کوچکی از شهرمان آنقدر بی نقص باشد که بتوانم به آن ببالم

اصلی ترین و پرترافیک ترین میدان شهر میدان هفت تیر است که مطب همه ی دکترها و داروخانه ها و چند فروشگاه مهم و شلوغ و همچنین چند بانک در اطراف این میدان قرار دارد و اگر بیشتر دقت کنیم تنها درمانگاه شهر هم در نزدیکی این میدان است بگذریم از این که این میدان محل تردد اکثرماشین ها برای رفتن به مقصد شان است از جمله ساحل و بازار و مغازه ها و سایر بانکها و ......

چشمانتان را برهم بگذارید و منظره ی این میدان را تجسم کنید ................. چه می بینید به جز جویهایی عمیق و ماشین ها وموتورهایی که آن قدر ناشیانه و غیر استاندارد بارک شده اند که برای راه رفتن باید از لابه لای آنها با حرکات موزون عبورکرد چه قدر برای رد شدن از دو خیابان اطراف میدان مو بر تنمان سیخ شده بماند چون نمی خواهم به مشکلات جانبی (؟) ببردازم فقط یک سوال دارم و فکر کنم باید خطاب به شهردار محترم شهر باشد سوال من این است که با ایجاد یک بارکینگ این مشکل حل نمی شود؟

نمی توان زمین کنار موسسه ی قرض الحسنه ی بسیجیان را برای ساخت بارکینگ در نظر گرفت ؟ اگر می توان کاری کرد از شما خوانندگان این مطلب تقاضا داریم نظر خود را ارائه دهند با تشکر فراوان

لينک ثابت نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 20:28
مراقب سلامت فرزندان خود باشيد

داروهاي اعتياد اور جديدي در بازار با نامهاي پروتين نيروزا و يا انرژي زاهاي مختلف يافت ميشه اكثر جوانها بدون توجه به عواقب و اثرات نامطلوب اين داروها اونها رو مصرف مي كنند .نوع جديدي از نيروزاها با عنوان چاق كننده به افراد و فرزندان لاغر شما توصيه ميشه و فرد پيشنهاد دهنده ادعا مي كنه كه اين دارو هيچ اثر جانبي ندارد ولي دارو به ظاهر، فرد رو سرحال نشون ميده و اون رو در مدت كوتاهي چاق و فربه مي كند غافل از اينكه اين دارو يك اعتياد داروي اعتياد اور جديد است و اين چاقي سريع اصلا طبيعي نيست.

هيچ داروئي كه تاريخ و مجوز از ادراره بهداشت و درمان نداشته باشد مصرف نكنيد حتي اگر ظاهر افرادي كه اين دارو رو مصرف مي كنند ديده باشيد.مراقب باشید وسیله ای برای کسب درامد سود جویان نباشید.

لينک ثابت نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 20:17
گر ، گری ، آن

امروز بعد الظهر اطراف مغازهای برمکی ، حاج سلمان و حاج غلامحسین همچنین بیشتر سوپری های شهر چه غوغایی برپاست و تشت های تنقلات « گری گشو » است که مرتباً پر و خالی می شوند ، برای مراسم « گر،گری،آن » امشب .

در فرهنگ ما آداب و رسومی وجود دارد که شاید در بین اقوام دیگر حتی شهرهای همجوار کمتر مشاهده شود ، مثلاً همین مراسم « گری گشو  و حیات حاجی » را من در کمتر جایی از کشور پهناورمان دیده و شنیده ام و سخت به حفظ و گسترش آنها معتقد هستم ؛ اخیراً دوست خوبم مهندس شفیعی در دو پست متوالی به موضوع گری گشو پرداخته و حتی به جوامع و کشورهایی که بنحوی مراسمی مشابه ما دارند اشاره کرده اند لذا بنده سعی دارم گریزی به گذشته بزنم و خاطراتی چند از این مراسم زیبا را بیان نمایم ، امید که مقبول افتد .

هنوز آخرین لقمه افطار چهاردهمین روز ماه مبارک از گلویت پایین نرفته که سر و صدای بچه ها بلند می شود و صد البته این مراسم در بافت های قدیمی شهر گسترش و نمود بیشتری خواهد داشت .

هنگامیکه صدای زنگ به همراه کوبیدن دهها مشت کوچک بر پیکره درب منزلت با آواز « گر، گری، آن » کودکان معصوم عجین می شود ، چه لذتی دارد ، چون تو را ناخودآگاه می برد به دوران گذشته و آن زمان که کودکی 6 یا 7 ساله بوده ای و تو می توانی اولین خاطرات زندگیت را آنجا بیاد بیاوری .

یادش بخیر شب گری گشو ، اصلاً افطار نمی خوردم و قبل از اذان مغرب کیسه ایی را که مادر برایم تهیه نموده بود بر گردن آویزان می کردم و همواره آماده حرکت بودم چون می خواستم زودتر از دیگر بچه ها بیرون باشم ، قبل از آنکه « گندم برشته مخصوص دی ابول » تمام شود و مجبور شوم از آن بی نصیب بمانم ؟! شاید اگر اصرار مادر نبود به محض شنیدن اذان به کوچه سرازیر می شدیم ولی او مرتباً سفارش می کرد بچه ها هنوز زود است ، بگذارید مردم افطار کنند و بعد ....

یادم می آید شب گری گشو فقط بچه های کوچک نبودند ، بلکه بزرگترها هم بودند ، مثلاً پرویزو و نمو که هر کدامشان بالای 16 تا 17 سال سن داشتند و حتی دختران هم می آمدند . کیسه پرویزو و نمو مثل کیسه ما نبود ، بلکه یا همان کیسه ماهی گیری یشان بود که هنوز بوی « سک ماهی و هیم » می داد و یا نیم گونی برنجی ؟؟!! باور کنید برای پر کردن کیسه ها یمان بعضاً تمام شهر را دور می زدیم ؛ محله بهبهونی ، دم حونه بو قیلون ، محله بشوشی، اطراف قلعه ، سبخی و گاهی به سفارش بزرگترهایی که همراهمان بودند می رفتیم درب منزل « حاج محمد تجار یا رئیس فلان اداره و بهمان دستگاه » چون شنیده بودیم آنها علاوه بر تنقلات معمول ، شکلات خارجی و کاکائو هم میدهند ؛

و اما وای بحال صاحب خانه ای که درب منزلش را نمی گشود و قصد نداشت که به ما گری گشو بدهد ، آنوقت همگی یکصدا فریاد می زدیم « حونی گدا ، خیرشه ندا » و حتی بیاد دارم آن شبی را که محمدو ...ل از ما جدا شد و وارد مسجد حاج علی ( امام ) گردید و هر چه صدا زد « گر،گری،آن » کسی جوابش نداد و او با ناراحتی داد زد « حونی خدا ، خیرشه ندا » .......

خلاصه شب های گری گشو تا کیسه ها پر نمی شد و سنگینی آنرا بر گردنمان احساس نمی کردیم ، حاضر به برگشتن نبودیم ، پس گری گشوی سالهای قبل مثل حالاها نیم ساعته نبود بلکه تا پاسی از شب ادامه داشت و ما در پایان مراسم سرخوش از یک موفقیت بزرگ ، البته خسته و کوفته و غرق در گل و لای کوچه ها بر می گشتیم منزل و هر کس کنجی می نشست تا محتویات کیسه اش را در بشقاب یا سینی خالی کند و گاهی برای تصاحب بخشی از تنقلات همدیگر با هم دعوایمان می شد بخصوص وقتی که یکی از ما سهم بیشتری از شکلاتهای منزل حاج محمد نصیبش شده بود؟!

هر ماه رمضان ، بخصوص شب گری گشو برایم خاطره ای در بر دارد ، خاطراتی فراموش نشدنی ، حتی آن سال که در کوچه « دی بدری » کیسه ام توسط نمو و پرویزو به یغما رفت و چطور گریان و نالان به خانه مراجعه کردم ، در حالیکه سوزش بند کیسه گردنم را سخت می آزرد و آن شب تا صبح از ناراحتی خوابم نبرد ؟! یا آخرین گری گشو ، آن شب که بعد از گشت و گذار چند ساعته در حالیکه کیسه ام مملو از تنقلات بود از مراسم بر می گشتم و در بین راه هوس کردم مقداری از محتویات کیسه را نوش جان کنم ، دستم را درون کیسه بردم و بعد از مخلوط کردن تنقلات ، مشتی  از آنرا خارج نموده و بلادرنگ بدهان ریختم و شروع کردم به جویدن و چشمتان روز بد نبیند ، چنان مزه تند و زننده ای احساس کردم که مجبور شدم سریعاً آنرا از دهانم خارج کنم و با دستپاچگی وارد خانه شدم و بعد از شستن دهان وقتیکه کیسه ام را در بشقاب تخلیه نمودم متوجه شدم یک از خدا بی خبر از تاریکی کوچه ها استفاده نموده و بجای « گندم برشته ، نخودچی ، توت خشک ، بنک ، بایم ، کلخنگ و یا شکلات » مشتی پشکل و عنبر نصارا در کیسه ام ریخته و فردا صبح شنیدم بیشتر دوستان همراهم به مصیبت من دچار شده اند ، چه می شود کرد این هم نوعی بی مزه گی در آنروزها بود ؟؟؟!!!.

 

 

 

لينک ثابت نوشته شده توسط کرامت الله طاهری در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 و ساعت 15:57
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد