| خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک |
|
|
دوستان گفتند خودم را معرفی نمایم گفتم بچشم ، بنده کرامت اله طاهری هستم متولد 1345 و فعلا ریش سفید وب لاگ دیلمی یل ، بچه دیلمم ، محله حیرونی و یکی از کوچه پس کوچه های « پی دریه » یا امروزیش خیابان ساحلی یا بلوار خلیج فارس ، دوستان کرامت صدایم می زنند و دوست دارم شما هم مرا با این نام بخوانید، کارشناس زمین شناسی هستم از دانشگاه شهید بهشتی تهران ، شاید بپرسید چرا زمین شناسی ، بله از روی علاقه این رشته را انتخاب نموده ام و کسب رتبه 8 در درس زمین شناسی در کنکور سال 68 و در منطقه 3 می تواند یکی از دلایل علاقه مندیم به این رشته باشد . دو سالی در زمان دانشجویی با تعدادی از دوستان دانشجو در معدن سنگ تزینی در شهر ابهر استان زنجان مشغول بکار بودم و اما بعد از فراغت از تحصیل در سال 72 در چند جای دیگر مشغول بکار شدم که بشرح ذیل می باشد. 1- همکاری با موسسه جهاد توسعه ( شرکت بنا) در اجرای موج شکن بندر نخل تقی از دی 73 لغایت دی 75 2-دوره آموزشی آزمایشگاه مکانیک خاک در فرودگاه امام خمینی (ره) ار دی ماه 75 تا پایان اسفند همان سال و بدنبال آن مسئولیت آزمایشگاه مکانیک خاک شهرستان گناوه تا نیمه اول سال 77 3-یک دوره زمانی کار آزاد شامل جاشویی ، مغازه داری و کاسبی در بازار کویتی دیلم از سال 77تا 15 شهریور 78 4-مسئولیت واحد عمران شهرداری دیلم از 15/6/78 تا 15/6/79 5-شهردار بندر ریگ از شهریور 79 لغایت مرداد 82 6-شهردار بندر دیلم از مرداد 82 تا 28/5/85 و فعلا هم خانه نشین تا ببینم چه پیش آید. مدتهااست از طرف دوست خوبم مهندس میرجهانمردی با این وب لاگ آشنا شده ام و یکی از خوانندگان پر و پا قرص آن هستم . هدف و انگیزه ام از همکاری با وب لاگ عشق و علاقه به شهر و دیارم می باشد و در جهت ارتباط با همشهریان در اقصی نقاط کشور و حتی جهان خواهم نوشت و افتخار می کنم در کنار تعدادی از دوستان خوب ، صادق ، و بی ریا این وظیفه را انجام میدهم. در پایان پذیرای انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان اعم از نویسنده و خوانندگان گرامی می باشم . یا حق بسیاری از اوقات کارهایی وجود دارند که اگر برای انجام دادنشان مجموعه ای از شرایط عمل را در نظر نگیریم نه تنها موفق نخواهیم شد ، بلکه به نتیجه ای هم نمیرسیم . پس چه بهتر قبل از انجام دادن هر کاری موشکافانه وبادقت بالا آنرا بررسی کنیم. باید مشخص کنیم که چه می خواهیم ومیزان توانایی واستعدادمان رابا نوع عملمان هماهنگ کنیم. مشخص بودن اینکه چه می خواهیم و علت یابی همراه با استدلال صحیح از عوامل تقویت اراده در انجام کار مورد نظر است. هر میزان زمانی که صرف برنامه ریزی می کنیم هر چقدر هم طولانی باشد از زمانی که در حین انجام کار صرف می کنیم کمتر است وبا این کاردرزمان کار صرفه جویی کرده ایم بیایید کار را بشناسیم. در درجه ی اول تعریف دقیقی را از آن برای خودارائه کنیم چه در ذهن و چه برروی کاغذ. ابزار ووسایل مورد نیاز را جهت انجام کار مورد نظردسته بندی کنیم و تمامی امور مرتبط با آن را که سیر انجام و به پایان رساندنش را سریع تر می کنند بر روی کاغذ بیاوریم. بدانیم که چه نوع کاری است وبرای چه هدفی انجام میپذیرد . بیشتر اوقات بعد از اینکه دست به اقدامی زدیم وکاری را شروع کردیم به هنگام و چه در حین عمل مجموعه ای از هدف ها را با خودمرور می کنیم . اهدافی که سیر به انجام رساندن کاری را سرعت می بخشند معمولا زیرشاخه هایی از رفتارها و هنجارهایی هستند که در حین انجام کار می آمو زیم. چگونه در سطحی گسترده و با مدت زمانی اندک بیشترین فایده را از آنها ببریم؟ اینکه در اولین نگاه کار را سخت ونشدنی ارزیابی کنیم به طورحتم کاملا نادرست است بارها اتفاق افتاده است انجام کاری را و یا حتی برنامه ای را بدلیل پرحجم بودن ووظایف و رفتارهای خاص آن مدتها به تعویق انداخته ایم ،فقط وفقط به این خاطر که نمی خواهیم بپذیریم هر تلاشی سرانجام به نتیجه ای مطلوب می رسد. در اینجا صحبت از انگیزه به میان می آید . آیا ،اگربه هدف به چشم یک عمل روزمره و یا حتی یک عادت بنگریم موفقیتمان افزون تر نخواهد شد؟ همین که رسیدن به آنچه که میخواهیم را در گروشناختن آن کار یا هدف بدانیم، بیشتر از نصف راه راپیموده ایم . یادمان باشد هدفی را که بخاطرش تلاش می کنیم تا زمانی که آنرا با دستانمان لمس نکرده ایم ، مانند آرزویی است که دست یافتن به آن همت و تلاش ما را می طلبد پس بیایید بدون توقف به پیش رویم و ایمان بیاوریم به اینکه((همه چیز در دستان توست فقط کافیست ، تو بخواهی.))
