تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

زشتیها و زیباییها
با سلام

وقتی ما یا هر فرد دیگری به کنار ساحل می رود زیباییهای خلق شده توسط خداوند آنقدر زیاد است

که زشتی های ایجاد شده توسط ما را پوشش می دهد این چند عکس توسط خواهر خوبم طیبه از ساحل دیلم گرفته شده قضاوت بر عهده شما

البته بعلت پایین بودن سرعت اینترنت در این چند روز نتونستم با وضوح اصلی عکسها را آپلود کنم اگر کسی خواست براش ایمیل می کنم

لينک ثابت نوشته شده توسط مهدی شفیعی در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 14:8
علم بهتر است یا ثروت؟؟

مهندس میر جهانمردی بحث جالب علم بهتر است یا ثروت را بار دیگر زنده کرد. شاید خیلی از دوستان در جریان باشند که رشته اول تحصیلی دانشگاهی من دبیری ریاضی بوده و مدت یکسال و اندی نیز در مدارس دیلم تدریس کردم که به دلایلی چند؛ نتوانستم شغل مورد علاقه ام را ادامه بدهم.  در مدت تدریس با توجه به عشق و علاقه و نیروی فراوانی که صرف کردم توانستم تجاربی ارزشمند پیدا کنم که دست مایه ای برای تقدیر و قدردانی مدیر کل وقت آموزش و پرورش استان از دبیری با یک سال سابقه تدریس شد. میزان قبولی ها و افرادی که ریاضی نمره می آوردند و به درس منفور ریاضی علاقه مند می شدند نیز گواه این ادعاست. تجربه ها و دیده ها و شنیده هام در این مدت اندک می تواند شالوده ای برای ده ها مقاله و نوشته شود. هنوز همکاران سابق وقتی من را می بینند، به شوخی ادای اصرار فراوان به آقای ستارپناهی جهت گنجاندن استراحت هفتگی من در روز یکشنبه را یادآور می شوند و پرسش آقای ستارپناهی : چرا؟ و پاسخ من  که طبق بررسی هام امسال بیشترین تعطیلات رسمی روز یکشنبه هستند و من  نمی خوام از درس و بچه ها دور باشم  و فرصت ها رو از دست بدم .

در پایان سال و حتی پس از جدایی من از آموزش و پرورش یک نفر از همکاران و یا مدیران از من نپرسید که:

-         مبنای کار شما برای امتحان ها ی روزانه ( quiz) که از دانش آموزان می گرفتی چه بوده؟

-         نظر سنجی هایی که هر ماه از دانش آموزان می کردی؛ بر چه پایه ای بوده است؟

-         چگونه دانش آموزان را به نوشتن نظرات واقعی؛ عادت دادی؟

-        یک نفر نپرسید، چرا موقع امتحان ریاضی، پس از پخش برگه ها؛ جلسه را ترک و بچه ها را به حال خودشان می گذاشتی؟

-         هیچ کس روش کار من را نقد نکرد و خوب و بدش را به من یادآور نشد.

-         .....

نکته جالب مسئله این است که در جمعی در اصفهان همین تجارب را مطرح کردم  و حاضرین برخی را پسندیده و کم و کاست هایش را پرسیدند و استقبال کردند.این نوشته را به خاطر تحویل گرفتن خودم ننوشتم بلکه می خواستم بر اساس آن نتیجه گیری کنم که زیر ساخت ها و ساختار فرهنگی و فکری ما دچار ایراد هایی اساسی است. استفاده از تجارب دیگران و ارج نهادن بر زحمات آنها و نقد و بررسی عملکردها بدون غرض در  قاموس فکری ما؛ جایی ندارد. همه چیز را سیاه و سپید می بینیم و بر همین اساس است که در بین ما و فرزندان ما، دانش و فراگیری و پیگیری علاقمندان چندانی ندارد.واگر کسی هم علاقمند باشد؛ از سر سطر شروع کرده و به تجارب دیگران  نظر و یا دسترسی ندارد. پیگیری و استفاده از نظر و تجارب دیگران تابعی از فرهنگ هر جامعه است.  متاسفانه این مشکل عدم استفاده از تجارب ریشه در تفکر مدیران ما دارد و به همین خاطر نمی توان از زیر مجموعه ها انتظار عملی کردن آن را داشت.
در ارتباط با رشد کم ورودی همشهریان ما به دانشگاه ها؛ مطالب زیادی برای نوشتن دارم که در حوصله این نوشته نیست ولی به طور کلی ورودی دیلمی ها به دانشگاه رابطه معکوسی با رونق اقتصادی بازار دیلم دارد. سال هایی را که به عنوان سال های طلائی یاد کردید، سال های رکود بازار دیلم بود. البته از موجی که در انتقال دبیران مجرب به دلیل امتیازاتی که به آن ها اعطا
ء می شد نیز نباید به سادگی گذشت.

لينک ثابت نوشته شده توسط داریوش راستی در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 13:29
بیایید شمعی بیافروزیم

در این تاریکی هر آنچه که به ذهن ما می رسد بیش از افروختن یک کبریت نسیت. خاصیت تاریکی همین است (به دنبال در دسترس ترین منبع نور گشتن هر چند ناپایدارترین ). انسان در دو گاه قدرت دیدن ندارد اول در تاریکی و دوم هنگامی که در زیر نور شدید ایستاده باشد. در هر دو حالت نمی توان ماورای خود را دید.علاج یکی روشنایی و علاج دیگری کمی سایه است همانطور که در آفتاب شدید دستها را به موازات ابرو روی پیشانی میگذاریم.

چند سطر بالا را جهت طوفانی کردن ذهن شما خوانندگان عزیز نوشتم و اما در جواب سید بزرگوار و دوست عزیزم استاد میرجهانمردی می خواستم بگویم برگزاری همایشی برای تجلیل از چهره موفق شهر کاری بس پسندیده است. ولی پسندیده تر آنست که به یاری هم این کار را کانالیزه کرده و با تشکیل انجمن فرهیختگان بندر دیلم به آن رنگ و بوی ماندگاری بدهیم تا سنتی باشد برای پاس داشتن ارزش های معنوی و تکریم ارباب معرفت.و مسلما این انجمن اثر گذاری فرهنگی خود را در کوتاه مدت عیان خواهد نمود . می توان در این زمینه قشر عزیز و بزرگوار فرهنگی (معلمان) را عمده  ترین پایگاه و بهترین مخطبان دانست. جایی که خود نیز بیشترین مخاطب را داراست و در اصل سازنده دیلم فردایند.

 به یاری حق تعالی

OMID.BUSH@GMAIL.COM

لينک ثابت نوشته شده توسط در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385 و ساعت 13:7
ساسان جان از این همه اظهار لطف شما متشکرم .اما من فکر می کنم ما که بنیانگذار این حرکت بودیموظیفه داریم هر چه در توان داریم در جهت خدمت به شهرمان بکوشیم.من نظرم این است که با همکاری دانشگاه آزادوآموزش و پرورش وبا شناسایی چهره های موفق شهر جلسه ای با بر نامه ریزی مناسب تشکیل شود تا هم از آنان تقدیر شود وهم باعث ایجاد انگیزه در جوانان شود.من میتونم موافقت وبرنامه ریزی آن را انجام دهم.اما شناسایی همه افراد برای من میسر نیست وبقیه باید کمک کنند.
لينک ثابت نوشته شده توسط سید حیدر میرجهانمردی در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 21:20

به ياد سالهاي 71-72

    باز هم سلام منو ببخشيد يه جايي گير آوردم كه درد دلامو به گوش همشهريام برسونم و از اين فرصت سوءاستفاده كنم شايد خيلي هاتون سال 72 را به ياد داريد. سالي كه ديلم در آزمون دانشگاه از لحاظ درصد قبولي با بيش از 90% قبولي شركت كنندگان در كشور، مقام نخست را كسب كرد. پس چرا هر سال كه مي گذرد وضعيت دانش آموزان ما بدتر مي شود؟

   خيلي ها مي گويند وضعيت معيشتي معلمان باعث اين امر است. البته من نه اين مورد را بي تاثير مي دانم ولي بالاتر از همه چيز وجدان كاري است كه در همه اقشار بخصوص معلمان ما كمرنگ شده، آيا آقاي ماسوله وضع معيشتي شاهانه داشت؟ خيلي ها به ياد دارند كه ايشان با وجودي كه به شهر ما تعلق نداشت با تمام وجود براي موفقيت دانش آموزان ديلمي زحمت مي كشيد. با كمترين امكانات كلاسهاي كنكور برگزار مي كرد. و چنان شرايطي را همراه با ديگر معلمان خوب آنوقت ايجاد كردند كه نتيجه اش را در سال 72 ديديم. ولي در اين سالها فقط شاهد درخشش تك ستاره هايي هستيم كه آن هم نه به دليل برنامه ريزي مناسب و صحيح بودن آموزش و پرورش بلكه فقط به دليل استعداد خدادادي گاهگاهي مي درخشند. همه ما مي دانيم كه افزايش تعداد تحصيل كرده هاي يك شهر معياري براي افزايش فرهنگ و رشد همه جانبه آن شهر به حساب

مي آيد. ولي متاسفانه ارزش و شأن درس وتحصيل در ديلم در جايگاه مناسبي قرار ندارد. فكر و ذكر اكثر خانواده هاي ما بر لنج و ته لنجي و ..معطوف است.  به عقيده من اين يك فاجعه است بياﺋيم با تغيير نگرش در خانواده ها و با ايجاد بستر مناسب زمينه را براي ادامه تحصيل فرزندانمان مهيا سازيم تا همگي در ساختن شهري كه به آن عشق مي ورزيم سهيم باشيم.   

لينک ثابت نوشته شده توسط سید حیدر میرجهانمردی در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 15:59
تشکر و توضیح چند نکته
با سلام

ابتدا باید از کسانی که به وبلاگ ما سر می زنند یا بقول کمال وبنویس ما سر می زنند تشکر کنم بویژه از استاد گرامی اقای علی خلیجی که حق معلمی بر گردن من و سایر همسالان من از جمله اقای بشیری و اقای منشی بوشهری  در مدرسه قدس دارند.و تقریبا از روز ها اول شروع به کار از ما حمایت کرده انددر ادامه از دوستهای خوبمان اکسیژن و سیب سرخ که مداوم به ما سر می زنندهم متشکرم .

یک خواهش که از دوستان عضو وبلاگ دارم اینه که مطالب جالبی را که می خواهند در وبلاگ درج کنند اگر مربوط به دیلم نمی شود.در قسمت ادامه مطلب بیاورند. انهم به این صورت که در صفحه مربوط به پست مطلب جدید روی لینک [درج ادامه مطلب] کلیک کنندو در صفحه جدیدی که در پایین صفحه قبلی باز می شود بنویسند.

دوست عزیزی نوشته منتظر مطلب شما در مورد دکتر بهنیا هستیم دوست عزیز من این مطلب را در قسمت ادامه مطلب نوشته بودم شما باید بر روی ادامه مطلب کلیک میکردید.

مطلب بعدی اینکه دوستان سعی کنند برای مطالب خود عنوان انتخاب کنند چون جلوه بهتری دارد وخواننده با یک نگاه متوجه مطلب شما می شود

لينک ثابت نوشته شده توسط مهدی شفیعی در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 13:33
افسوس دیلمی! فارسی چرا؟
<FONT face="Arabic Transparent">
<P align=justify><FONT size=4>افسوس ديلمي!</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>فارسي چرا؟</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>امروزه كه چالش هويت يكي از چالش هاي بزرگ جامعه شناسان دنياست وهر قوم وقبيله اي در پي يافتن و تقويت نمادهاي ملي ، آيين هاي بومي وفرهنگ خودي است،متاسفانه جامعه هاي كوچك كه به غلط عقب افتادگي خود را به دليل پايبندي به سنت ها و آيين هاي منحصر بفرد خود ميدانند راه را به اشتباه رفته وتيشه به ريشه داشته هاي كم نظير و گاها بي نظير خود مي زنند.</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>انچه مسلم است زبان وگويش هر قوم به يقين يكي از مهمترين اركان هويت اوست ،انگونه كه به عينه و در مقياس فارسي اش با شيرين سخن فردوسی اهميتش اشكار ميگردد:</FONT></P></FONT><FONT face="Arabic Transparent" size=4>
<P align=justify>    بسي رنج بردم در اين سال سي</P></FONT><FONT face="Arabic Transparent">
<P align=justify><FONT size=4>                        عجم زنده كردم بدين پارسي</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>انچه در سال هاي اخير بي انكه بدان پرداخته ومورد نقد سازنده واقع گردد در حال اتفاق است ، محو كردن گويش زيباي ديلمي از حافظه جوانان و نياموختن آن به كودكان، توسط مادران جوان است. راستي به كدامين باور رسيده ايم كه اجازه صحبت كردن ديلمي به كودكان و جوانان علي الخصوص دخترانمان نمي دهيم! آيا تا كنون از خود پرسيده ايم كه چرا دختران جوان ما نبايد با هم، محلي صحبت كنند! ايا بر اين باوريم كه فارسي صحبت كردن نشانه فرهنگ و تمدن است! </FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>بگذار برايتان بگويم كه امروزه مردمان دنيا در حفظ گويش و زبان خود تا آن حد متعصب اند كه حتي در بزرگترين مراكز توريستي،موزه ها و نمايشگاههايشان حاضر به نوشتن زير نويس به زبان مشترك دنيا-انگليسي- نيستند و معتقدند كه ديگران مي بايستي زبانمان را بياموزند. در موزه لور فرانسه كه بزرگترين مركز جذب توريست در دنياست،كلمه اي به انگليسي نوشته نشده است! و نوار كاست هايي كه توضيحات لازم در مورد هر اثر را به بازديد كننده ارائه ميدهد به زبان فرانسوي است،انجاست كه بازديد كنندگان مي بايستي اول الفباي زبان فرانسه را بياموزند سپس پاي در سرزمينشان بگذارند.(باور كنيد كه لهجه فرانسوي خيلي هم زيباتر از گويش ديلمي نيست!)</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>پس انان به كدام باور رسيده اند كه ما نرسيده ايم؟</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>بارها وبارها وقتي در جمع دوستان غير ديلمي خود مثلا در يك تماس تلفني با گويش ديلمي صحبت نموده ايم آنها با دقت و علاقه به گوش ايستاده و در پايان ضمن زيبا خواندن آن سعي در فراگيري مختصرش نموده اند .</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>راستي مگر افتخار در فارس بودن است كه در يك جمع فارس زبان با هم شهريهاي خود از محلي صحبت كردن امتناع مي ورزيم، مگر كسر شان است اگر ديگران بفهمند ما فارس نيستيم!مگر نمي دانيم كه سر تا سر ايران اقوام لر ،ترك،كرد ،بلوچ و قسمتي از آن فارس است!</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>پدر و مادر جوان اسوده خاطر باش كه اگر در آينده فرزندتان فارسي را با اندكي لهجه صحبت كند هيچ چيز از داشته هاي او كم نمي گردد،زيباتر ان كه بداني با مشخص شدن هويت جنوبي اش در هر جمعي كه لب به سخن بگشايد محبوبتر ميشود.</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>همشهريان گرامي،فرهيختگان ونيك انديشان بياييد در هر نقطه از اين كره خاكي با همديگر ديلمي صحبت كنيم، معلم عزيز در خارج از كلاس درس در كوچه وبازار با دانش آموز خود ديلمي حرف بزن،بگذاريد كه نسل جوان ما آنگاه كه ديلمي حرف ميزند احساس شرم ننمايد،به خواهران خود متذكر شويم كه در مكالمات تلفني خود با دوستانشان فارسي حرف نزنند.</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>افسوس كه اگر به سال ها پيش بر گرديم و واژه ها و ضرب المثل هاي فراموش شده را از زبان پدران و مادرانمان بشنويم به زيبايي هاي گمشده گويشمان پي خواهيم برد و بر حذف بي دليل آن غصه خواهيم خورد.</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>بنده بار ديگر و با احساس نياز به پرداختن جدي براي زنده نگه داشتن گويشمان و زدودن فرهنگ غلط امروزي دست تمامي علاقمندان به ديلم ولهجه شيرين ديلمي را مي فشارم واين وبلاگ را به عنوان عرصه ايي براي نيل به هدف فوق در اختيار علاقمندانش قرار ميده ايم ،اميد كه با ارسال متل ها ،ضرب المثل ها،واژه گان و كلمات زيبا ي فراموش شده خدمتي ارزشمند نموده باشيم.</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>كوتاه سخن انكه:</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>          سالها دل طلب جام جم از ما مي كرد</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>                   وآن چه خود داشت ز بيگانه تمنا مي كرد</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>      گوهري كز صدف كون و مكان بيرون بود</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4>                   طلب از گمشدگان لب دريا مي كرد</FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4></FONT></P>
<P align=justify><FONT size=4></FONT></P></FONT>
<P align=justify><FONT size=4> </FONT></P>
لينک ثابت نوشته شده توسط محمد رضا بشیری در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 و ساعت 22:59
ديلم – دانشگاه آزاد سلام بالاخره بعد از سالها زحمت همه مسوولاني كه واقعاً دوستدار ديلم و ديلمي انددانشگاه آزاد در مهر ماه سال 83 با دو رشته كارداني كامپيوتر و حسابداري با پذيرش 150 دانشجو شروع به كار نمود. دست همه آن هايي كه در راه تأسيس آن از هيچ كوششي دريغ نكردند درد نكند. اما وظيفه ما چيست؟ وظيفه اي كه ايجاب مي كند اين دانشگاه را به جايگاهي كه شايسته هر ديلمي است برساند بياييد واقع بينانه به موضوعات بپردازيم. نياييم غير منصفانه هر چيزي را به باد انتقاد بگيريم بدون آن كه راه كاري براي آن بيابيم. اگر دلمان براي شهرمان مي سوزد هر مشكلي را كه مي بينيم رك و بدون هيچ پرده اي به هر كسي كه مسوول است بگوييم ولي صادقانه و بدون هيچ غرضي. مثلاً شنيده ام كه بعضي از دلسوزان!! مي گويند كه دانشگاه آزاد شهر ما را خراب كرده است و به فرهنگ ما لطمه زده است. عزيزان! مگر مي شود يك مي شود يك مركز علمي فرهنگ يك شهر را خراب كند؟ اگر ما واقعاض فرهنگي غني داريم بايد طوري عمل كنيم كه فرهنگ غني ما به آن سرايت كند نه با مبارزه و مخالفت با اصل قصه، صورت مسأله را پاك كنيم. خدا شاهد است در اين مدت دو سالي كه از تدريس من در اين دانشگاه مي گذرد و شناختي كه از دانشگاه هاي مجاور دارم يكي از بهترين مجموعه هاي دانشجويي را در ديلم داريم. چرا منصف نيستيم؟ اميدوارم همگي ما با درك بهتر و با ديد بازتر نسبت به قضايا نگاه كنيم و به جاي مخالفت با هر پديده ي نويي، به فكر سازگاري خود با آن پديده باشيم كه مطمئناً اگر درست هدايت شود به صلاح همه ماست. به قول سهراب: چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد....
لينک ثابت نوشته شده توسط سید حیدر میرجهانمردی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 و ساعت 16:14
بندر حماد بندر حماد يكي از شهرهايي است كه در دوره صفويه در 5-4 كيلومتري شمال غرب بندر ديلم احداث شده و خيلي زود هم خالي از سكنه شده است. بندر حماد همزمان با بندر ديلم در دوره صفويه داراي رونق و آبادي بوده است. در كنار اين دو بندر، بندر مهروبان هر چند كم رونق تازمان شاه سليمان صفوي حيات داشته و به همان نام قديمش مشهور بوده است. محل اين بندر كه ميان بندر ديلم و آبادي شاه عبدا... (مهروبان قديم) قرار دارد امروزه پوشيده از درختان جنگلي است. مغدر، چاه آب بندر حماد مغدر، چاهي است در بندر قديم حماد، در شمال بندر ديلم كه در آنجا چاههاي آبي حفر بود و مردم از آن چاهها نيز براي نوشيدن و كشاورزي استفاده مي كردند، علت نامگذاري آن بواسطه وجود گودال بزرگي بوده كه در هنگام زمستان آب در آن جمع شده و تا اواخر بهار باقي مانده است. لغت عربي مذكور از ريشه غدير است كه به معناي گودال آب مي باشد. بخصوص اينكه سالهاي سال ساكنين بندر قديمي حماد را اعراب تشكيل مي دادند. در اين مكان آب انباري نيز به دستور آقا شيخ حسين بهبهاني (سليماني) روحاني ساكن بندر ديلم احداث شده بود كه مردم از آب آن استفاده مي كردند و تا مدت زيادي آثار آن باقي بود. ظروف سفالي، مسكوكات و چيزهاي ديگري در اين محل (بندرحماد) بدست آمده است.
لينک ثابت نوشته شده توسط سید حیدر میرجهانمردی در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 و ساعت 15:10
با عرض سلام

من هم با پيشنهاد راه اندازي سايت موافقم . مسلماٌ با داشتن يك سايت تعامل بيشتر و بهتري با همشهريان و علاقمندان خواهيم داشت .اميدوارم اين موضوع يكي از محور هاي بحث در گردهمايي آينده باشد.

لينک ثابت نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385 و ساعت 14:3
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد