دیلُمی‌یَل
 
راهی برای ارتباطی گسترده‌تر با همشهری‌های خونگرم

روز جمعه 12 تیرماه 94 ، بعد از شرکت در مراسم تشییع جنازه دوست قدیمی خود ، پیشکسوت ورزش استان شادروان حاج عبدالعزیز افتخاری ، در مسیر گناوه به دیلم ، خاطرات و تلاش های بی وقفه آن مرحوم در ذهنم ورق می خورد . خبرنگار مجله کیهان ورزشی در دهه 60 به بعد که با مطالب و گزارش های جالب و نقدهای منصفانه و تیز خود ، حرکت ورزش را در استان بوشهر رونقی خاص می بخشید . فروشگاه لوازم ورزشی او در میدان اصلی شهر ، تنها یک فروشگاه نبود ! بلکه مأمن و پایگاه دوستداران ورزش بخصوص فوتبال استان بود . قلم شیوا ، رسا و گویای او در بیان مشکلات ورزش ، از اطلاعات وافر و از همه مهمتر شجاعت و صداقت او نشان داشت .

http://www.varzeshbu.ir/images/uploads/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B2%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1%DB%8C.gif.png

بیاد می آورم در سال 1364 ، به هنگام برگزاری مسابقات فوتبال جوانان کشور در تهران ، به دعوت مجله کیهان ورزشی عازم مرکز شد تا از نزدیک با مطالب و تفاسیر خود ، این مسابقات را تحت پوشش قرار دهد ، نوشته های جالب و تحسین برانگیز او در آن سال باعث شد تا دوستداران ورزش کشور برای اولین بار با نام این خبرنگار جسور و شهر او بندر گناوه آشنا شوند.

قبل از آنکه بندر گناوه با بازار ، پاساژهای متعدد آن و اجناس ارزان قیمت وارداتی معروف شود ، قبل از آنکه این شهر با ساحل زیبای آن یا با افتخارآفرینی ورزشکاران جانباز خود در میادین جهانی و پارالمپیک و تیم محبوب پرسپولیس و مربی فداکار آن نادر جعفری مشهور شود، قبل از آنکه این بندر قدیمی با نام افراد بزرگوار و خیّر خود کریمی و چرومی شناسانده شود ، این عزیز ورزش بود تا با نوشته های مفید و صریح خود ، شهر گناوه را بیش از پیش معرفی نمود ، هر چند که نام این بندر قدیمی به جهت رشادت و دلاور مردی های جوانان غیور این دیار در دفاع مقدس و تقدیم ده ها شهید و جانباز و آزاده نام غریبی نبود.

 بیاد می آورم وقتی که بعنوان مربی تیم منتخب نوجوانان گناوه ، قهرمان استان شد، هنوز تیتر زیبای او در مجله کیهان ورزشی تحت عنوان « بچه های چاه بردی و مال قائد در لباس گناوه افتخار آفریدند» در اذهان فوتبال دوستان گناوه ای باقی است .

بیاد می آورم وقتی که بعنوان داور ، مسابقه حساس هما و شهباز دیلم را به چه صلابتی سوت زد ...

بیاد می آورم در بحبوحه مسابقات فوتبال جام جهانی فوتبال ، در زمانی که از ماهواره خبری نبود و مردم علاقه مند به فوتبال بندر ، این مسابقات را از تلویزیون کشورهای حاشیه خلیج فارس تماشا می کردند، این عزیز ورزش ما بود تا گزارش های دست اول و جالبش ، زینت بخش صفحات کیهان ورزشی گردد.

http://s6.picofile.com/file/8197636918/11.jpg

بیاد می آورم هر وقت در مسائل و مقررات فوتبال با مشکلی روبرو می شدیم سریع خود را به مخابرات دیلم می رساندیم تا با آن مرحوم ارتباط برقرار کرده و از راهنمایی او بهره مند شویم.

بیاد می آورم در زمانی که مربی تیم وحدت گناوه بود و با چه عشق و علاقه ای وقت می گذاشت هزینه می کرد ، تورنمنت چندجانبه با دعوت از تیمهای شهرستانی برگزار می کرد .

بیاد می آورم اندوه و ناراحتی او را به هنگام فوت بازیکن جوان خود بهادر آبی را .

بیاد می آورم چهره غمگین او در مراسم درگذشت مرحوم محمود حیات داودی و اکبر بشیرزاده دو تن از معلمان دلسوز این شهر را .

بیاد می آورم خاطرات تلخ و شیرین این عزیز از دست رفته را ...

بارها از طرف مسئولین مجله کیهان ورزشی از او خواسته شد تا ساکن تهران شود و در آنجا با آنها ادامه همکاری دهد ولی عشق خدمت به همشهریان گناوه ای و مردم استان ، به او اجازه نداد تا زادگاه خود را ترک نماید و او درست می اندیشید چرا که اینجا گناوه بود ... اینجا بوشهر بود و اینجا جنوب ، سرزمین احساس ، عاطفه و محبت ...

سالها خدمت به جوانان ورزش دوست شهر و دیار خود در کسوت خبرنگاری ، مربیگری ، داوری از او یک کارشناس خبره و دلسوز ساخته بود تا در برنامه ورزشی «نشان» سیمای بوشهر،  مردم ورزش دوست استان را از تجربیات و مطالب خود بهره مند نماید.

حضور چشمگیر مردم قدرشناس گناوه و استان در مراسم تشییع جنازه ، نشان دهنده این بود که عبدالعزیز افتخاری تنها متعلق به گناوه نبود ، او متعلق به همه استان خود بود از دیلم تا عسلویه ...

روحش شاد و یادش گرامی باد.

سیدحسین میرجهانمردی – بندر دیلم – تیرماه 94


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۶ توسط سيد حسين ميرجهانمردي

زنده‌یاد دکتر فریدون آدمیت (1387-1299)، مورخ گرانقدر معاصر (که به گمانم تاریخ‌پژوهشی در این مرز و بوم را باید به قبل و بعد از او تقسیم کرد)، علاوه بر کتاب‌های ارزشمند متعددی که نگاشته (برخی با مجوز ارشاد به چاپ می‌رسند و برخی دیگر متأسفانه مجوز نشر نمی‌گیرند و باید در دستفروشی‌های راسته‌ی انقلاب پیدایشان کرد)، مقالات و یادداشت‌های پراکنده‌ای نیز دارد که، اینجا و آنجا، در سال‌های مختلف نوشته و برخی از آنها در قالب «مقالات تاریخی»، سابق بر این چاپ می‌شد (فریدون آدمیت/ مقالات تاریخی/انتشارات دماوند/ 1352) ولی اکنون نیز در عِداد کتاب‌های ممنوع‌الطبع ایشان است.

«مقالات تاریخی» همانگونه که گفتم همه‌ی مقالات پراکنده‌ی آدمیت را شامل نمی‌شد و مقالات مهمی چون «انحطاط تاریخنگاری در ایران» (سخن/ دوره 17، ش 1/ فروردین 1346) و «عقاید و آراء شیخ فضل‌الله نوری» (کتاب جمعه/س 1/ ش 31/ فروردین 1359) را می‌بایست به‌زحمت بسیار تهیه کرد (هرچند مقاله اول در یادنامه ایشان تجدید چاپ شده است: یادنامه فریدون آدمیت/به کوشش علی دهباشی/ ص 403/ شرکت نشر افکار/1390).

خوشبختانه اخیراً همه‌ی مقالات پراکنده شادروان آدمیت (ازجمله همه‌ی مقالات مندرج در «مقالات تاریخی») به‌همت آقای سید ابراهیم اشک شیرین در قالب کتابی مستقل گردآوری شده و به‌چاپ رسیده است (مقالات تاریخی؛ انحطاط تاریخ‌نگاری در ایران/ فریدون آدمیت/ به اهتمام سید ابراهیم اشک شیرین/نشر گستره/ 1394).

کتاب در 314 صفحه مشتمل بر چهار بخش است: بخش نخست عهده‌دار ارائه‌ی مقالات آدمیت درباب تاریخ و تاریخ‌نگاری، به‌طور کلی، است (شامل 5 مقاله). بخش‌های دوم و سوم، مطالعات موردی وی از برخی حوادث، جریانات و شخصت‌های تاریخی است (جمعاً شامل 11 مقاله) و بخش چهارم تحت عنوان ضمایم، شامل یک یادداشت کوتاه از وی، دو مصاحبه‌ی چند‌نفره که آدمیت هم در آنها شرکت داشته است (مربوط به اواخر دهه‌ی پنجاه شمسی) و یک مصاحبه جالب با وی در اواسط دهه‌ی هفتاد شمسی است.

این کتاب برای تاریخ‌پژوهان فرصت مغتنمی پدید می‌آورد تا با وجوه دیگری از تحقیقات و اندیشه‌های زنده‌یاد آدمیت آشنا شوند.

خواندن این کتاب را به همه‌ی تاریخ‌پژوهان و علاقمندان تاریخ توصیه می‌کنم.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۳ توسط عبدالرضا شهبازی

حدود دو ماه بود که کاربران سایت بلاگفا با پیغامی مواجه می شدند که می­ گفت به دلیل جابجایی سرورها، دسترسی به اطلاعات سایت برای چند روز امکان­پذیر نیست و باید تا فلان روز صبر کنیم و مرتب هم این تاریخ به عقب می ­رفت تا به حدود 50 روز رسید و اکنون هم که مجدا" راه اندازی شده اطلاعات 14 ماهه آخر را ندارد.

داستان این سایت از زبان مهندس شیرازی مدیر این سایت چنین بیان شده:

تصمیم گرفته شده بود که دیتا سنتر (محل ذخیره اطلاعات سایت) از مکان فعلی به مکان جدید نقل مکان کند اما در این بین هارد اصلی که حاوی اطلاعات بوده سوخته و از قضا هارد پشتیبان (Backup) هم خراب و غیر قابل استفاده گردیده به طوری که امکان بازیابی این اطلاعات وجود نداشته و در نتیجه شرکت طرف قرارداد مجبور گردید، هاردها را از کانادا به آمریکا فرستاده تا توسط شرکت سازنده هارد، عملیات بازیابی انجام گیرد و این پروسه هم سریع انجام نشده و با کندی بسیاری در حال انجام است و به نظر می ­رسد مسئولین دیتاسنتر هیچ عجله­ ای برای حل این مشکل ندارند و الی آخر. این داستان به شکل کاملا" واضحی غیر واقعی به نظر می رسد چرا که:

1-     هر دیتا سنتر معمولی هم از مکانیزم RAID استفاده می­ کند که در صورت سوختن یک یا حتی دو هارد، نه تنها اطلاعاتش از دست نمی رود بلکه این اطلاعات بدون وقفه در اختیار کاربر قرار گرفته و کاربر اصلا" متوجه خرابی هارد نمی شود و در بدتریت حالت، چند ساعتی از دسترس خارج می گردد.

2-     چنانچه مشتری به هر دلیلی بخواهد اطلاعات خود را از یک مکان به مکان دیگری انتقال دهد با استفاده از مکانیزم­ های پیشرفته Migration (مهاجرت) این کار بدون وقفه در دسترسی اطلاعات، انجام می­ گیرد بنابراین ادعای قطعی حتی دو یا سه روز هم که مهندس شیرازی فرموده، منطقی نیست.

3-     اگر هاردی در دیتاسنتر بسوزد و امکان بازیابی اطلاعات آن وجود نداشته باشد، با توجه به اینکه همه مشتریان (سایت ها) بخشی از اطلاعات خود را بر روی این هارد قرار داده اند، فشاری که بر روی شرکت صاحب دیتا سنتر می­­ آید چندین برابر فشاری است که به مهندس شیرازی در این مدت آمده اما از لحن کلام مهندس مشخص است که آنها هیچ عجله­ ای برای حل مشکل ندارند. توضیح اینکه مکانیزم­ های ذخیره داده در دیتا سنتر چنین نیست که یک هارد را برای یک یا چند مشتری تخصیص بدهند بلکه حتی یک صفحه ساده نیز که از چند بلاک تشکیل شده طوری در دیتا سنتر ذخیره می­شود که هر بلاک در یک هارد قرار می­ گیرد. با این توضیح در صورت خرابی یک هارد و عدم بازیابی اطلاعات آن، کلیه مشتریان این دیتا سنتر با مشکل مواجه شده و فاجعه­ ای عظیم برای صاحب دیتا سنتر به وجود می­ آید.

4-     هر سایت معمولی هم طبق یک برنامه ­زمانبندی شده، پشتیبان های گوناگونی از اطلاعات خود گرفته تا در صورت بروز مشکل فقط بخش کوچکی از اطلاعات (مثلا" اطلاعات یک روز یا حداکثر دو یا سه روز و یا یک هفته که آن هم بعید است) را از دست بدهد حال برای سایت بلاگفا که رتبه سوم پربیینده ترین سایت ایران را به خود اختصاص داده چگونه عملیات پشتیبان گیری انجام نشده در نوع خود بی نظیر است.

5-     در پیام جدیدی که از طرف سایت بلاگفا آمده، گفته­ شده، دیتاسنتر آخرین پشتیبان خود را به طور موقت فعال کرده و به همین دلیل ما اطلاعات تا پایان سال میلادی را بر روی سایت قرار داده ایم در حالی که این پشتیبان تا پایان سال شمسی است و نه میلادی و از طرفی کاملا" بی معنی است که یک دیتا سنتر فقط و فقط پشتیبان سالانه بگیرد که اگر هم چنین بود باید تا دی ماه 93 (پایان سال میلادی) را داشته باشد ولی می­ بینیم که فقط اطلاعات تا پایان سال 92 شمسی در دسترس بوده و اطلاعات 14 ماه وجود ندارد. به طور خلاصه در دنیای واقعی، دیتاسنتری وجود ندارد که اطلاعات 14 ماه مشتری خود را در پشتیبان خود نداشته باشد.

6-      امروزه با توجه به این موضوع که مهمترین دارایی هر سازمان اطلاعات آنها است، استفاده از مکانیزم ­های متعددی جهت به حداقل رساندن Lost (خرابی دیتا) در دستور کار همه شرکت­ ها و سازمان­ ها قرار دارد بنابراین مکانیزم­ های گوناگونی جهت هر چه کمتر شدن احتمال خرابی دیتا در سطوح مختلف مورد استفاده قرار گرفته به طوری که هر دیتاسنتر مطابق با SLA (قرارداد فی مابین) احتمال عدم دسترسی به اطلاعات را در حد چند دقیقه در سال برساند( مثلا" 5 دقیقه در سال) در غیر این صورت دیتاسنتر ضرر و زیان غیر قابل جبرانی را متحمل شده و عملا" ورشکست خواهد شد بنابراین هم اکنون شرکت طرف قرارداد بلاگفا باید به خاک سیاه نشسته باشد.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۳ توسط محمد باقر غضبانی

تصویری از اسکله‌ی بوشهر

اثر اوژن فِلاندن (Eugène Flandin)، سال 1840 (اواسط زمامداری محمد‌شاه قاجار)


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۰۳ توسط عبدالرضا شهبازی
جمعه، هفتم فروردین 94 ، باهاش قرارمی گذارم.تماس که می گیرم،آماده ست. دیلم درنهایت شلوغی مسافران نوروزی است.

مدیرسال های دور مدرسه ی ما ... با هم هستیم ،با موتور سیکلت که این روزها راحت تر می شود با آن به مقصد رسید .عصایی در دست، مدیرترکه ای ماست که او را متمایز می کند ، نجات ترکزاده .

متولّد 10/10/1326 ، در خانواده ای 12 نفره با 6دختر و4 پسردرکنار پدر ومادر .
در جمع برادران و خواهران، فقط« نجات »است که شغل شریف معلّمی را برمی گزیند.
نظام آن دوره ی آموزشی چیزی شبیه  6 /3/3 امروز بود ... نجات از همان دوره ی ابتدایی از آقای عبّاس میگلی نژاد از اهالی بوشهر به نیکی یاد می کند.مدرسه ی ابتدایی هدایت در منزل فعلی رضا دیلمی، پدر یوسف دیلمی ، رو به روی گمرک شکل می گیرد و 6 سال طی می شود.
سیکل اوّل یا به قول امروزی ها ،متوسّطه ی اوّل در مدرسه ای طی می شود که امروزه محلّ آزمایشگاه رازی و تعاونی فرهنگیان شهرستان است. سیکل دوم که سه سال آخربود در در هنرستان حاج جاسم بوشهری در بوشهر و در رشته ی مکانیک می گذراند ، در کنار دوستانش مثل حسن آل بهبهانی که الآن ساکن آمریکاست، نعمت اله کپتان که در شرکت ماهشهرکار می کند وعزیزان دیگری چون حاج مرتضی خدایاریان،حاج ماشاءالله ملّاح ،حاج غلامحسین ( زاغی ) بویراتی و .......
بعضی از دوستان البته سیکل دوم را نیمه کاره رها می کنند امّا مدیرمدرسه ی ما ، دیپلم را در بوشهر اخذ می کند.
از خاطرات برجسته ی آن روزها ، حضور وزیرآموزش و پرورش ( فرهنگ سابق ) برایش به یادگار مانده است. خانم « فرّخ رو پارسا » در هنرستان «حاج جاسم » از کارگاه کلاسی بازدید می کند و از وضعیت تحصیلی و کارگاه شاگردان می پرسد.
اردیببهشت 51 ، نجات به خدمت اعزام می شود... خدمت مقدّس سربازی – دوره ی آموزشی فرح آباد تهران – بعد از امتحان آموزشی و دو ماه دوره ی آموزش دروس ابتدایی درارومیه که آن زمان « رضاییه » خوانده می شد ، سپس به تهران می آید برای گذراندن دوره ی لوحه های مقطع ابتدایی ، نحوه ی برخورد ،آشنایی و حضوردرکلاس معلّمان مجرّب و بعد هم استخدام در « سپاه دانش» .
نجات ، دوره ای را در « قیر و کارزین» می گذراند و از آن جا به میمند ، شهر گل و گلاب ، می رود. از همکاران آن دوره ، اصغر جمیری (بوشهر) و حسین زارعی و حاج احمد اسکندری ( گناوه ) را به یاد می آورد.
مهر 53 ،مدیر ما بعد از اتمام دوره ی 2 ساله ی سپاه دانش به دیلم  می آید... هم زمان جهت استخدام در شرکت نفت و آموزش و پرورش امتحان می دهد.در آزمون اوّلیه ی نفت ، با نمره ی عالی قبول می شود و هم زمان، مصاحبه و امتحان جهت ورود به آموزش و پرورش .
ترکزاده ی بزرگ ، حقوق 540 تومانی سال 53 آموزش و پرورش را بر کار درشرکت نفت وحقوق بالاتر، ترجیح می دهد... با افتخار ازمعلّمی ، شاگردان و خاطرات می گوید و چه حالی دارد وقتی اسامی همکاران برتر و خاطرات آن روزها را مرور می کند !

(تصاویر مربوط به مدرسه ی قاآنی می باشد.)


نجات ، اوایل سال 55 ازدواج می کند . پنج فرزند که سه دختر و دو پسرهستند، ثمره ی ازدواجشان است.از دامادها ، پسرها ، دخترها و نوه ها به خوبی یاد می کند و زندگی آرامی را در کنار همسرش که پا به پای خوشی و ناخوشی هایش بوده ، طی می کند .
از معلّمان قدیم دیلم، شهید عبدالعزیز ستّارپناهی و مرحوم حاج رحمان طاهری را یادآورمی شود... به فکرفرومی رود... فاتحه ای نثار روح این دو بزرگوار می کند .


خاطراتی شیرین با دو معلّم بزرگوار ،مرحوم سید مهدی فاطمی و مرحوم عبدالوهاب عبّاسیان دارد، لبخندی برلب دارد حاکی از یادآوری خاطرات شیرین بودن در کنار دوستان دیگری چون حاج مجید پیرو، حاج جابر یگانگی ، عبدالحسین صبوری ، عبدالحسن (یداله) قنواتی ، عبدالنبی براهیمی ، عبداله بازویی ، حشمت اله بشیری ، حاج مرتضی خدایاریان ، حسین شرفی ، حسین زاهدی پور ، نعمت اله سینایی ، حاج عبدالکریم عطارزاده ، مصطفی تاج الدینی ،یوسف ( حسین ) آل بهبهانی ، هاشم فرید ، مهدی زاهدی پور که بعضی همکلاسی نیز بوده اند .



اهمّیّت به ورزش درمدرسه و مدیریت عالی در مدرسه باعث می شود به داوری روی بیاورد واوّلین داور رسمی بندر دیلم ؛ داوری وسط فوتبال را تا سالیان زیادی ادامه می دهد .


ریاست اوّلین دوره ی برگزاری کنکور سراسری بندردیلم را در کارنامه ی خود دارد.
شهریور80 به افتخار بازنشستگی نایل میشود و قبل از آن سال 79 ، مدیر ما بینایی یک چشم خود رااز دست می دهد . سال 82 ، با وجود پی گیری های فراوان جهت مداوا ،بینایی چشم دیگررا نیز از دست می دهد . مدیرما اکنون، نابیناست امّا بینش را  به خیلی ازما که دانش آموزش بودیم ، هدیه کرد وتلاش کرد تا ما را از ظلمت به نور معرفت ببرد ، از تاریکی به روشنایی .
تصویر روز اوّل مدرسه رفتن در پایه ی اوّل ابتدایی در منزل دیلمی ( سردریه ای ) – را با جزئیات از حفظ است . پیژامه و پیرهن سفید وملکی و کلاه سفید... و تهدید معلّم که لباسهات رو عوض کن و نجات تا منزل می دود تا با  پدر به  پارچه سرای مرحوم عیسی میرزایی برود و جناب ترکزاده (محمّد ) یا به قول ما دیلمیل ، « محشاه » برایش شلواری بدوزد و وقتی با چراغ زنبوری شلوارش سوخت ، چه ناراحتی هایی که به وجود نیامد برای مدیر و چند روزی را لب به غذا نزد ...
سال 80 با حقوق 140 هزار تومان بازنشسته می شود و دریافتی امروز این بزرگوار ، نهصد و سی هزار تومان است .بیش از پیش باید قدر این تلاشگران را دانست که عمر خود را برای دنیای ما هزینه کرده اند .... مسئولین  معلّم ها را بیش از الان ارج نهند......
و نجات در عین قانع بودن درزندگی انتظار دارد رسیدگی به جامعه ی فرهنگیان ازسوی دولتمردان بیشتر شود .
به یاد خاطره ای از داوری تیم های «هما » و « روستای لیلتین » می افتد. هما ، 8 گل از لیلتین جلو است که مرحوم «پَرغول»   وارد زمین می شود و پنالتی برای لیلتین به دست می آید...مرحوم پَرغول با ماسه ، تل کوچکی درست کرده و اعلام می کند:« همین توپ اگر گل بشه ، برای لیلتین کافیه .»
شیفته ی دوره ی ابتدایی است و سی سال معلّمی . علی رغم پیشنهاد جهت کار در اداره ی آموزش و پرورش و دوره ی راهنمایی و متوسّطه ،فقط دوره ی ابتدایی را انتخاب می کند .
نجات ترکزاده و نجات ها را دریابیم ... نجات ، یادی هم از محمود فصیحی ،فرهنگی بازنشسته می کند که اکنون در بستر بیماری است و هر دو پایش اززانو به پایین قطع ...
قدر معلّمان را بیش از پیش بدانیم .
روز معلّم ، گوارای وجود همه.....برای همه ی معلمان بهترین ها را از خداوند آرزومندم...

با تشکّر از دوستان بزرگوار آقایان حسین پیرو، جواد خلیلی، محسن ترک زاده و عبدالرضا صادقی که در انجام این کار مرا یاری کردند.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۲ توسط عباس اميد

شهرستان بندر دیلم با توجه به موقعیت جغرافیایی از محدود شهرهای ساحلی ایران است که به دلیل دارا بودن سواحلی زیبا و بکر از جاذبه های گردشگری فراوانی برخوردار است.

غروب در ساحل زیبای بندر حماد

( غروب در ساحل زیبای بندر حماد)

پژوهش ها نشان داده است که منابع دریایی و ساحل دومین جاذبه مهم در گردشگری پس از آب و هوا می باشد. بندر زیبا و تاریخی "حماد"این « مروارید نگین» درخشنده بر کمربند ساحلی دیلم به دلیل داشتن ویژگی های مهم و منحصر به فردش از توان و پتانسیل بسیار بالایی در تبدیل شدن به یک منطقه گردشگری خوب در شمالی ترین نقطه استان بوشهر برخوردار است.

( ساحل ماسه ای و بکر بندر حماد مستعد ورزش های ساحلی)

درخشش ورزشکاران و جوانان مستعد دیلمی و کسب موفقیت های ورزشی تیم های این شهرستان  در عرصه رقابت های ملی ، موفقیت های اخیر ورزش والیبال در کسب نتایج مطلوب در سطوح استانی و ملی و جلب رضایت فدراسیون والیبال در کسب میزبانی نخستین دوره مسابقات مینی والیبال ساحلی کشور در بندر تاریخی "حماد" بهانه ای گردید تا به نقش ورزش های ساحلی در توسعه صنعت گردشگری در شهرستان بپردازیم.

( محمد علی پیران جوان مستعد دیلمی عضو تیم ملی جوانان - اعزامی به مسابقات جهانی مکزیک)

امروزه ورزش نقش مهمی در معرفی و شناساندن یک سرزمین،کشور ویا حتی یک شهر کوچک ایفا می نماید. نقش ورزش در سالهای اخیر در توسعه گردشگری به گونه ای بوده است که بسیاری از کشور ها با سرمایه گذاری بر روی آن و تصاحب میزبانی مسابقات بزرگ ورزشی مبادرت به جذب گردشگران بیشمار ودرآمدزایی سرشار از این طریق می نمایند.

( نصرالله عباسی رییس هیات والیبال دیلم در کنار اسلوبودان کواچ سرمربی تیم ملی والیبال ایران)

شاید بسیاری از کشورها و شهرهای کوچک جهان که زمانی در نقشه جغرافیای جهانی مطرح نبوده اند، با سرمایه گذاری بر روی گردشگری ورزشی، جایگاهی مهم در عرصه اقتصاد، فرهنگ و حتی سیاست را به خود اختصاص داده اند.

از آنجا که ورزش های دریایی و ساحلی به عنوان یک تفریح در حین گردشگری بسیاری از گردشگران کشورهای جهان به ویژه کشورهای توسعه یافته دارای اهمیت بالایی است، بنابراین ورزش هایی مانند موج سواری، قایق رانی، اسکی روی آب، والیبال ساحلی، فوتبال و هندبال ساحلی و حتی ورزش هایی نظیر پیاده روی ساحلی، بدمینتون، ورزشهای رزمی، ورزشهای بومی و محلی و... عوامل مهمی در جذب گردشگران داخلی و خارجی خواهد بود.

( تمرینات هوازی والیبالیست های دیلمی دعوت شده به اردوی انتخابی تیم ملی - بندر حماد دیلم)

لذا از مسئولین محترم استانی بویژه شهرستانی انتظار می رود تا با حمایت از ورزش های ساحلی وتلاش در کسب میزبانی مسابقات ساحلی در رقابت های استانی و کشوری در جهت کسب اعتبار و ارتقاء جایگاه شهرستان، زمینه را برای رونق و توسعه صنعت گردشگری فراهم آورند. امید است تا مسئولین امر با نگاهی مثبت تر به ورزش علی الخصوص ورزش های ساحلی موجب پیشرفت و شکوفایی  استعداد های خدادادی جوانان این شهرستان گردند.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۵ توسط عبدالله مرادی

بندر دیلم، میزبان نخستین دوره والیبال ساحلی نونهالان کشور

آاونا: در شرایطی که تیم‌های والیبال‌ ملی رده سنی ایران در آسیا یکه تازی می‌کنند وآماده حضور در پیکار‌های جهانی می‌شوند، عده‌ای افراد مشتاق و بی ادعا در گوشه و کنار عاشقانه دست‌اندر‌کارسازندگی‌اند تا هرگز این چشمه جوشان خاموش نشود.

به گزارش خبرگزاری آاونا؛  نمونه‌ها و مصداق‌ها زیادند، بندر دیلم در جنوبی‌ترین نقطه ایران یک نمونه بارز از کوشندگی مردان بی‌ادعای والیبال است، شهری با 30 هزار جمعیت در حاشیه دریای جاودانه خلیج فارس که 400 نوجوان را در کانون والیبالش جمع کرده است و اکنون نیز طراح و داوطلب میزبانی نخستین دوره مینی والیبال ساحلی نوجونان در بندر زیبای حماد است، نصراله عباسی رییس هیات و مربی کانون‌های آموزشی بندر دیلم می‌گوید: ما هم اینک یک نفر در تیم ملی‌جوانان( محمدعلی پیران) و چهار بازیکن به نام‌های سید امیرحسین حسینی، محمد خواجه، محمد یوسفی و رضا مزارع در اردوی استعدادیابی فدراسیون والیبال داریم، که مایه‌ افتخار و نشانه وفور استعداد در شهر ماست،

شاید خیلی‌ها ندانند بندر دیلم کجاست اما با مدد آقای قاسم قائدی (فرماندار) مهندس محمود طاهری شهردار فاضل صالحی‌فرد رییس اداره ورزش و جوانان و یک دبیر هیات دلسوز به اسم محمدرضا یوسفی این شهر کوچک را به پایگاهی بزرگ برای والیبال کشورمان تبدیل کرده‌ایم، توقعی هم نداریم جز اینکه باور کنند که والیبال در این سوی سواحل جنوب هم جاری است، این را آقایان جعفر هوتهم رییس کمیته استعداد‌یابی و علیرضا خوشرویی مربی و مدرس پر تلاش فدراسیون والیبال از نزدیک دیده‌اند که چگونه کوچکترین شهر ایران خانه والیبال هم دایر کرده است.

نویسنده: جمشید حمیدی

منبع خبر: http://www.aonapress.com/portal/news/dispform.aspx?ID=26751

 این موفقیت عظیم و درخشش خیره کننده والیبالست های دیلمی را به همه همشهریان عزیز ، جامعه ورزش، دوستداران والیبال، بازیکنان و علی الخصوص رییس پرتلاش هیات والیبال جناب آقای نصرالله عباسی و همه همکارانشان تبریک عرض نموده، امید است با حمایت،یاری و دلگرمی مسئولین شهرستانی و استانی از این عزیزان شاهد شکوفایی و کسب موفقیت های بیشتر در آینده باشیم.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۳ توسط عبدالله مرادی

 

 

 لباس های مندرس و سر و صورتی ژولیده او را از دیگر ان متمایز می کند ؛ با یکه تکه سیم به عنوان تنها ابزار کارش  کنار سوژه می رود بی اعتنا به رهگذران در چشم بر هم زدنی سوژه بی جسم و جان را سر کیسه می کند و با مهارتی خاص عایدیش را  به جیب می زند و  به راه می افتد تا  سوژه جدید و بی دفاع  دیگری را چند صد متر آن طرفتر " سیم" بزند.

 کافی است  در پیاده روها طی طریقی داشته باشیم  تا شاهد چنین امری در گوشه و کنار شهر باشیم ؛ دزدی آشکاری که گویا خیلی ها با آن کنار آمده اند؛ عده ای بر اساس نیت خیر وجوهاتی را به صندوق های نصب شده کمیته امداد "واریز " می کنند و شماری دیگر با قیافه حق به جانب و در برابر دیدگان سایرین  به آسانی از این صندوق ها" برداشت" می کنند.

این نوع سرقت تنها آثار اقتصادی ندارد بلکه به نوعی تاراج رفتن نیت و اعتماد خیرینی است که با درک صحیح از مسایل روزمره  جامعه و بر پایه باورهای دینی و انسانی مبادرت به واریز وجه به صندوق صدقات می کنند.

بدیهی است کمیته امداد امام خمینی (ره) اقداماتی برای مقابله با این پدیده مذموم انجام داده و می دهد اما نکته تاسف بار عدم بازدارندگی این اقدامات می باشد که در تعدد موارد سرقت علنی تجلی می یابد.

خونسردی معتادان ولگرد در هنگام ارتکاب به این عمل و  بی خیالی و عدم واکنش بیشتر عابرین نسبت به این موضوع می تواند ریشه در برخی مسایل فرهنگی و اجتماعی داشته باشد اما هر چه باشد این پدیده زشت برخی واقعیات اجتماعی را هویدا می سازد.

بعضا هم می شنویم که در برابر دزدیها و اختلاس های میلیاردی گیر دادن به این افراد خیلی درست نیست اما قبول کنیم که  این تفکر هم قابل دفاع نیست.

امید می رود برنامه ریزی اثر بخشی برای مقابله با این روند نامیمون به مرحله اجرا در آید..

بپذیریم این نوع دزدی از بدترین انواع سرقت محسوب می شود و بی خیالی رهگذران نیز نمادی از مسئولیت ناپذیری اجتماعی است که برای تن دادن به آن حتما دلایل و توجیهاتی خلق می کنیم.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۳۰ توسط علي خليجي

 

 

استفاده از قابلیت و ظرفیت  شخصیت های ملی در عرصه روابط  بین الملل از جمله مسایلی است که در جای خود امکان تامین منافع ملی و تحصیل امتیازات در عرصه های مختلف منطقه ای و جهانی را مهیا می سازد.

شوربختانه کشور ما در  زمینه های مختلف در این خصوص کارنامه قابل دفاعی ندارد و نیروهای فکور ؛ صاحبنظر و متخصص که بالقوه می توانند در سطوح گوناگون اعم از سیاسی؛ فرهنگی ؛ هنری ؛ ورزشی  عهده دار مناصب جهانی شوند یا مجالی نمی یابند و یا اینکه  کارایی لازم را ندارند .

استوار بودن نظام اسلامی بر خواسته های ملی از مزیت های اساسی است که در  تندبادهای مخرب مانع از ایجاد خلل به درخت تنومند انقلاب شده است که حضور گسترده مردمی در مناسبت های مختلف از مصادیق این پیوستگی و همبستگی است.

اما این حضور گسترده ؛ارزشمند  و میدانی مردم  که مبین حمایت  آحاد جامعه از آرمانهای انقلاب  و تاکید بر صیانت از دستاوردهای انقلاب  است رافع نیاز به حضور شخصیت های ملی و متنفذ در عرصه  بین المللی نیست بلکه می تواند مقوم و حامی  شخصیت های برجسته ایرانی برای نقش آفرینی در صحنه های بین المللی باشد.

واقعیت امر این است که متاسفانه به دلیل اعمال نفوذ برخی قدرت های سلطه گر  امید چندانی به مجامع بین المللی در خصوص اعطای حقوق حقه ملتها  نمی رود و روی آوردن به دیپلماسی عمومی و همچنین استفاده از همه پتانسیل ها در عرصه جهانی می تواند  راهگشا باشد که پیشتر آورده شد در این زمینه شرایط مناسبی نداریم .

 توقف رویه ای که منجر به سوخته شدن شخصیت های تاثیر گذار ملی  می شود از طریق سعه صدر بیشتر حاکمیت و همچنین امتناع بزرگان از ارتکاب اعمالی که ناخواسته  سبب خروج آنها از گردونه فعالیت  می شود امکان پذیر است.

حتی این امر برای نخبگان ایرانی خارج از کشور با غمض عین بیشتر باید عملیاتی شود و  عدم تطابق برخی افکار  و ایده  های آنها با مواضع رسمی  نمی تواند مانع از زمینه چینی برای بروز توانمندی های آنان در راستای دفاع از حقوق شهروندان ایرانی باشد و خرده گیری ها  دستمایه  طرد آنها از عرصه نقش آفرینی در خدمت به ایران و ایرانی نشودزیرا اغلب آنها عرق ملی دارند .

از سوی دیگر در شرایطی که نظام سلطه با استفاده از اهرم  رسانه ای و  برخی حاکمان مرتجع تلاش گسترده ای برای تشدید اختلاف و منازعات قومی و مذهبی در منطقه دارد جای خالی تحلیگران ایرانی در رسانه های منطقه ای و بین المللی مشهود است.

طراحی ساز و کار برای شناسایی و  معرفی صاحبنظران ایرانی  وفادار به مصالح ملی به رسانه های مختلف به نحوی که  حساسیت برانگیز نیز نباشد در شمار رسالتهایی است که دستگاههای متولی در این خصوص باید بیش از پیش به آن بپردازند .

کتمان  این واقعیت که بخشی از جامعه ایرانی به تحلیل  رسانه های بیگانه اعتماد کرده اند منتهی به حل صورت مساله نخواهد شد.

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۴ توسط علي خليجي

 

تجاوز نیابتی آل سعود به یمن و برخی حرکات و اقدامات ایذایی وهابیون جو ملتهبی را در افکار عمومی ایرانیان  ایجاد کرده است که بازتاب آن در رسانه ها و شبکه های اجتماعی مشهود است.

به نظر می رسد حاکمان  تازه به دوران رسیده سعودی که خود را در باتلاق یمن گرفتار می بینند با دیکته صهیونیستها و سردمداری افراطیون امریکایی سعی دارند تا با کوبیدن بر طبل  تو خالی تضاد شیعه و سنی و علم کردن اختلاف میان عرب و عجم  با بهره گیری از فضای دو قطبی  منطقه برای خود حامیانی دست و پا کنند تا بلکه از کابوس فرارو نجات  یابند.

 جریان خطرناکی که با تحریف واقعیات می کوشند برای این خیال وهم آلود مصادیق و نمونه هایی بتراشند و از این طریق به اهداف شومشان دست پیدا کنند حمایت های ایران اسلامی و انقلابی از مبارزان سنی و عرب اریتره ؛ فلسطین  و همچنین  مسلمانان سنی در بوسنی ؛ افغانستان و موارد مشابه دیگر را نادیده می گیرند و با سناریو سازی برای تشدید اختلافات قومی و مذهبی گام بر می دارند.

عکس العمل های هیجانی و غیر منطقی در برابر خباثت مرتجعین حاکم بر برخی از کشورهای همسایه  تعبیر ضرب المثل "آب به  آسیاب دشمن ریختن است " زیرا  شرایط سیاسی شکننده در  برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس حکومت های غیر مردمی و وابسته را با چالش اساسی مواجه کرده تا جایی که اوباما  به سران مرتجع متذکر می شود   تهدید واقعی برای این نوع حکومتها کشور ایران نیست بلکه نوع  تعامل آنها با  ملتشان خطر اصلی شمرده می شود.

روی سخن با تصمیم سازان و تصمیم گیران در کشور است که ضمن مراقبت و مدیریت  روند امور و در عین پایبندی به تامین عزتمندی ایرانیان؛بهانه و مستمسکی برای بحران افکنی در روابط میان  ملت شریف ایران و توده های محروم  مسلمان اعم از شیعه و سنی ؛ عرب و غیر عرب در اختیار ساده لوحان و یا بدخواهان فراهم نکنند.

ملاحظات سیاسی ؛ جمعیتی ؛ اجتماعی و منطقه ای ایجاب می کند تا با برجسته سازی وابستگی سران مرتجع کشورهای منطقه و سیاست های ضد ایرانی آنها ؛ خود را شریک غم  مسلمانانی بدانیم که هنوز تحت قیمومیت رژیم های سلطنتی و فاسد هستند .

بجای دمیدن در شیپور منازعات قومی فریاد بزنیم که این حمایت و سلاح ایرانی بود که عرب سنی مبارز فلسطینی را در غزه برای ایستادگی در برابر صهیونیستها یاری داد و ایران نه چشم طمعی به خاک کشورهای عربی دارد و نه پی گیر شیعه کردن اهل سنت است.

 نگاهی به اصول سیاست خارجی ایران و بازخوانی آنها کمک موثری در مسیر هم افزایی و همگرایی بین امت اسلامی  خواهد داشت و  از افتادن ما به ورطه ای که دشمن ایجاد کرده ممانعت به عمل می آورد.

سالخوردگان  قبیله حاکم بر عربستان می دانند که از حمایت مردمی برخوردار نیستند و حتی امروز با بذل و بخشش چند صد میلیارد دلاری در همراه کردن هم پیمانان منطقه ای نیز عاجز مانده اند  سخت به دنبال دو قطبی کردن منطقه و  جلب حمایت مردم کشورهای عربی هستند.

مراقب باشیم  ناخواسته فریب مکر دسیسه بازان در این عرصه را نخوریم و ضمن تلاش برای افشای هویت واقعی سردمداران  برخی کشورهای عربی؛ اخوت اسلامی و حسن همجواری را فدای هیچ امر دیگری نکنیم.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۴ توسط علي خليجي

روزهای ابتدایی سال نو را در دیلم سپری کردیم.بندردیلم تغییرات محسوسی کرده بود.خیابان ها متعدد تر و تمیزتر شده بودند و به کنار دریا رسیدگی زیادی شده بود.یکی از نکات قابل توجه دیگر این بود که ورود موتور سیکلت و انواع خودروهای ریز و درشت به ساحل شنی دریا ممنوع بود و گردشگران و مسافران با آرامش می توانستند از زیبایی های دریا لذت ببرند.هر چند در این میان میتوان به تعداد اندک سرویس های بهداشتی که تناسبی با میزان مهمان های نوروزی  نداشت و نبود سطل های زباله  در کنار دریا هم اشاره کرد.

اما به هر حال شهر تغییراتی کرده بود که به چشم می آمد.در میان ساکنان شهر هم تحولاتی دیده می شد. به طور مثال برای نخستین بار بود که می دیدم کسانی مانند ساکنین دیگر شهرها ،منازل خود را اجاره می دهند و این برای گردشگران شهری که مهمانخانه یا هتل مناسبی ندارد خیلی خوب بود

همچنین از دوستان و آشنایان می شنیدم که خانم ها به سلامتی خود بیشتر از قبل اهمیت می دهند.بسیاری از آن ها به پیاده روی در پارک ها می رفتند.چیزی که  در سال های گذشته کمتر مورد توجه قرار می گرفت.

اما در این چند باری که به دیلم آمده ام سوالی ذهنم را به خود مشغول داشته ؛که این تعداد سالن غذاخوری و مغازه های تهیه ی غذای بیرون بر ،بعد از سرآمدن این ایام چه می کنند؟

افرادی که به این کار مشغول هستند چه راهکارهایی برای جذب مشتری و ایجاد تفاوت در محصول خود با دیگر محصولاتی که در این بازار عرضه می شود ،مورد نظر قرار داده اند؟

آیا این همه فروشگاه غذای بیرون بر لازم است ؟در حالی که کسانی در خانه هایشان نیز مشغول تهیه ی غذای بیرون بر بودند!چه نهادی به چنین شغل هایی مجوز می دهد و آیا نظارتی برکیفیت و کمیت غذایی که به مردم عرضه می شود وجود دارد؟

 

به هر حال تعطیلات در شهر زیبای بندردیلم و در کنار آشنایان و دوستان مهربان خیلی خوش گذشت.امیدوارم شما نیز سال خوب و شادی را آغاز کرده باشید.

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۹ توسط معصومه راستی
 در ایامی که همه به دنبال گشت و گذار و تفریح بودند پرسنل شهرداری دیلم در جهت کسب رضایت شهروندان و مهمانان نوروزی تلاش کردند. مراتب تشکر خود را بابت خدماتی که در ایام نوروز ارائه شد را ابراز میدارم. بدون هیچ گونه تملق و چاپلوسی به شهردار دیلم و زیر مجموعه( اللخصوص:مدیر اجرایی،روابط عمومی شهرداری و شورای اسلامی،کارگران خدوم پاکسازی شهر و...) و اعضای محترم شورای شهر می‌گویم «خدا قوت»، شما توانستید در ایام نوروز مراتب رضایت شهروندان و میهمانان نوروزی را جلب کنید. شهرداری دیلم در استقبال از سال نو بسیار موفق عمل کرد و امیدواریم این روند ادامه داشته باشد. عملکرد شهردار و در مقایسه شهر دیلم باشهرهای دیگر باید ببینیم شهر دیلم در گذشته چه شرایطی داشته و در دوره مدیریت مهندس طاهری چه تغییراتی کرده است. در دیلم نسبت به گذشته تحولات بسیاری ایجاد شده است و در گفت‌و‌گوهایی که با شهروندان و میهمانان نوروزی داشتم آن‌ها احساس رضایت خود را منتقل کردند. ما به مدیران جهادی نیاز داریم که در خدمت به مردم خستگی ناپذیر سر از پا نشناسند و این مدیریت جهادی در ایام نوروز در شهرداری دیلم دیده شد. اقداماتی که در شهرداری دیلم در خصوص فضای سبز، زیبا سازی و نور‌پردازی صورت گرفت در 10 سال گذشته کم سابقه بود که جای تقدیر و تشکر دارد.


نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۹۴/۰۱/۱۴ توسط 
با عرض سلام و تیریک عید نوروز به همه عزیزان ؛همشهریان  ؛ نویسندگان و مخاطبین دیلمی یل

امید اینکه سال جدید  برای  تک تک ما  توام با موفقیت و سلامت باشد

انشاالله بارندگی های اخیر امکان بهره مندی از بهاری زیبا را برایمان رقم بزند

باز هم عیدتان مبارک

 

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۲ توسط علي خليجي

چندین و چند سال است از مقالات ویکی‌پیدیا استفاده می‌کنم. علاوه بر نثر خوب و پرداخت درست (بسیاری از مقالات آن)، منابع پایان هر مقاله، خصوصاً، پنجره‌هایی هستند گشوده رو به تحقیقات افزون‌تر و ریشه‌ای‌تر. ولی مشکل همیشگی من با مقالات ویکی‌پیدیا چگونگی ذخیره‌ی آنها در کامپیوتر شخصی بود. روش معمول من تا همین دیروز، کپی کل مقاله و پیست آن در ورد بود. روشن است که در این روش چقدر بهم‌ریختگی در نظم و سامان مقاله پیش می‌آید و چقدر فونت‌ها بهم می‌ریزند و عکس‌ها چقدر پا در هوا می‌مانند.

اما دیروز کشف مهمی کردم (که شاید خیلی‌ها از خیلی وقت قبل هم می‌دانستند!). در منوی سمت چپ همه‌ی مقالات ویکی، گزینه‌ای طلایی وجود دارد که از فرط بی‌دقتی و کم‌توجهی تا الان متوجه حضور باهر النورش نشده بود: (Download as PDF). همین!

از طریق این گزینه‌ی طلایی می‌توانید هر مقاله‌ای را در ویکی‌پیدیا در قالب پی‌دی‌اف، روی کامپیوتر شخصی‌تان ذخیره کنید؛ آن‌هم پی‌دی‌اف درست و حسابی و تر و تمیز و دو ستونی.

اولین دشت من مقاله‌ی عالی (Middle Ages) بود که با علامت ستاره‌ی طلایی در بالای مقاله (گوشه‌ی راست) مشخص شده است و به این معنی است که این مقاله جزو مقاله‌های درخشان ویکی‌پیدیاست.

افزون بر این، بالای گزینه‌ی پیشگفته، گزینه‌‌ی (Create a book) قرار دارد که می‌توانید با در کنار هم قراردادن مقالاتی که دوست دارید و چسباندن آنها به‌هم، کتاب دیجیتال مورد علاقه‌ی خودتان را (مثلاً در قالب پی‌دی‌اف) بسازید.

از این دو کشف فعلاً در حد اورکای ارشمیدس خوشحالم و خوشحال‌تر می‌شوم اگر سایر دوستان از اکتشافات خود بنویسند.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۸ توسط عبدالرضا شهبازی
 

از گذشته هاي دور تا به امروز ، بسياري از افراد جهت امرار معاش به شهرهاي ديگر مهاجرت مي نمايند. اكثر  اين افراد  به دليل نداشتن سواد، به عنوان كارگر ساختماني مشغول به كار مي شوند. در بندرديلم ، كارگران عمدتاً ازاستان كهگيلويه و بويراحمد  مي باشند.

 يكي از اين افراد كه براي مردم ديلم چهره آشنايي دارد آقاي مهميد جنتي مقدم است.شرح حال زندگي اين كارگر زحمت كش به زبان خودش شنيدني است :

  من در سال 1336 در روستاي بردراسون از دهستان بهمئي سرحدي ، بخش ديشموك  شهرستان دهدشت (كهگيلويه) به دنيا آمدم .4 فرزند دارم.دو دختر و دو پسر.يكي از دخترانم دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزاد رشته ي كامپيوترمي باشد.پسرم هم كارگري مي كند.

زندگي من با سختي شروع شد، وقتي كه   هشت ماهه بودم پدر و در سن يك سالگي مادرم را از دست دادم. به دليل نداشتن سرپرست از تحصيل و رفتن به مدرسه محروم شدم.زندگي دشوار و فقر شديد باعث گرديد تا در سال 1349 ، هنگامي كه سيزده سال بيشتر نداشتم جهت  پيداكردن كار عازم بندرديلم  شوم.  چون توان كار بنايي نداشتم در منازل مردم با كار روي تلمبه آب  امرار معاش مي كردم.( در آن سالها به علّت عدم وجود پمپ برقي  از تلمبه ي دستي استفاده مي شد.

از خاطرات شيرين من در آن مقطع سني ، كاركردن در منزل مرحوم حاج رسول ريگستاني بود  كه بعد از سه روز كار و پذيرايي صبحانه و ناهار ، مبلغ 50 تومان به من دستمزد داد. در آن وقت دستمزد كارگر روزي 6 تومان بود. بسيار خوشحال شدم  و پيش دوستانم قيافه مي گرفتم   كه 50 تومان پول دارم !!  در گذشته رفتار مردم خيلي بهتر بود  و نسبت به حق الناس حساس بودند. ولي متاسفانه درحال حاضر بعضي از مكانها كه كارگري مي كنم ، دستمزد  كارگر را يا نمي دهند  ويا با تاخير مي پردازند!!؟؟  يكي ديگر از خاطرات خوب من در زمان سروان محزون فرمانده ي وقت ‍‍‍ژاندارمري بود.در هنگام تخليه ي كارتن هاي سيگار(محموله قاچاق) در يك منبع بزرگ،  توسط  نيروي ژاندارمري   دستگير شدم . خيلي ترسيده بودم و دست وپايم مي لرزيد ! وقتي سروان محزون من را با آن وضعيت ديد، گفت : پسرم براي چي مي ترسي ! من اين لباس نظام را براي اجراي قانون پوشيده ام .بعد پيشاني  من را بوسيد وگفت برو و ديگه  از اين كارها انجام نده!!. مهميد در ادامه افزود : ما كارگرها امنيت شغلي نداشته و اگر مريض شديم درآمدي جهت ادامه زندگي نداريم . از ديگر مشكلات ما وضعيت بيمه مي باشد ، هرچند بيمه ي عشايري داريم ولي اين بيمه مزاياي چنداني ندارد. به عنوان مثال، من الان به خاطربيماري، بايد عمل جراحي  انجام دهم ولي از پرداخت هزينه ي بيمارستان ناتوانم .

مهميد جنتي مقدم در پايان اظهار داشت : اميدوارم مسئولين عزيز به فكر ما كارگران باشند  به خصوص در مواقع  بيماري كه  هزينه بيمارستانها بسيار سنگين است.!!؟؟ در حاليكه  با آقاي مهميد جنتي مقدم  خداحافظي مي كردم ، به اين فكر فرو رفتم ، كشوري با داشتن اين همه منابع ،ذخاير و ثروت، چرا بعضي از افراد جامعه ما هنوز دغدغه ي هزينه زندگي و سلامت خود را دارند!!!؟؟؟ به پايان آمد اين دفتر ، حكايت همچنان باقي است ..  



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۳۰ توسط سيد حسين ميرجهانمردي

با سلام و عرض ادب به همه شما خوانندگان عزیز ادیب و ادب دوست--همانطور که مطلع هستید آلو زیتری خودمونی هم برای اینکه از قافله اجناس تورمی عقب نماند اخیرا در بازار خودی نشان داده تا ....

 سیب زمینی ای تو الو زیتری -- ایکنی با سیب و موز کا سرسری              

قیمتت وابیده کا مهلی گـرون --زیر زمین بیدی و رفتی آسمون

کنج پاتیل جات بی کا  تی پیـــــــــاز --غل ایخردی نرم ایابیدی و باز

قیمتت وابیده می گوشت چغل ----بی مروت تهم وابیدی نغـــــــــــل

سیب زمینی بی تنم وابی حروم ----مونث سفره فقیرل چاس و شوم

آلو زیتر ته پیاز کا جی تنـــــــــــــه ----ای پیاز زیتری همســــــــــــه تنه

خود نورتنگ ایسو کا بی گوشت مرغ --اوپزی پر پوزه ته با تخم مــــــــرغ

سیب زمینی بی فقیرل کا بتنگ --بی تنم گوشم بگـــــــــــر ای زرد و زنگ

اگ تو وابی قیمت چند سال پیش ---ایگمت صد یاد او سو یاد پیــــــــــــــــش 

آلو =سیب زمینی

مهلی=خیلی

تهم=تو هم

به تنم=با شمایم

چاس و شوم =نهار و شام

تنه=شما

همسه=همسایه

بی=با

نورتنگ=رقابت نکن

اوسو=آنوقت                         


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۹ توسط حمید مرادی
حونه اي ساختمِه مِن سَبَخي

دَرِش وَه شَلمونِ جهاز

شُو و روز، هميشه واز

در و ديوار همه خشت

اُو هواش مثل بهشت

دَر حمومش گوني، كه گره خَرده به بند

پشت ديوار دو سه بادگير بلند

*******************

حونه اي ساختمه مِن سَبَخي

سقفِش وَه چَندَلِ سخت

كفِ آن قلوه و سنگ

سنگ نمايش همه گِل

ايزوگامش همه شِل

نوگه يَلش همه فِل

رفيقَل هر دِقَه جِل

دوسي يَلمون پر رنگ

دشمني يَل همه وِل

**********************

حونه اي ساختمه مِن سَبَخي

مِن حياطش دل واز

خَشي يَل ديم و دراز

هركي ايخه كه نشونش ما بِديم

آدرسش جنب نمكزارِ قَديم

تا كه سهراب ديَه پرس نكنه

"خانه ي دوست كجاست؟"

                                          92/11/10  موسي آذري-سَر زَهر ديلم- كِر آف

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۹ توسط موسی آذری

روز شنبه 92/11/19 از سری بازی های بزرگسال دیلم تیم پیام عامری با مربّی گری نعمت اله عباسی توانست تیم شهباز را با نتیجه 1 بر 0 شکست دهد تک گل بازی را حجت اله عباسی به ثمر رساند.


http://www.uplooder.net/img/image/10/1439c8305a20e644488c69856b07414a/DSCF9816.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/66/e7aff7c1a00a2b68714ea046c1ea7651/DSCF9819.JPG

روز چهارشنبه 92/11/23 بازی بین دو تیم پیام عامری و استقلال سیامکان با نتیجه ی 3 بر 1 به نفع تیم پیام خاتمه یافت. برای پیام رحیم محمّدزاده 2 گل  و عیسی هجری 1 گل به ثمر رساندند.و تک گل استقلال سیامکان را رضا اکبری به ثمر رساند.


http://www.uplooder.net/img/image/22/68145518680f127fee264672c571ca06/DSCF0125.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/8/c10931851257160ce069a96e03ef266a/DSCF0124.JPG

امّا روز جمعه 92/11 25 هم دیلم میزبان دو بازی از سری بازی های زیر گروه استان بود. بازی اوّل از ساعت 12:45 دقیقه ظهر بین دو تیم نوجوانان شاهد دیلم و شاهین اهرم  انجام گرفت که با نتیجه ی تساوی 1 بر 1 پایان پذیرفت. اسماعیل صادقی در نیمه ی اوّل شاهد را پیش انداخت و در ابتدای نیمه ی دوم شاهین اهرم گل مساوی را به ثمر رساند.


http://www.uplooder.net/img/image/39/c0199ef10c0cbbdb7a643c56b1e75d54/DSCF0150.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/7/c9b8f4c406755dcf9f12a4af76ab0d00/DSCF0149.JPG

بازی دوم بین دوتیم پویای دیلم و ملوان بوشهر در رده ی جوانان انجام شد که تیم پویا توانست با مدیرت عالی مربّی خود آقای عباس پذیره با نتیجه ی 4 بر 1 حریف خود را شکست دهد. عبداله گلاب نیا 1 گل و حسن درویشی 3 گل برای پویا به ثمر رساندند.


http://www.uplooder.net/img/image/25/d12c552c2662e395df7f0c5690b2d0c2/DSCF0153.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/18/fd78dc1b51d0222285ac7be2778a2f91/DSCF0154.JPG

روز شنبه 92/11/26 بازی بین دو تیم شهباز و استقلال سیامکان با نتیجه ی 3 بر 0 به نفع شهباز خاتمه یافت. در این دیدار تیم شهباز با مربّی گری کاظم مزارعی توانست با دو گل صادق تنگسیری و تک گل مجتبی شعبانی تیم استقلال را شکست دهد.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۷ توسط عباس اميد


 

بسمه تعالی --آنروی سکه چیســــــــــــــــــــــت؟؟؟هرچند حقیر نیز مانند دیگر شهروندان مخالف بی رحمی و بی احتیاطی خودروهای بدون پلاک و سوخت رسان در سطح شهر هستم ولی بعد از اینک پای سخن چند دوست عزیز و اهل نظر نشستم با اندکی تعقل و محاسبه جزئی کمی به خود آمدم که بله اگر این جوانان بیکار همشهری در شرکت یا اداره و یا کارخانه ای مشغول به کار بودن ویا حتی کار آزاد ولی معقولی سراغ د اشتند هرگز خود را به آب و آتش نمیزدند .از آنجائیکه حقیر حدود 25 سال در یک بنگاه اقتصادی به نام بانک  بوده ام به یاد دارم همان وامهای کاذب 3 میلیون تومانی را که به جوانان بیکار تزریق نمودند و آمارهای کاذبی اداره کار در سالهای 80الی 90 در رسانه ها و جراید ثبت نمود و این جوانان را از لیست بیکاران خارج کرد .و آنان را با اندک وام ناچیز بعنوان شاغل در جامعه معرفی کرد.هر چند که قبلا بیکار بودند ولی با این وامهای اندک در حال حاظر بیکــــــــــــــــــــــــار و بّــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدهکارند ....آیا بهتر نبود که رجال گذشته بجای اندک وام ناچیز یک کارخانه تولیدی مثل گرگور بافی و یا تور بافی ویا ....در این بلاد بندری بزنند ..حفیر خود شاهد وامهای کاذب قالی بافی به زنان محترم روستایی و شهری بوده ام .و می فهمیدیم که چگونه این وامها علنا خرید و فروش میشود با وجودیکه جریان را در جلسه فرماندار خودم چندین بار یاد آور میشدم ..رجال دولتی میگفتند هدف پرداخت است تا سهمیه برگشت نشود و..لذا ای کاش رجال مسئول دیروز اندیشه و تدبیری برای جوانان بیکار امروز میکردند تا دیگر هیچکس صحبتی از قاچاق سوخت نمیکرد---هر سر موی مرا با تو هزاران کار است --نکته هست بسی محرم اسرار کجاست ..بـــــــــــــــــــــــــــــــدرود



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۴ توسط حمید مرادی

حدود 20 سال است که در دیلم زندگی نمی کنم. در آن روزها حتی شهری مثل شیراز با وجود داشتن آموزشگاه های مختلف زبان و کامپیوتر، خود مردم میل چندانی به فرستادن بچه هایشان به این مکان ها نداشتند و یا حداقل این میل به صورت فراگیر نبود بنابراین این آموزشگاه ها از رونق کمتری برخوردار بودند. یادم می آید دوران سربازی (سال 77) برای یک نشریه استانی آگهی تبلیغاتی جمع می کردم. وقتی به مراکز آموزشی جهت گرفتن سفارش تبلیغات می رفتم هیچ کدام قدرت سفارش یک تبلیغ کوچک رسانه ای را هم نداشتند.

زمان به سرعت سپری شد. همه چیز تغییر کرد. حتی آداب و معاشرت مردم هم تغییر کرد. خواسته های بچه ها از یک اسباب بازی پلاستیکی به تبلت و آی پد و ایکس باکس و چه و چه رسید. زبانسرای بوشهر که تا 10 سال پیش خلوت خلوت و به قول ما دیلمی ها (منش شوک ایزت) حالا دارای بیش از 30 استاد و نزدیک به 20 کارمند تمام وقت است و بیا و ببین در زمان های تعطیلی کلاس ها چه ترافیکی ایجاد می شود. هر چند همه تغییرات مثبت نبوده و یا حداقل از دید من مثبت نبوده اما نمی توان منکر اصل تغییر شد حالا چه خوب و چه بد.

همه اینها را گفتم که بگویم پس از 20 سال که از شهر پدری خود دور هستم گاهی از همشهریانم مسائلی را می شنوم و یا می بینم که در این 20 سال همان طور بکر و دست نخورده باقی مانده و حال آنکه از همان زمان هم دغدغه اهل فرهنگ بوده و به راستی هم سعی بسیار شده تا بلکه تغییراتی در آن ایجاد شود. نمی خواهم زحمت این عزیزان خصوصا" قشر فرهنگی  را کم اهمیت جلوه بدهم اما از دید کسی که از بیرون به شهر نگاه می کند به نظر می رسد که شهر کماکان با همان مشکلات 20 سال پیش در بعد فرهنگی مواجه است. برخی از این مسائل نه فقط مخصوص دیلم ما بلکه برای همه شهرهای کوچک و بسته است اما باور کنید بعضی چیزها در روستاها هم در حال حل شدن است ولی ما هنوز در حال کشتی گرفتن با آنها هستیم. نه می توانیم آن را حل کنیم و نه می توانیم با آن کنار بیاییم. دوستی به نام جاشو در پست اخیر جناب عباس امید بزرگوار نوشته که آقای امید می خواسته نقش خودش را در یک تئاتر برجسته کند و به همین دلیل هم به سراغ دریا و جاشو و ناخداها رفته (اصل مشکل). این دوست عزیز یک لحظه هم با خود فکر نکرده که اگر چنین است پس هدف این نویسنده از معرفی مثلا" آقای عبدشاه مطری چه بوده؟ می خواسته نقش خودش را در کدام تئاتر برجسته کند؟ یا مثلا" از معرفی آن زوج خارجی در پی چه چیزی بوده؟ از طرف دیگر تئاتر نوف و همه دست اندرکاران آن که نه تنها افتخاری برای دیلم که برای استان بوشهر بود که نیازی به این کارها ندارد. هر کسی که ذره ای تئاتری باشه حداقل یک بار این تئاتر زیبا را دیده و هر کس هم ندیده حتما" نخواسته که ببیند بنابراین اطلاع دادن به این آدم ها منفعتی نه برای این تئاتر و نه برای دست اندرکاران آن ندارد. در ضمن عباس امید را چه نیازی به این کارها که از وقتی که دانش آموز راهنمایی بوده تا کنون در بطن تئاتر بوده و افتخارات زیادی را برای ما به ارمغان آورده. بعد دیگر قضیه بر می گردد به عکس العمل کارگردان جوان و بسیار موفق شهرمان آقای روح الله خدامی که از حرف این خواننده ناراحت شده اند (کنار نیامدن با این شرایط) و هدف این نوشته نیز بیشتر پرداختن به این بعد قضیه است هر چند که این وضعیت در تمام رشته های هنری و حتی ورزشی نیز وجود دارد و مخصوص هنر نمایش نیست.

دوستان عزیز! آن چیزی که باعث شد این پست را بنویسم دغدغه کسی است که می بیند در مرکز استان ما چه سخت افزارهایی وجود دارد اما به دلیل کمی علاقه و استعداد و حتی کوته بینی، توفیق چندانی به دست نمی آورند اما در شهرهای کوچکی مانند دیلم ما، گناوه و شهرهای دیگر استان چه استعدادهایی که به دلیل کم توجهی، نبودن امکانات، عدم پشتیبانی مالی و مدیریتی، همچنان به هدر می روند و حالا در این کویر، گروهی را هم که به واسطه پافشاری، مطالعه، زحمت، تجربه و با خرج جیب خودشان دارند برای ما افتخار آفرینی می کنند را بدون هیچ دلیل منطقی از خود برنجانیم شرط عقل و تدبیر نیست. اگر همین رنجش ها و مشکلات دیگری که آقای خدامی در نظرشان درج کرده اند، خدای نکرده باعث خاموشی کامل چراغ یک هنر زیبا با قدمت چندین ساله در شهرمان شد، چه کنیم؟

در آخر خطابم به امثال عباس امید، روح الله خدامی، مصطفی گله گیر، مهدی بلوچ، عبداله پارسا، حبیب خدامی و همه دوستان زحمت کش عرصه تئاتر این است که مبادا به واسطه ی این برخوردها و صحبت ها، خدای نکرده بخواهید دل سرد شده و همه ما را از ارائه هنر زیبایتان محروم کنید. قدردان زحماتتان هستیم. پیروز باشید.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۴ توسط محمد باقر غضبانی
امروز خبری را می خواندم

]به گزارش خبرگزاری تسنیم از بوشهر، (سرهنگ) ابراهیم عرب‌زاده عصر امروز در حاشیه برگزاری نمایشگاه خودروهای توقیفی پلیس دیلم با بیان اینکه در 10 ماه امسال 300 خورو حامل سوخت قاچاق کشف شده است اظهار کرد: در 10 ماه امسال بیش از300 دستگاه انواع خودرو سواریَ، کامیون و کامیونت حامل سوخت قاچاق توقیف شده است.

http://img7.irna.ir/1392/13921123/81041194/81041194-5495368.jpg

... با تشدید اقدامات مقابله‌ای با قاچاقچیان اقتصادی در 3 هفته گذشته بیش از 80 خودرو حامل سوخت قاچاق توقیف و 100 هزار لیتر سوخت کشف شد.[

چنین اقدامی از سوی نیروی انتظامی در زمانی به ظاهر کوتاه و ضیق شایسته تقدیر است آنهم با وجود همان سختی ها ، همان کاستی ها ، همان ضعف های قانونی و عدم همراهی های گذشته و ...

امید است با ایجاد همراهی در بین همه مسئولان شهرستان ، استان و مرکز با یک برنامه ریزی نظام مند این مشکل و دیگر مشکلات شهرستان به صورت ریشه ای حل شده درهای پیشرفت و آبادانی به سوی دیلم باز شود و شاهد محیطی کاملا امن ، با نشاط و سالم باشیم.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ توسط محمد پيرو

نمی دانم برای شما نیز پیش امده که در هنگام تربیت فرزندان به مواردی بر بخورید که هر چه تذکر می دهید و سعی در دور کردن فرزندان از رفتار و عملکردی دارید می بینید که هر بار به در بسته خورده اید و تربیت شما چون گردکان بر گنبد بی فایده و بی ثمر می شود .سپس می نشینید و به بررسی موضوع می پردازید وبا خود فکر می کنید که اشکال کار از کجاست ؟وشاید پس از اندکی تامل دریابید که : ای دل غافل اشکال دقیقا از خود شماست.یعنی این شما هستید که به عنوان الگوی فرزندانتان هنوز از آن رفتار نادرست درست برنداشته اید .پس کوتاه ترین راه در تربیت فرزند این است که اول کاستی ها را در خود بر طرف کنید.

گاهی در اجتماع نیز همین اتفاق می افتد.شاید در روزها و هفته ها،بارها و بارها مطالب انتقادی درباره ی وضعیت جامعه و طرز رفتار مردمان بخوانید و با خود بگویید تا کی باید این انتقادها ادامه داشته باشد.چرا فایده ها و تاثیرهای این انتقادها اندک است و چرا هردم رفتارهایی عجیب و شایسته ی شماتت از دیگران و خود می بینیم.

به طور مثال شاید این روزها همان طور که در یکی دو سال گذشته هم مواردی پیش آمده بود،از دیدن رفتار مردمی که برای گرفتن سبد کالا به سر و روی هم می پریدند و در صف های طولانی به مجادله می پرداختند ،با خود بگویید چرا شاهد چنین رفتارهایی هستیم.و یا هنگامی که تلاش مردم در بی قانونی و قاچاق و اختلاس و حرام خوری و اندک فروشی را می بینید بگویید پس این همه موعظه و گفتار بزرگان چه تاثیری در پرورش افراد جامعه داشته است؟

حقیقت این است که اشکال را باید در رفتار وشیوه زندگی خود ما باید دید.متاسفانه سال هاست که در پرورش فرهنگ و ادب مردم کوتاهی می شود.نادانسته تمام بار سنگن تربیت و پرورش مردمان را بر شانه های دین قرار داده ایم و هر بار شاهد بیشتر فرو رفتن مردم در منجلاب کج رفتاری ها شده ایم.غافل از این که دین به مثابه حریری لطیف است که اگر بر قامتی ناراست فرود اید نه بر زیبایی قامت می افزاید و نه چیزی از لطافت حریر باقی می ماند.حریر دین و یا همان استبرق سبز خوش رنگ بهشتی زمانی جلوه ی واقعی خود را نشان می دهد که مردمان با صیقل دهنده ی علم و ادب و فرهنگ،به وجودی موزون و زیبا دست یافته باشند.وجود و حضورپرورش یافته ای که زیبابی ها و ارزشمندی دین را به  بهترین صورت نشان می دهد.

شاید توجه به همین نکته بوده است که فردوسی را بر آن داشته تا قبل از دین ،از دانش سخن بگوید:

تو را دانش و دین رهاند درست   در رستگاری ببایدت جست

بنابراین فعالان اجتماعی و کسانی که دل به حال مردم و جامعه ی خویش می سوزانند باید بدانند که پیش از هر انتقادی و یا خرده گیری بر رفتار گاه ناشایست مردمان،لازم است که در ترویج فرهنگ و هنر بکوشند.چون اگر مردمان از علم فرهنگ و ادب دور بمانند نه از دست دین کاری بر می اید و نه از دست انتقادهای گاه و بی گاه نقادان.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۲ توسط معصومه راستی

        

        امروزه بسیاری از هموطنان به ویژه همشهریان عزیز،  با داشتن تحصیلات عالیه و تجربیات ارزنده ، در خارج از کشور زندگی می کنند.امید است با تدبیر دولت مردان ، شرایطی در مملکت  ایجاد گرددتا مردم بزرگوار ما بتوانند از تخصص فرزندان این آب وخاک ، درکشور خود استفاده نمایند.

        یکی از چهره های موفق حال حاضر ، دکتر عبدالرسول نیکوپور دیلمی است .

        دکترعبدالرسول،  فرزند مرحوم حاج محمدحسن در سال 1324 درشهر بوشهر متولد گردید.

       در سال 1329 بنا به موقعیت شغلی  پدرش، به بندردیلم  سرزمین آباء و اجدادی خود عزیمت نمودند. دوران ابتدایی را در دبستان هدایت و دوره ی اوّل متوسطه را در دبیرستان هدایت  که در آن برهه به ریاست آقای عیسی فهیمی و دبیرانی چون آقایان هوشنگ کازرونی ، عبدالحمید نبوی ، نعمت الله عبادی  و مرحوم علی بخش مرادی اداره می شد، به پایان رسانید.

      ایشان جهت ادامه تحصیل، راهی شهر اهواز شدند  و در سال 1346 از دبیرستان دکتر محمود حسابی موفق  به اخذ دیپلم  گردیدند.

       در همان سال با شرکت در کنکور سراسری به دانشگاه جندی شاپور(شهید چمران) اهواز راه یافت و در رشته ی علوم پزشکی مشغول به ادامه تحصیل شد . پس از یک سال به دانشگاه اصفهان منتقل و در رشته ی داروسازی  تحصیلات خود را ادامه داد.

       موضوع تز (پایان نامه)  دکتر، بیماران دیابتی بود که در این خصوص به تحقیق ومطالعه پرداخت و پس از دفاع از آن و تایید اساتید، آن را به صورت یک کتاب به رشته تحریر در آورد و در کتابخانه دانشگاه اصفهان به ثبت رسانید که مورد استفاده  اساتید و  دانشجویان قرار گرفت.

      دکتر در سال 1351 موفق به اخذ مدرک دکترای داروسازی گردید.سپس جهت گذراندن دوران مقدس سربازی  با درجه ستوان یکمی ، به بیمارستان ارتش بیرجند اعزام گردید. همزمان در آموزشگاه پرستاری بیرجند  به تدریس دروس فارکامولوژِی (داروسازی) پرداخت. پس از اتمام خدمت سربازی در داروخانه خیام شیراز مشغول به خد مت شد.

        دکتر پس از دوسال به تهران منتقل  و در شرکت تولید دارو به فعالیت خود ادامه داد. در سال 1355 به استخدام سازمان تامین اجتماعی در آمد .بعد از  سه سال به مدیریت مرکز پزشکی شوش تهران منصوب و پس از آن، درشرکت داروسازی پارس دارو به کار خود ادامه داد تا اینکه جهت ادامه تحصیل  به کشور امریکا عزیمت نموده که در آنجا  موفق به اخذ مدرک داروسازی بالینی (کلینیکال فارماسیست)شد. وی در سال  2012 به افتخار بازنشستگی نائل گردید.ایشان هم اکنون با مطالعه وتحقیق در  رشته تخصصی خود ، همچنان فعالیت گسترده ای دارد.دکتر عبدالرسول نیکوپوردیلمی در حال حاضر در ایالت کالیفرنیا(شهر ساکرومنتو) آمریکا سکونت دارد ولی ارتباط خود را با زادگاهش قطع نکرده، و در مواقع حضور در ایران ،جهت دیدار دوستان واقوام خود به دیلم هم مسافرتی دارند.

 در پایان ، ضمن تشکر از استاد جعفر توکلی به جهت گردآوری این مطالب،از خداوند بزرگ ، برای دکتر عبدالرسول نیکوپوردیلمی و خانواده گرامی ایشان ، موفقیت و تندرستی آرزومندیم.

به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۲ توسط سيد حسين ميرجهانمردي

http://www.uplooder.net/img/image/14/c2ac37e55cb6686692cdae8ccdcd2a79/DSCF9455.JPG

نزدیک شیلات، آخر بازار کویتی ها، روبروی اسکله ای که قایق های ماهیگیری در آن پهلو می گیرند، « چای خانه ی سنتی هاشم و ملوانان » قرار دارد. قهوه خانه ای که به پاتوق ملوانان و صاحبان لنج و ناخداهای شهر تبدیل شده است، تک قهوه خانه ی شهر هر روز از 8 صبح تا 12 شب پذیرای تلاشگرانی است که در سایه ی آرامش قهوه خانه، چای بنوشند و گاهی قلیانی بر لب گیرند.http://www.uplooder.net/img/image/19/1b11973e6979208df1d704c3069d0720/DSCF9471.JPG

10 الی 12 سالی است « هاشم الهیاری » در این قهوه خانه امرار معاش می کنند.

قهوه خانه های محمّد بیگی، رسول عسکری، مرحوم محمود خلیلی ، مهدی (پدر خانم مرحوم حاج جواد بوشهری) و میر فرج،پدر عبدالرضا نیک بخش و پدر ماشااله سعیدی، سید محمّد حسینی و... به خاطرات پیوسته اند و تک قهوه خانه ی سنتی شهر پابرجا به مدد «ناخدا هاشم».

متولد 1323، 69 ساله، فرزند عبداله که پدرش را به خاطر فرزند بزرگش حاصل، «بو حاصل» (پدر حاصل) صدا می زدند و خاطرات طنزش زبانزد اهل دل .....

4 کلاس سواد دارد و 5 پسر و 1 دختر و همسری که سال های سخت معیشت را در کنار «عمو هاشم» گذرانده است.

نشستن دور هم ملوانان و ناخدایان و صاحبان لنج و یاد آوری خاطرات گذشته نقل این مجلس است و گاهی در این مجلس ناخدا، ملوانان و آشپز لنج (طبّاخ) برای سفر های دریایی به کشورهای حاشیه ی خلیج فارس مشخص می شود.

از آقا هاشم می پرسم 8 تا 12 شب اینجایی ناهار چه کار می کنی؟

می خندد و بعد: مثل «جیلُم» سیم «دَرکار» ایارن. ( در ایّام برداشت گندم برای کسانی که در برداشت محصول نقش داشتند، از طرف صاحب زمین، تدارک ناهار دیده می شد.)http://www.uplooder.net/img/image/11/077f480bc0a0728fb02571ec9084f862/DSCF9466.JPG

طنز در کلام او هویداست..... ازش می خوام چند خاطره بگه...... یاد ازدواج دوم پدرش می افتد.....

پدرم رفت لافت هرمزگان زن دوم گرفت، اخبار به مادرم در دیلم رسید!.... در منزل برّه ای داشتیم که موقع برگشت پدرم، پشم هایش ریخته بود. پدرم از علت این کار پرسید. مادرم جواب داد: فهمید رفتی لافت زن گرفتی از غصه پشم هاش ریخته ....

ناخداهای حاضر در قهوه خانه در 3-2 روزی که به قهوه خانه می روم، از لنج های قدیمی، سختی سفرهای دریایی و امواج سهمگین خلیج فارس، نقل می کنند. از «دیره» (قطب نما) و بُلد (وسیله ی اندازه گیری عمق آب که یک سنگ سربی متصل به طنابی بلند است.)...... و مقایسه با امروز که دستگاه GPS همه ی این کارها را انجام می دهد....

سر به سر افراد حاضر در قهوه خانه می گذارد، کلام شیرینی دارد، امّا مسخره کردن افراد در مرامش نیست..... یاد نکته پردازان قدیم، ناخدا محمود ناصری – عبدالحسین روشن- ایرج روشن- حاج سیف اله طاهریان- حاج فرج اله خلیلی- حسن(مندلی) ده کانه- سید جعفر پروانه و ماهیگیری خبره به نام علی اکبر (که سیم بان مخابرات بود.) را زنده می کند. تعدادی از آنان رُخ در نقاب خاک کشیده اند. فاتحه ای نثار روح نکته پردازان مرحوم می کند و به فکر فرو می رود....http://www.uplooder.net/img/image/71/1c228c5ab04882d87733ab21f1bbbb44/DSCF9475.JPG

خاطرات دفاع مقدّس جزء جدا نشدنی ذهنش است، به خصوص سال 60 و محاصره آبادان توسط دشمن تا دندان مسلح.... در حسینیه اعظم بندر دیلم اعلام می شود:



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ توسط عباس اميد
جمعه 92/11/18 از سری مسابقات فوتبال جوانان استان، جام برنا لیگ، ساعت 14:45 دقیقه بازی بین تیم های شاهد دیلم و پیکان دیّر در استادیوم ورزشی شهید بهشتی بندر دیلم، برگزار شد و تیم شاهد توانست با تک گل دقایق پایانی حسین حواجه گیری و هدایت آقایان محمّد باسروی و هادی پاژخ زاده و مجتبی بهبهانی در مقابل تیم پیکان دیّر برد دلچسبی را کسب نماید و جایگاه خود را در لیگ مستحکم تر کند.


http://www.uplooder.net/img/image/67/b4e56d66ea81c8b387fa8296db389d45/DSCF9683.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/27/fcd70e9a139cbd29afd95d74ebcce900/DSCF9689.JPG

جا دارد خداقوّتی بگوییم به مسئول تدارکات تیم شاهد آقای باقر درویشی و تبریک به مسئولین تیم شاهد و بازیکن اثر گذار این تیم آقای کیوان خواجوی که به عنوان یکی از پدیده های جوانان استان انتخاب شد و قرار است با حضور مربیان تیم ملی جوانان در اردوی استعداد یابی شرکت نماید.


http://www.uplooder.net/img/image/71/8245b45033e061b8e3c7bb2cd8ccaba7/DSCF9685.JPG



نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۱۸ توسط عباس اميد
  • ویرایش قالب وبلاگ
  • ویرایش و طراحی قالب وبلاگ