باز هم عيدي ديگر بدون اينكه شهر حال و هواي عيد به خودش بگيره ،بدون اينكه رنگ و بويي عوض كنه .شايد نكته ي مهمي به نظر نرسه شايد بگيد حالا با دو چراغ مشكلات ما حل ميشه؟ ولي حداقل رنگ و بوي شهر عوض ميشه،حداقل دلامون شاد ميشه .چه خوبه وقت شاديها يه كم براي دلامون خرج كنيم .هزينه ي چراغ و درد سره چراغوني شهرشايد اونقد سنگين و زياد باشه كه مسوولاي شهر از پس اجراش بر نيان !!!!!كي ميدونه ؟بگذريم حرفی بود كه ايام عيد تو هر مجلسي مي شينيم با همديگه مي زنيم، گفتم اينجا هم دوره هميم باز بگيم شايد فرجي شد. همين مطلب شلمبوی داریوش یه دفعه سی سالی مرا به عقب برد ، دقیقا به تابستانهای دوران کودکیم ، با پای پتی ( برهنه ) و شورتی مامان دوز و دیگر هیچ ، شاد و خندان در کنار دریا ،« میوک و یا میداری» در دست و تیر کمونی بر گردن و صبح زود قبل از طلوع آفتاب سر سیمی را قلاب می نمودی برای جمع آوری« ملالیسک »( نوعی صدف دو کپه ای با کپه های دراز ) و بعد از آن رفتن به دهانه خور جن و یا یفره برای صید خطیروک . ساعت 9 یا 10 برمی گشتی و اکنون باید منتظر بمانی تا اسبی یا قاطری عبور نماید و تو بسرعت دنبالش بدوی تا شاید چند تار مو از دمش نصیبت شود برا ساختن میوک . و باز انتظار ، تا دختر همسایه ظرف و ظروفش را در خور دخترل بشوید و مجددا نوبت تو بود که میوکت را در آن محل کار بگذاری دقیقا جایی که مقداری مواد غذایی بخصوص برنج باقی مانده ، و باز می نشینی و می نشینی به انتظار تا شاید« تلیله ای »(تینک ، شیت شیتو ، کموتری و ...) در دام افتد و آنوقت جیغ بکشی و از خوشحالی بال در بیاوری. یادش بخیر آنروزها ، سر زدن به تورهای « چه وری» و جمع آوری« گبگاب حلالو» و متعاقب آن برپایی آتشی در کنار ساحل و کباب گبگاب بر آتش« کنده و شلمون» ، و بدنبال آن نگاه مسافری غریب بر تو که گیج و منگ می پرسد ، اینها چبه ؟ آیا می خواهید آنها را بخورید؟! و تو جوابی نمی دهی ، فقط در شادی دوستانت شریک می شوی و« چپ »( دست ) می زنی و می خوانی « دربا موجه کاکا ، دریا موجه » و هر از چند گاهی با تکه چوبی گبگابی را از زیر« خل» ( آتش ) بیرون آورده و با چه حرص و ولعی به دندان می کشی ، چقدر هم خوشمزه !! و این بار که نگاهت به نگاه غریبه می افتد می بینی که سوژه شده ای و دارند از تو عکس می گیرند ، شاید سوژه ای باشی برای یک نشریه در مرکز و یا نه ، یک سوژه برای تفریح خانواده ای در شهری بزرگ مثل تهران ، البته برا تو فرقی نمی کند چون هیچ چیز نمی تواند کودکی یت را از تو بگیرد؟ . و امروز بعد از سی سال ، باز هم می بینی سوژه هستی ولی این بار به نوع خوردن تو و لباست نظر ندارند بلکه سوژه هستی برای دیدگاهت و ... دو هفته ای که گذشت را من در مسافرت بودم ( جای شما خالی) در این مسافرت تقریبا می توان گفت یک دور قمری در ایران زدم یعنی از ماهشهر شروع کرده و ضمن گذشتن از استانهای غربی کشور که واقعا مناظر چشم نواز آنها دست هر بیننده ای را به گزیدن وا می دارد و انسان ناخود اگاه یاد این جمله می افتد "فتبارک الله احسن الخالقین" به استانهای شمالی رفتم وبعد از طی خطه سرسبز شمال نهایتا به مشهد رفتم . در حین مسافرت از شهرهای مختلفی رد شدم و تفریحگاههای زیادی را را دیدم که بسیاری از آنها در شهرهای محرومی قرار داشت که به جرات می توان گفت از دیلم خودمان محرومتر بودند خصوصا شهرهای استان کردستان واین را از روی ظاهر شهر ها می توان فهمید ولی با این وجود بروی مناطق توریستی خود سرمایه گذاری ویژه ای کرده بودند و همین باعث می شد مسافران از همه جا برای دیدن این تفریحگاهها به آنجا بیایند آنجا بود که من با خود فکر کردم ما نیز در دیلم خودمان یکی از زیبا ترین سواحل کشور را داریم که می توان با حمایت شهرداری یا یک ارگان دولتی و بخش خصوصی از این نعمت خدادادی بهره بیشتری برد . همانطور که می دانیم درآمد در دیلم کم نیست ولی به شکل مطلوب از آن استفاده نمی شود ، مثلا ایجاد یک بلوار ساحلی زیبا با چند اصله درخت ( مثل درختهای داخل پارک!!)و ایجاد یکسری دوش حمام ،.پلاژ اختصاصی بانوان و شاید ایجاد یک روستوران با غذاههای محلی (دریایی) علاوه بر آنکه به زیبایی شهر کمک می کند به رونق بازار نیز کمک خواهد کرد امید است شهردار جدید توجه خاصی به این امر(جذب توریست) داشته باشد. ادامه مطلب آفت همه جوامع انسانی که در طول تاریخ توانسته یکپارچگی و وحدت رویه آنها را متزلزل نماید افراط و یا تفریط در رفتارهای اجتماعی است.این مشخصه در مورد جامعه به شدت احساسی و اخلاق گرای ایران نمود روشنتری دارد.. عشق و تنفر در رفتار اجتماعی ما ایرانیان خاصه جنوبیها بدلیل ساختار سنتی حاکم بر آمدوشدها و دادوستدهای اجتماعی بسیار به چشم میخورد. کنشهای اجتماعی ایرانیان از نگاه بسیاری از جامعه شناسان غیر قابل پیشبینی است . این که غیرقابل پیش بینی بودن خوب است یا بد موضوع بحث نیست . آنچه مهم است این است که حضور و عدم حضور و همچنین میزان مشارکت عمومی در رویدادهای اجتماعی تاثیر مستقیم بر سرنوشت کل اجتماع خواهد داشت. حافظه تاریخی همه یاری میکند که هرگاه حضور جمعی احاد جامعه بالا بوده علاوه بر بازتاب جهانی وپشتوانه مردمی تصمیمات اخذ شده همواره انتخاب و تصمیم بهتری بوده و احتمال موفقیت نیز بالاتر بوده است. حال که انتخابات شوراها در پیش است نباید فراموش شود که: 1-همه را به حضور دعوت کرده و انفعال را نفی کنیم. 2- پارامترها و مشخصات شایستگی را معرفی کنیم.. این دو وظیفه همه خاصه تحصیلکرده ها و فرهیختگان است که برای تحقق شعارهای عدالت خواهانه و توسعه طلبانه به عمل درآید. و شاهد حضور همه –عام و خاص – در تعیین و تغییر آینده زادگاه عزیزمان باشیم چند وقت پیش مطلبی را به نام «آدم خوشحال» در یکی از سایتها می خواندم که اشاره کوتاهی داشت به رابطه بین یاس، ناامیدی و غصه با معلومات و دانش افراد. نویسنده در این نوشته به طور طنز گونه ای همان شعر معروف: عاقل مباش تا که غم دیگران خوری/ دیوانه باش تا که غمت دیگران خورند را از زوایه ای دیگر به بحث نشسته و اعتقاد داشته، کسانی که دارای اطلاعات و معلومات بیشتری باشند به دلیل مشاهده کاستی های اطراف خود، زجر و سختی بیشتری را تحمل کرده و همین باعث به خطر افتادن زندگی شخصی و حتی سلامت جسم و جانشان می گردد و در دراز مدت مایوس و عصبی می شوند. این نویسنده در پایان مطلب خود به صورت نیش و کنایه عنوان کرده بود که در وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امروزه شاد زیستن نشانه جهل و نادانی افراد است. از طرف دیگر برخی نظرمتفاوتی نسبت به این مساله داشته و اعتقاد دارند در دنیای کنونی و با وجود مشکلات بسیار زیاد و زندگی ماشینی، هر کس برای سلامتی خود و جامعه نه تنها بایستی شاد زندگی کند، بلکه زحمت انتقال شادی درونی خود به دیگران را هم بکشد. این گروه، زندگی شخصیت های بزرگی چون چارلز اسپنسر چاپلین (چارلی چاپلین) را مثال زده و عنوان می دارند که ایشان علی رغم داشتن مشکلات بسیار زیاد نه تنها در زندگی شخصی خود همواره شاد زندگی کرده، بلکه پیام آور لبخند و شادی برای جهانیان هم شده است. شما در این رابطه چه فکر می کنید؟ (دوستان عزیزی که مایلند اطلاعاتی راجع به چارلی چاپلین به دست آورند می توانند به سایت http://ketabkhaneh.i8.com/dastan/charli.htm مراجعه کنند. در این سایت نامه تاریخی این شخصیت به دخترش درج شده که علاوه بر داشتن بار اخلاقی بسیار، آشکار کننده برخی زوایای پنهان زندگی سخت خود است. خواندن این نامه را به همه دوستان توصیه می کنم. دکتر ، کمال، الهام، زهرا، حسن و شهردار اسبق منتظر مطالب شما هم هستیم. بجنبید که اگر ننوشتید کریم را هم از دست می دهیم. چه فرقی می کند که کریم برود و یا ننویسد؟ قلم کریم طرفدار زیادی دارد. ننوشتنش هم مثل رفتنش افت وبلاگ را در پی دارد. نگذارید کاری را که ساسان کرد، کریم هم با ما بکند. بیائید با همراهی کریم، ساسان را هم برگردانیم. ساسان وزنه سنگین وبلاگ است. من از نزدیک با او صحبت کرده و اندیشه بلندش را با دید کوتاه خودم دیدم. همشهری ما کسی است که روزنامه معتبر شرق با او مصاحبه کرده و Microsoft بهایش داده است. بیائید با هم شوق قلم شیوای ساسان، عبدالرضا، باقر،نامی، الهام و زهرا و ... را بخوریم. حیف از این قلم ها که آرام بگیرند. بنویسید و بنویسید تا مشوقی برای نوشتن دیگران هم شویم. این ناامیدی ها و کنار کشیدن ها، آفت بزرگ جوامع تحصیل کرده این مرز و بوم است. بیائید شکیبائی را نیز همراه با خود کنیم. انتظار تغییر کوتاه مدت دیدگاه همشهری هایمان را نیز نداشته باشیم. اغلب خوانندگان وبلاگ ما را دوست دارند. حتی انتقادهای آنها نیز از زاویه دوستی است. ما برای به به و چه چه کسی نیامده ایم که با توهین کسانی هم دلگیر شویم. من می دانم که بسیاری از شما از وقت خود و خانواده در این وبلاگ مایه می گذارید. می دانم که از اعتبار شغلی خود هزینه می کنید. ولی همه این ها برای دیلم است. برای جایی که خاطره های خود را در آن جستجو می کنیم و یا هوای شرجی اش را با ولع می بلعیم. پس بنویسید و شکیبا باشید.
شاید یکی از جاذبه های شهر ما وجود دربهای چوبی است که هنوز استوار بر دیوار ورودی بعضی از خانه ها خود نمائی میکند . این دربها در طرح و سلیقه - اصالت و طول عمر گفتنی های زیادی دارند . حدود سه سال پیش با بچه های رشته کودکیاری هنرستان آسیه طرح عکاسی از دربهای چوبی شهر را به مرحله عمل در آوردیم . در آن سال حدود 150 عکس زیبا از 150 درب چوبی به یادگار انداختیم . گنجینه ای باور نکردنی . شاید هنوز تعداد زیادی از این درها هنوز بر دیوارهای منازل خود نمائی کنند و یا شاید عده ای دربهای چوبی و با ارزش را با درهای آهنی تعویض کرده باشند . آنچه گفتنی است و قابل تامل ، وجود این همه درب در طرحها و فرمهای مختلف است . وقتی عکسها را با دقت بررسی کردیم نتیجه شگفت آوری بدست آمد و آن اینکه حتی دو درب هم طرح و هم شکل در آنها دیده نشد . یعنی حدود بیش از 150 درب در شکل و طرح منحصر به فرد . تصویر چند درب که توسط دانش آموزان سال دوم کودکیاری در سال ۸۲ عکاسی شده است .
سال ها بود که فکر می کردم ، یکی از دلایل عدم پیشرفت مناسب و بهنگام شهر، بومی نبودن تصمیم گیران کلان دیلم می باشد و با روحیه شرقی خود تمام مشکلات را جاهای دوردست مانند بوشهر و گناوه و ... جستجو می نمودم. ولی اکنون این باور من دستخوش تغییر شده است. من ضمن اعتقاد کامل به این مسئله که هر برنده انتخابات، محق است که افراد هم سلیقه و هم آرمان خود را برای همکاری دعوت و در پست های کلیدی بگمارد، انتظار داشتم که نماینده و فرماندار محترم شهر در میان همفکران همشهری خود، فردی را برای تصدی پست شهردار برمی گزیدند. پرسش اساسی من هم از اینجا ناشی می شود که آیا در دیلم در میان قشر بزرگ تحصیل کرده، هیچ گزینه ای وجود نداشت؟
با سلام بالاخره بعد از كشمكش هاي فراوان قرار شد در روز يكشنبه 29 مرداد 1385 مراسم تغيير وتحول شهردار بندر ديلم برگزار شود وآقاي امير زاده كه حمايت استاندار وآقاي عطارزاده را پشت سر دارد سكان رهبري شهرداري ديلم را بر عهده بگيرد.فارغ از هر گونه تعصبي اميدوارم ايشان با حمايت همه بتواند گره هاي كور پيشرفت را در زمينه هاي مختلف شهري اعم از عمران ، زيباسازي،درآمدزايي و......بگشايد.ايشان در دوره قبل شوراها، شهردار جم بود و در دوره كنوني از ابتدا به عنوان شهرداركنگان انتخاب شد كه باز هم به دليل مشكلاتي كه با شوراي كنگان داشت نتوانست به كار خود ادامه دهد .سپس در زمان مرحوم سيد باقر حسيني كه مدير كل سارمان همياري شهرداري ها بود به عنوان معاونت ايشان ادامه كار داد و در حال حاضر كارمند شهرداري برازجان است.اميدوارم ايشان در پست شهرداري ديلم بتواند موفق باشد. اگر يادتان باشد در زمان جابجايي اقاي يوسفي نژاد رييس سابق مخابرات نيز لازم دانستيم در جهت ارج نهادن به نيروهاي بومي شان ومنزلت ايشان در اين تغيير و تحول حفظ شده تا اين سرمايه ها كه آسان نيز بدست نيامد اند همواره به عنوان يك نيروي بالقوه در خدمت شهرمان باشند. اين بار نيز انتظار ما از مسولين شهر ،آقاي فرماندار وديگر مسولين چيزي فراتر از اين نيست. حال با ايجاد شرايط جديد شما اولويت بندي فعاليت هاي شهري را به عنوان يك پيشنهاد به شهردار جديد در چه مي بينيد؟اميدوارم شهردار جديد نيز همانند آقاي طاهري از خوانندگان وب لاگ ما باشند تا بتوانيم تعامل بيشتري با ايشان داشته باشيم. مرور میکردم نظرات خوانندگان و نویسندگان وبلاگ رو و در " کیچه پس کیچه " های نظرات قدم میزدم! دیدم از یه سری اصطلاحات استفاده شده ، که خوندن مجدد اونا خالی از لطف نیست . اصولاً به کار بردن اینگونه اصطلاحات در فرهنگ دیلم ، با پس زمینه ای از طنز همراست .
اصطلاحات و عباراتی همچون : " چو شخنکی " یا " چو من چیلش کو " که اولی به معنای بین دو نفر یا چند نفر را بهم زدن و دومی بمعنای اعتراف گرفتن از کسی است !! یا استفاده از نام حیوانات در اینگونه عبارات و مثل ها ، مثلاً " خش اومه میش که پنبه بارشه " یا " گلو سی رضی خدا مشک نیگره "
بیایید راحت و بدون تعارفات معمول در نوشته ها ، این اصطلاحات رو یکجا جمع آوری کنیم ...از نظراتتون استفاده می کنیم ، بعد بصورت یه مطلب جدید تمامی اصطلاحات به کار رفته توسط خوانندگان رو به اسم خودشون ثبت می کنیم .
دیروز فرصتی شد تا با دوستان تنی به آب بزنیم. در ضمن شنا، یکی از دوستان پرسید: تو که بچه بندری، چرا شناگر خوبی نیستی؟ گفتم: دلایل فراوانی دارد که یکی از مهمترین آن ها، نداشتن مربی سنتی شنا، همچون پدر یا برادر بزرگ تر می باشد. پرسیدند: درست خودت هم هیچ تلاشی نکردی؟ گفتم: چرا. خیلی. حتی بر اساس یک باور دیرین مزاحم شلمبوها هم شدم. گفتند: شلمبو؟!!! گفتم: آره.شلمبو یک گونه ماهی مانند دوزیست هست که بروبچه های دیلم باور دارند برای بهتر شدن شناگری ( دست مله ) ضمن به اسارت درآوردن یک شلمبو، گلاب به روی همه باید در دهنش جیش کرد. خلاصه دیروز حضرات شلمبو خیلی مشتاق دیدار پیدا کردند. راستی شما چطور؟شناگر خوبی هستید؟ بايد كه جمله جان شوي تا لايق جانان شوي دوشنبه شب 16/5/1385 ساعت 20 : موبايلم زنگ خورد ‘ صداي مهربان و آرام مهدي از پشت تلفن شنيده شد" سلام پسر خاله ‘ حالت خوبه ‘ كي ميتوني ديلم باشي؟ ‘پيش از اينها قرار بود يه روز براي انتخاب رشته كنكوري ها بريم ديلم و ... يه بار ديگه احساس خوبي پيدا كردم ‘ از اينكه مي تونستم يكي ديگه از آرزوهاي ديلمي ام كه سال هاي سال بود كنج ذهن ام نشته بود و هر سال در موقع انتخاب رشته منو اذيت مي كرد را عملي كنم ‘ رو به آسمان كردم واز ته قلبم خدا را شكر گفتم . مهدي جان دستت درد نكنه . جمعه 20/5/1385: ساعت 8 صبح: ديلم ساعت 10صبح : ماهشهر ساعت 13:30 ماهشهر ساعت 15:30 آزمايشكاه رازي محل مشاوره ساعت 16 الي 20 جلسه مشاوره ساعت 20:30 ديلم ساعت 22:45 ماهشهر خدايا جه لذتبخش است خدمت به خلق ات ! و چه سعادتي است توفيق يافتن اش! اعتقادم به وجودش بيشتر شده بود ‘ به رسالتش ايمان آورده بودم ‘راستي اگر آن نبود آرزوي ديلمي ام امسال نيزفقط و فقط مرا مي آزرد . در آن شب رجعت به آن باليدم و به آرزوهاي عزلت گزيده ام نويد دادم كه به سراغ شان خواهم رفت . به آنها گفتم كه چه همنورداني دارم ‘همنورداني كه در طوفان ذهن اشان به گلچين آرزوهاي بزرگ ديلمي شان پرداخته اند. امروز هفده را مي ستاييم هر گاه كه يكي به آن افزوده شود خوشنود مي شوم ‘ امروز به ثمر نشستن ات را شاهدم ‘اگر چه در آغاز چنين رويايي را برايت متصور نبودم. محيط مجازيت را دوست دارم ‘به تو مديونم كه مرا ‘نويسندگانت وخوانندگانت را مجالي بودي براي خود باوري. تو بمان به همان دليل كه رسالتت انبيايي است ‘تو بمان با همه آنهايي كه به دور از هيچ چشم داشتي فقط وفقط براي رضاي دل خويش با همه گرفتاري هايشان كليد بر صفحه مقدس ات مي زنند ‘ تو بمان ‘ قلب مجازي ات را وسعت بخش و به مخاطبانت و نويسندگانت وسعت ده.توبمان و جمله جان شو . وبلاگمان دوستت داريم و به آينده ات روز به روز اميدوارتريم .ما را ببخش اگر به چالش نظرات ات ميكشانيم كه هدف چيزي جز به كمال رساندنت نيست. به تو قول ميدهيم كه ياريت كنيم و با تو بمانيم تا آرزو در سر داريم. باقي بقايتان. زنگ تفریح
چند وقت پیش مقاله ای به انگلیسی می خواندم در مورد یک مرد ۴۷ ساله امریکای که پس از مشاهده فیلم پیاده روی فضانوردان امریکایی روی ماه و مخصوصا دیدن صحنه بالا که پرچم امریکا در باد تکان می خورد. این سوال برایش پیش امده که چگونه در فضای بدون اتمسفر ماه باد وجود دارد .و پس از ان با بررسی عکسها و فیلمهای موجود به این نتیجه می رسد که اینها همه فیلمهایی است که در یک استدیو فیلمرداری در صحرای نوادا بر داشته شده و امریکاییها هیچوقت به ماه نرفتند.امروز هم در بی بی سی می خواندم که فیلم اصلی این حادثه مهم فعلا گم شده شما چه فکر می کنید؟ برای لینک متن اصلی اینجا را کلیک کنید چندي بود به اين مساله فكر مي كردم كه بحث هاي اخيري كه مرتبا" تكرار شده و اعتراض برخي از خوانندگان وبلاگ را فراهم كرده، نشات گرفته از كدام خط فكري است و اصولا" چه راهي براي بعضي از خوانندگاني كه از فيلتر شدن نظراتشان گله مند هستند، وجود داشته، تا يك بار ديگر با اين وبلاگ آشتي كنند. و آيا فيلتر شدن بعضي نظرات تند و توهين آميز به صلاح است يا خير و مباحثي از اين قبيل. بنابراين بر آن شدم يك نظر سنجي كلي و آزاد از وضعيت وبلاگ به عمل آورده، تا شايد راهگشاي آينده مان باشد. بديهي است بيان مشكلات موجود در كنار راه كارهاي عملي مي تواند كمك شاياني به دست اندركاران اين وبلاگ نموده و بر كيفيت آن بيفزايد. لذا از همه خوانندگان و نويسندگان وبلاگ دعوت مي شود، نقطه نظرات خود را در خصوص مطالبي مانند وضعيت ظاهري و ارزش و سطح نوشته هاي وبلاگ، بحث فيلترينگ و نوع پيام هايي كه بايد فيلتر شود (البته اگر موافق فيلترينگ باشيد)، و حتي بحث در مورد نويسندگان و قدرت و توانايي آنها و مباحثي از اين قبيل را اعلام فرماييد. البته ذكر اين نكته ضروري است كه ما بر دو اصل اساسي وبلاگ كه همان غير سياسي بودن وبلاگ و همچنين غير توهين آميز بودن مطالب درج شده در آن است، پايبند بوده و هستيم اما اين بدان معني نيست كه از انتقادهاي بجا و شايسته ي شما (مخصوصا" انتقاد از خودمان) استقبال نكنيم. در پايان تاكيد مي كنيم كه فعلا" هدف، شناسايي ذائقه و سلايق همه خوانندگان وبلاگ مي باشد. منتظر نظرات، انتقادات و پيشنهادات ارزنده شما خوبان بوده و تقاضا داريم كه در كنار هر انتقاد، يك راه كار اساسي و پيشنهاد عملي هم ارائه فرمائيد. من نمی دانم چرا باید اصرار داشته باشیم وبلاگ باید جائی باشد که در آن آزاد نویسی کنیم و کمتر به مسائل جدی بپردازیم.البته هیچ اجباری در هیچکدام از دو نوع نوشتن نیست. نویسندگان وبلاگ هر جور که دوست داشته باشند می توانند مطلب بنویسند. ولی اشکال زمانی پیش می اید که پافشاری کنیم فقط باید راحت بنویسیم فقط باید طبق قاعده ی الکلام یجر الکلام مطلب نوشت. این مطلب مرا به یاد نویسندگانی می اندازد که قلم بر کاغذ می گذاشتند تا هر چه می خواهد نوشته شود.فکر پیشینی در میان نبود.طرح اولیه ای در کار نبود.این هم یک نوع نوشتن است.اتفاقا داستانهای زیادی بر همین سبک و سیاق نوشته شده است.ولی سئوال من این است چرا مطالب این وبلاگ باید اینقدر آزاد و رها نوشته شود.؟آیا منعی است در نوشتن مطالب جدی ؟از سوئی وبلاگهائی در وب هست که مطالبشان کاملا جدی است.حرفهای نویسندگانش و نقدهای وارد بر آن مطالب نیز کاملا جدی است.از سوی دیگر سایت هائی نیز داریم که صرفا به موضوعات تفننی می پردازند. هیچ سبک نگارشی از پیش تعیین شده ای برای وبلاگ نیست. همینطور که هیچ قالب مشخصی برای پرداخت مطلب در سایت نیز نیست.و بهمین خاطر است که این همه سایت و وبلاگ متنوع ( از نظر سبک و سیاق نگارش) در وب داریم.ولی نکته ای که احتمال دارد در این جا مصداق یافته باشد حس نوستالژی است که دیلمی های دور از وطن خواه ناخواه به آن دچار می شوند.اگر چنین است هیچ جای خرده گیری نیست که چرا نویسندگان خوش ذوق دور از دیلم از آزاد نویسی استقبال می کنند.شاید بدین وسیله پرانتزی میان آن همه کار جدی و شغلی باز شود تا اندکی در آن بتوان آسوده بود و عنان قلم را از زیر یوغ فکر و اندیشه سنگین به در آورد و راحت و رها نوشت. افتخاری دیگر از افتخار آفرینان گروه هنری شهید فرجادی دیلم فیلم کوتاه فصل زرد در جشنواره کشوری مقام برتر فیلم کوتاه کشور را به خودش اختصاص داد . خانم طیبه موجی کارگردان فیلم ، موفقیت بدست آمده را حاصل کار گروه سازنده عنوان کرد و افزود که سطح کمی و کیفی جشنواره بسیار بالا بوده است . فیلم مذکور در جشنواره فیلم بین المللی رشد نیز شرکت داده خواهد شد . امید واریم که در جشنواره های آتی نیز شاهد موفقیت فیلم کوتاه فصل زرد باشیم . لازم به ذکر است که انجمن فیلم وسینمای شهرستان دیلم در نظر دارد جشنواره فیلم کوتاه را دز آبان ماه سال جاری در سطح شهرستان و حومه برگزار نماید . کلیه علاقمندان میتوانند در این جشنواره حضری فعال داشته باشند . فراخوان جشنواره بزودی منتشر خواهد شد . عوامل سازنده فیلم کوتاه فصل زرد : بازی : شهباز منفرد – فاطمه بویراتی – سالم درویشی تدوین و صداگذاری : نرگس بشیری تصویر برداری : هنگامه حقیقت دستیار کارگردان : طاهره موجی موسیقی : محسن کاظمی کارگردان : طیبه موجی
دوست صمیمی ،برادر ارجمند جناب دکتر فتاح
قبولی حضرت عالی در رشته تخصصی روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران را صمیمانه به شما وخانواده محترم وهمچنین جامعه پزشکی شهرمان تبریک گفته ، خداوند بزرگ را شاکریم. امیدداریم درسایه توجهات خداوند منان و تلاش وجدیت شما شاهد پیروزی های بزرگ دیگر شما باشیم. روزگاری خوش توام با نیک بختی برایتان آرزومندیم . نویسندگان وبلاگ دیلمی یل 1- شركت مهندسي متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي واقع درتهران از يك متخصص كامپيوتر (مهندس نرم افزار) (آقا) ویک نفر با مدرک لیسانس حسابداری دعوت به همكاري مي نمايد.با حقوق كافي وامكانات رفاهي مناسب وشرايط استخدام پيماني يا قراردادي 2- يك شركت خصوصي كه دفتر آن در بوشهر مي باشد به چند نفر(آقاوخانم) با مدرك ليسانس كامپيوتر (سخت افزار،نرم افزار ) والكترونيك نيازمند است. محل كار : عسلويه شرايط كار : دوهفته كار ،دوهفته استراحت مدت قرارداد اوليه: 2 سال *** یک نفر فوق دیپلم کامپیوتر هم می تواند از این فرصت استفاده نماید.*** ۳- با هماهنگي كه با يكي از موسسات كاريابي در بوشهر انجام گرفته مقدمات بكارگيري يك نفر فوق ديپلم كامپيوتر در یکی از ادارات فراهم شده است. آشنايي نسبي با شبكه جزء شرايط مي باشد. نكته : مهلت تماس يا مراجعه جهت مورد 3 تا فردا سه شنبه (پايان وقت اداري )مي باشد. ۴- جهت مهمانداری یک هتل در جزیره خارک یک نفر آقا بامدرک دیپلم |
درباره وبلاگ
![]()
جويباری هستيم كه دوست داريم به اندازه وسع مان جاري شويم. اگر ياريمان كنيد شايد رودخانه و دريا شويم و اگر سنگ بر راهمان نهيد، شك نكنيد كه ما هم مرداب میشويم.
منوی اصلی
صفحه نخستتازه های وب آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه ایمیل نویسندگان وبلاگ اضافه به علاقه منديها نويسندگان
داریوش راستیعبدالرضا شهبازی معصومه راستی محمد باقر غضبانی محمد مهدی شفیعی کرامت الله طاهری سید حیدر میرجهانمردی محمدرضا زاهدیپور حسن درویشی محمد رضا بشیری فتح الله صالحی فرد نویسنده میهمان آرشيو نويسندگان وبلاگ آخرين نوشتهها
رنگ محرم شب یلدا نذورات در ماه محرم سنگار افتو ِشهردار عید قربان گازوئیل قصه های در گوشی تــــــــــولـد نـــــــــــــــــور آزادی آدرس ما کجاست!؟ میوه برمزار اموات عید فطر ایرانی یا افغانی "گره گشو " مدرن حقوق شهروندي پرواز شاهین بر فراز آسمان فوتبال حذف حذف چند نکته پایه های نقد و انتخاب مناظره انتخابات دهم ریاست جمهوری معتقد یا شهروند؟ بدترین درد 20 نکته قانون و میوه روز معلم سیندرلای وطنی مورد عجیب دکتر محمود حسابی آرشیو
دی 1388آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 آرشيو موضوعی
عکسفرهنگ ديلم نويسندگان پيشنهادات سلامت و بهداشت ديلم شهر اطلاعات ديلم رشته تحصيلی آموزشی شعر و ادبیات شوراها متفرقه پيوندهای روزانه
به همه کفش پرتاب می کندعراق - كردستان پیرمرد 34 سال است که در دل کوه زندگی میکند! هزينه های اضافی تحريم ها بر مبادلات تجاری آخرین وضعیت بازار خودرو رتبه بندى حساب ذخيره ارزى كشورها كشف استوديوي ضبط ترانه عليه نظام بوش به هدف خود رسيد آرشيو پیوندها پيوندها
مترجم (عبدالرضا شهبازی)موسسه خیریه ولی عصر دیلم وبلاگ سی نیز وبلاگ لیراوی نصير بوشهر نسيم جنوب نشریه سیاسی بندر گناوه محمد دادفر هنرستان فنی و کاردانش پسرانه دیلم اشک مهتاب وبلاگ محمود داوودی مدیریت آموزش و پرورش دیلم حيات داوود فرودگاه بوشهر تنوب مرکز پیش دانشگاهی علامه دهخدا فرمانداري ديلم جاوید باد ایران و ایرانی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دیلم آموزشگاه رانندگی نوین شهرستان بندردیلم آمار وبلاگ
|
| استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد |