دیلُمی‌یَل
 
راهی برای ارتباطی گسترده‌تر با همشهری‌های خونگرم

تصویری از اسکله‌ی بوشهر

اثر اوژن فِلاندن (Eugène Flandin)، سال 1840 (اواسط زمامداری محمد‌شاه قاجار)


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۰۳ توسط عبدالرضا شهبازی
 

از گذشته هاي دور تا به امروز ، بسياري از افراد جهت امرار معاش به شهرهاي ديگر مهاجرت مي نمايند. اكثر  اين افراد  به دليل نداشتن سواد، به عنوان كارگر ساختماني مشغول به كار مي شوند. در بندرديلم ، كارگران عمدتاً ازاستان كهگيلويه و بويراحمد  مي باشند.

 يكي از اين افراد كه براي مردم ديلم چهره آشنايي دارد آقاي مهميد جنتي مقدم است.شرح حال زندگي اين كارگر زحمت كش به زبان خودش شنيدني است :

  من در سال 1336 در روستاي بردراسون از دهستان بهمئي سرحدي ، بخش ديشموك  شهرستان دهدشت (كهگيلويه) به دنيا آمدم .4 فرزند دارم.دو دختر و دو پسر.يكي از دخترانم دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزاد رشته ي كامپيوترمي باشد.پسرم هم كارگري مي كند.

زندگي من با سختي شروع شد، وقتي كه   هشت ماهه بودم پدر و در سن يك سالگي مادرم را از دست دادم. به دليل نداشتن سرپرست از تحصيل و رفتن به مدرسه محروم شدم.زندگي دشوار و فقر شديد باعث گرديد تا در سال 1349 ، هنگامي كه سيزده سال بيشتر نداشتم جهت  پيداكردن كار عازم بندرديلم  شوم.  چون توان كار بنايي نداشتم در منازل مردم با كار روي تلمبه آب  امرار معاش مي كردم.( در آن سالها به علّت عدم وجود پمپ برقي  از تلمبه ي دستي استفاده مي شد.

از خاطرات شيرين من در آن مقطع سني ، كاركردن در منزل مرحوم حاج رسول ريگستاني بود  كه بعد از سه روز كار و پذيرايي صبحانه و ناهار ، مبلغ 50 تومان به من دستمزد داد. در آن وقت دستمزد كارگر روزي 6 تومان بود. بسيار خوشحال شدم  و پيش دوستانم قيافه مي گرفتم   كه 50 تومان پول دارم !!  در گذشته رفتار مردم خيلي بهتر بود  و نسبت به حق الناس حساس بودند. ولي متاسفانه درحال حاضر بعضي از مكانها كه كارگري مي كنم ، دستمزد  كارگر را يا نمي دهند  ويا با تاخير مي پردازند!!؟؟  يكي ديگر از خاطرات خوب من در زمان سروان محزون فرمانده ي وقت ‍‍‍ژاندارمري بود.در هنگام تخليه ي كارتن هاي سيگار(محموله قاچاق) در يك منبع بزرگ،  توسط  نيروي ژاندارمري   دستگير شدم . خيلي ترسيده بودم و دست وپايم مي لرزيد ! وقتي سروان محزون من را با آن وضعيت ديد، گفت : پسرم براي چي مي ترسي ! من اين لباس نظام را براي اجراي قانون پوشيده ام .بعد پيشاني  من را بوسيد وگفت برو و ديگه  از اين كارها انجام نده!!. مهميد در ادامه افزود : ما كارگرها امنيت شغلي نداشته و اگر مريض شديم درآمدي جهت ادامه زندگي نداريم . از ديگر مشكلات ما وضعيت بيمه مي باشد ، هرچند بيمه ي عشايري داريم ولي اين بيمه مزاياي چنداني ندارد. به عنوان مثال، من الان به خاطربيماري، بايد عمل جراحي  انجام دهم ولي از پرداخت هزينه ي بيمارستان ناتوانم .

مهميد جنتي مقدم در پايان اظهار داشت : اميدوارم مسئولين عزيز به فكر ما كارگران باشند  به خصوص در مواقع  بيماري كه  هزينه بيمارستانها بسيار سنگين است.!!؟؟ در حاليكه  با آقاي مهميد جنتي مقدم  خداحافظي مي كردم ، به اين فكر فرو رفتم ، كشوري با داشتن اين همه منابع ،ذخاير و ثروت، چرا بعضي از افراد جامعه ما هنوز دغدغه ي هزينه زندگي و سلامت خود را دارند!!!؟؟؟ به پايان آمد اين دفتر ، حكايت همچنان باقي است ..  



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۳۰ توسط سيد حسين ميرجهانمردي

با سلام و عرض ادب به همه شما خوانندگان عزیز ادیب و ادب دوست--همانطور که مطلع هستید آلو زیتری خودمونی هم برای اینکه از قافله اجناس تورمی عقب نماند اخیرا در بازار خودی نشان داده تا ....

 سیب زمینی ای تو الو زیتری -- ایکنی با سیب و موز کا سرسری              

قیمتت وابیده کا مهلی گـرون --زیر زمین بیدی و رفتی آسمون

کنج پاتیل جات بی کا  تی پیـــــــــاز --غل ایخردی نرم ایابیدی و باز

قیمتت وابیده می گوشت چغل ----بی مروت تهم وابیدی نغـــــــــــل

سیب زمینی بی تنم وابی حروم ----مونث سفره فقیرل چاس و شوم

آلو زیتر ته پیاز کا جی تنـــــــــــــه ----ای پیاز زیتری همســــــــــــه تنه

خود نورتنگ ایسو کا بی گوشت مرغ --اوپزی پر پوزه ته با تخم مــــــــرغ

سیب زمینی بی فقیرل کا بتنگ --بی تنم گوشم بگـــــــــــر ای زرد و زنگ

اگ تو وابی قیمت چند سال پیش ---ایگمت صد یاد او سو یاد پیــــــــــــــــش 

آلو =سیب زمینی

مهلی=خیلی

تهم=تو هم

به تنم=با شمایم

چاس و شوم =نهار و شام

تنه=شما

همسه=همسایه

بی=با

نورتنگ=رقابت نکن

اوسو=آنوقت                         


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۹ توسط حمید مرادی
حونه اي ساختمِه مِن سَبَخي

دَرِش وَه شَلمونِ جهاز

شُو و روز، هميشه واز

در و ديوار همه خشت

اُو هواش مثل بهشت

دَر حمومش گوني، كه گره خَرده به بند

پشت ديوار دو سه بادگير بلند

*******************

حونه اي ساختمه مِن سَبَخي

سقفِش وَه چَندَلِ سخت

كفِ آن قلوه و سنگ

سنگ نمايش همه گِل

ايزوگامش همه شِل

نوگه يَلش همه فِل

رفيقَل هر دِقَه جِل

دوسي يَلمون پر رنگ

دشمني يَل همه وِل

**********************

حونه اي ساختمه مِن سَبَخي

مِن حياطش دل واز

خَشي يَل ديم و دراز

هركي ايخه كه نشونش ما بِديم

آدرسش جنب نمكزارِ قَديم

تا كه سهراب ديَه پرس نكنه

"خانه ي دوست كجاست؟"

                                          92/11/10  موسي آذري-سَر زَهر ديلم- كِر آف

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۹ توسط موسی آذری

روز شنبه 92/11/19 از سری بازی های بزرگسال دیلم تیم پیام عامری با مربّی گری نعمت اله عباسی توانست تیم شهباز را با نتیجه 1 بر 0 شکست دهد تک گل بازی را حجت اله عباسی به ثمر رساند.


http://www.uplooder.net/img/image/10/1439c8305a20e644488c69856b07414a/DSCF9816.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/66/e7aff7c1a00a2b68714ea046c1ea7651/DSCF9819.JPG

روز چهارشنبه 92/11/23 بازی بین دو تیم پیام عامری و استقلال سیامکان با نتیجه ی 3 بر 1 به نفع تیم پیام خاتمه یافت. برای پیام رحیم محمّدزاده 2 گل  و عیسی هجری 1 گل به ثمر رساندند.و تک گل استقلال سیامکان را رضا اکبری به ثمر رساند.


http://www.uplooder.net/img/image/22/68145518680f127fee264672c571ca06/DSCF0125.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/8/c10931851257160ce069a96e03ef266a/DSCF0124.JPG

امّا روز جمعه 92/11 25 هم دیلم میزبان دو بازی از سری بازی های زیر گروه استان بود. بازی اوّل از ساعت 12:45 دقیقه ظهر بین دو تیم نوجوانان شاهد دیلم و شاهین اهرم  انجام گرفت که با نتیجه ی تساوی 1 بر 1 پایان پذیرفت. اسماعیل صادقی در نیمه ی اوّل شاهد را پیش انداخت و در ابتدای نیمه ی دوم شاهین اهرم گل مساوی را به ثمر رساند.


http://www.uplooder.net/img/image/39/c0199ef10c0cbbdb7a643c56b1e75d54/DSCF0150.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/7/c9b8f4c406755dcf9f12a4af76ab0d00/DSCF0149.JPG

بازی دوم بین دوتیم پویای دیلم و ملوان بوشهر در رده ی جوانان انجام شد که تیم پویا توانست با مدیرت عالی مربّی خود آقای عباس پذیره با نتیجه ی 4 بر 1 حریف خود را شکست دهد. عبداله گلاب نیا 1 گل و حسن درویشی 3 گل برای پویا به ثمر رساندند.


http://www.uplooder.net/img/image/25/d12c552c2662e395df7f0c5690b2d0c2/DSCF0153.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/18/fd78dc1b51d0222285ac7be2778a2f91/DSCF0154.JPG

روز شنبه 92/11/26 بازی بین دو تیم شهباز و استقلال سیامکان با نتیجه ی 3 بر 0 به نفع شهباز خاتمه یافت. در این دیدار تیم شهباز با مربّی گری کاظم مزارعی توانست با دو گل صادق تنگسیری و تک گل مجتبی شعبانی تیم استقلال را شکست دهد.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۷ توسط عباس اميد


 

بسمه تعالی --آنروی سکه چیســــــــــــــــــــــت؟؟؟هرچند حقیر نیز مانند دیگر شهروندان مخالف بی رحمی و بی احتیاطی خودروهای بدون پلاک و سوخت رسان در سطح شهر هستم ولی بعد از اینک پای سخن چند دوست عزیز و اهل نظر نشستم با اندکی تعقل و محاسبه جزئی کمی به خود آمدم که بله اگر این جوانان بیکار همشهری در شرکت یا اداره و یا کارخانه ای مشغول به کار بودن ویا حتی کار آزاد ولی معقولی سراغ د اشتند هرگز خود را به آب و آتش نمیزدند .از آنجائیکه حقیر حدود 25 سال در یک بنگاه اقتصادی به نام بانک  بوده ام به یاد دارم همان وامهای کاذب 3 میلیون تومانی را که به جوانان بیکار تزریق نمودند و آمارهای کاذبی اداره کار در سالهای 80الی 90 در رسانه ها و جراید ثبت نمود و این جوانان را از لیست بیکاران خارج کرد .و آنان را با اندک وام ناچیز بعنوان شاغل در جامعه معرفی کرد.هر چند که قبلا بیکار بودند ولی با این وامهای اندک در حال حاظر بیکــــــــــــــــــــــــار و بّــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدهکارند ....آیا بهتر نبود که رجال گذشته بجای اندک وام ناچیز یک کارخانه تولیدی مثل گرگور بافی و یا تور بافی ویا ....در این بلاد بندری بزنند ..حفیر خود شاهد وامهای کاذب قالی بافی به زنان محترم روستایی و شهری بوده ام .و می فهمیدیم که چگونه این وامها علنا خرید و فروش میشود با وجودیکه جریان را در جلسه فرماندار خودم چندین بار یاد آور میشدم ..رجال دولتی میگفتند هدف پرداخت است تا سهمیه برگشت نشود و..لذا ای کاش رجال مسئول دیروز اندیشه و تدبیری برای جوانان بیکار امروز میکردند تا دیگر هیچکس صحبتی از قاچاق سوخت نمیکرد---هر سر موی مرا با تو هزاران کار است --نکته هست بسی محرم اسرار کجاست ..بـــــــــــــــــــــــــــــــدرود



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۴ توسط حمید مرادی

حدود 20 سال است که در دیلم زندگی نمی کنم. در آن روزها حتی شهری مثل شیراز با وجود داشتن آموزشگاه های مختلف زبان و کامپیوتر، خود مردم میل چندانی به فرستادن بچه هایشان به این مکان ها نداشتند و یا حداقل این میل به صورت فراگیر نبود بنابراین این آموزشگاه ها از رونق کمتری برخوردار بودند. یادم می آید دوران سربازی (سال 77) برای یک نشریه استانی آگهی تبلیغاتی جمع می کردم. وقتی به مراکز آموزشی جهت گرفتن سفارش تبلیغات می رفتم هیچ کدام قدرت سفارش یک تبلیغ کوچک رسانه ای را هم نداشتند.

زمان به سرعت سپری شد. همه چیز تغییر کرد. حتی آداب و معاشرت مردم هم تغییر کرد. خواسته های بچه ها از یک اسباب بازی پلاستیکی به تبلت و آی پد و ایکس باکس و چه و چه رسید. زبانسرای بوشهر که تا 10 سال پیش خلوت خلوت و به قول ما دیلمی ها (منش شوک ایزت) حالا دارای بیش از 30 استاد و نزدیک به 20 کارمند تمام وقت است و بیا و ببین در زمان های تعطیلی کلاس ها چه ترافیکی ایجاد می شود. هر چند همه تغییرات مثبت نبوده و یا حداقل از دید من مثبت نبوده اما نمی توان منکر اصل تغییر شد حالا چه خوب و چه بد.

همه اینها را گفتم که بگویم پس از 20 سال که از شهر پدری خود دور هستم گاهی از همشهریانم مسائلی را می شنوم و یا می بینم که در این 20 سال همان طور بکر و دست نخورده باقی مانده و حال آنکه از همان زمان هم دغدغه اهل فرهنگ بوده و به راستی هم سعی بسیار شده تا بلکه تغییراتی در آن ایجاد شود. نمی خواهم زحمت این عزیزان خصوصا" قشر فرهنگی  را کم اهمیت جلوه بدهم اما از دید کسی که از بیرون به شهر نگاه می کند به نظر می رسد که شهر کماکان با همان مشکلات 20 سال پیش در بعد فرهنگی مواجه است. برخی از این مسائل نه فقط مخصوص دیلم ما بلکه برای همه شهرهای کوچک و بسته است اما باور کنید بعضی چیزها در روستاها هم در حال حل شدن است ولی ما هنوز در حال کشتی گرفتن با آنها هستیم. نه می توانیم آن را حل کنیم و نه می توانیم با آن کنار بیاییم. دوستی به نام جاشو در پست اخیر جناب عباس امید بزرگوار نوشته که آقای امید می خواسته نقش خودش را در یک تئاتر برجسته کند و به همین دلیل هم به سراغ دریا و جاشو و ناخداها رفته (اصل مشکل). این دوست عزیز یک لحظه هم با خود فکر نکرده که اگر چنین است پس هدف این نویسنده از معرفی مثلا" آقای عبدشاه مطری چه بوده؟ می خواسته نقش خودش را در کدام تئاتر برجسته کند؟ یا مثلا" از معرفی آن زوج خارجی در پی چه چیزی بوده؟ از طرف دیگر تئاتر نوف و همه دست اندرکاران آن که نه تنها افتخاری برای دیلم که برای استان بوشهر بود که نیازی به این کارها ندارد. هر کسی که ذره ای تئاتری باشه حداقل یک بار این تئاتر زیبا را دیده و هر کس هم ندیده حتما" نخواسته که ببیند بنابراین اطلاع دادن به این آدم ها منفعتی نه برای این تئاتر و نه برای دست اندرکاران آن ندارد. در ضمن عباس امید را چه نیازی به این کارها که از وقتی که دانش آموز راهنمایی بوده تا کنون در بطن تئاتر بوده و افتخارات زیادی را برای ما به ارمغان آورده. بعد دیگر قضیه بر می گردد به عکس العمل کارگردان جوان و بسیار موفق شهرمان آقای روح الله خدامی که از حرف این خواننده ناراحت شده اند (کنار نیامدن با این شرایط) و هدف این نوشته نیز بیشتر پرداختن به این بعد قضیه است هر چند که این وضعیت در تمام رشته های هنری و حتی ورزشی نیز وجود دارد و مخصوص هنر نمایش نیست.

دوستان عزیز! آن چیزی که باعث شد این پست را بنویسم دغدغه کسی است که می بیند در مرکز استان ما چه سخت افزارهایی وجود دارد اما به دلیل کمی علاقه و استعداد و حتی کوته بینی، توفیق چندانی به دست نمی آورند اما در شهرهای کوچکی مانند دیلم ما، گناوه و شهرهای دیگر استان چه استعدادهایی که به دلیل کم توجهی، نبودن امکانات، عدم پشتیبانی مالی و مدیریتی، همچنان به هدر می روند و حالا در این کویر، گروهی را هم که به واسطه پافشاری، مطالعه، زحمت، تجربه و با خرج جیب خودشان دارند برای ما افتخار آفرینی می کنند را بدون هیچ دلیل منطقی از خود برنجانیم شرط عقل و تدبیر نیست. اگر همین رنجش ها و مشکلات دیگری که آقای خدامی در نظرشان درج کرده اند، خدای نکرده باعث خاموشی کامل چراغ یک هنر زیبا با قدمت چندین ساله در شهرمان شد، چه کنیم؟

در آخر خطابم به امثال عباس امید، روح الله خدامی، مصطفی گله گیر، مهدی بلوچ، عبداله پارسا، حبیب خدامی و همه دوستان زحمت کش عرصه تئاتر این است که مبادا به واسطه ی این برخوردها و صحبت ها، خدای نکرده بخواهید دل سرد شده و همه ما را از ارائه هنر زیبایتان محروم کنید. قدردان زحماتتان هستیم. پیروز باشید.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۴ توسط محمد باقر غضبانی
امروز خبری را می خواندم

]به گزارش خبرگزاری تسنیم از بوشهر، (سرهنگ) ابراهیم عرب‌زاده عصر امروز در حاشیه برگزاری نمایشگاه خودروهای توقیفی پلیس دیلم با بیان اینکه در 10 ماه امسال 300 خورو حامل سوخت قاچاق کشف شده است اظهار کرد: در 10 ماه امسال بیش از300 دستگاه انواع خودرو سواریَ، کامیون و کامیونت حامل سوخت قاچاق توقیف شده است.

http://img7.irna.ir/1392/13921123/81041194/81041194-5495368.jpg

... با تشدید اقدامات مقابله‌ای با قاچاقچیان اقتصادی در 3 هفته گذشته بیش از 80 خودرو حامل سوخت قاچاق توقیف و 100 هزار لیتر سوخت کشف شد.[

چنین اقدامی از سوی نیروی انتظامی در زمانی به ظاهر کوتاه و ضیق شایسته تقدیر است آنهم با وجود همان سختی ها ، همان کاستی ها ، همان ضعف های قانونی و عدم همراهی های گذشته و ...

امید است با ایجاد همراهی در بین همه مسئولان شهرستان ، استان و مرکز با یک برنامه ریزی نظام مند این مشکل و دیگر مشکلات شهرستان به صورت ریشه ای حل شده درهای پیشرفت و آبادانی به سوی دیلم باز شود و شاهد محیطی کاملا امن ، با نشاط و سالم باشیم.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۳ توسط محمد پيرو

نمی دانم برای شما نیز پیش امده که در هنگام تربیت فرزندان به مواردی بر بخورید که هر چه تذکر می دهید و سعی در دور کردن فرزندان از رفتار و عملکردی دارید می بینید که هر بار به در بسته خورده اید و تربیت شما چون گردکان بر گنبد بی فایده و بی ثمر می شود .سپس می نشینید و به بررسی موضوع می پردازید وبا خود فکر می کنید که اشکال کار از کجاست ؟وشاید پس از اندکی تامل دریابید که : ای دل غافل اشکال دقیقا از خود شماست.یعنی این شما هستید که به عنوان الگوی فرزندانتان هنوز از آن رفتار نادرست درست برنداشته اید .پس کوتاه ترین راه در تربیت فرزند این است که اول کاستی ها را در خود بر طرف کنید.

گاهی در اجتماع نیز همین اتفاق می افتد.شاید در روزها و هفته ها،بارها و بارها مطالب انتقادی درباره ی وضعیت جامعه و طرز رفتار مردمان بخوانید و با خود بگویید تا کی باید این انتقادها ادامه داشته باشد.چرا فایده ها و تاثیرهای این انتقادها اندک است و چرا هردم رفتارهایی عجیب و شایسته ی شماتت از دیگران و خود می بینیم.

به طور مثال شاید این روزها همان طور که در یکی دو سال گذشته هم مواردی پیش آمده بود،از دیدن رفتار مردمی که برای گرفتن سبد کالا به سر و روی هم می پریدند و در صف های طولانی به مجادله می پرداختند ،با خود بگویید چرا شاهد چنین رفتارهایی هستیم.و یا هنگامی که تلاش مردم در بی قانونی و قاچاق و اختلاس و حرام خوری و اندک فروشی را می بینید بگویید پس این همه موعظه و گفتار بزرگان چه تاثیری در پرورش افراد جامعه داشته است؟

حقیقت این است که اشکال را باید در رفتار وشیوه زندگی خود ما باید دید.متاسفانه سال هاست که در پرورش فرهنگ و ادب مردم کوتاهی می شود.نادانسته تمام بار سنگن تربیت و پرورش مردمان را بر شانه های دین قرار داده ایم و هر بار شاهد بیشتر فرو رفتن مردم در منجلاب کج رفتاری ها شده ایم.غافل از این که دین به مثابه حریری لطیف است که اگر بر قامتی ناراست فرود اید نه بر زیبایی قامت می افزاید و نه چیزی از لطافت حریر باقی می ماند.حریر دین و یا همان استبرق سبز خوش رنگ بهشتی زمانی جلوه ی واقعی خود را نشان می دهد که مردمان با صیقل دهنده ی علم و ادب و فرهنگ،به وجودی موزون و زیبا دست یافته باشند.وجود و حضورپرورش یافته ای که زیبابی ها و ارزشمندی دین را به  بهترین صورت نشان می دهد.

شاید توجه به همین نکته بوده است که فردوسی را بر آن داشته تا قبل از دین ،از دانش سخن بگوید:

تو را دانش و دین رهاند درست   در رستگاری ببایدت جست

بنابراین فعالان اجتماعی و کسانی که دل به حال مردم و جامعه ی خویش می سوزانند باید بدانند که پیش از هر انتقادی و یا خرده گیری بر رفتار گاه ناشایست مردمان،لازم است که در ترویج فرهنگ و هنر بکوشند.چون اگر مردمان از علم فرهنگ و ادب دور بمانند نه از دست دین کاری بر می اید و نه از دست انتقادهای گاه و بی گاه نقادان.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۲ توسط معصومه راستی

        

        امروزه بسیاری از هموطنان به ویژه همشهریان عزیز،  با داشتن تحصیلات عالیه و تجربیات ارزنده ، در خارج از کشور زندگی می کنند.امید است با تدبیر دولت مردان ، شرایطی در مملکت  ایجاد گرددتا مردم بزرگوار ما بتوانند از تخصص فرزندان این آب وخاک ، درکشور خود استفاده نمایند.

        یکی از چهره های موفق حال حاضر ، دکتر عبدالرسول نیکوپور دیلمی است .

        دکترعبدالرسول،  فرزند مرحوم حاج محمدحسن در سال 1324 درشهر بوشهر متولد گردید.

       در سال 1329 بنا به موقعیت شغلی  پدرش، به بندردیلم  سرزمین آباء و اجدادی خود عزیمت نمودند. دوران ابتدایی را در دبستان هدایت و دوره ی اوّل متوسطه را در دبیرستان هدایت  که در آن برهه به ریاست آقای عیسی فهیمی و دبیرانی چون آقایان هوشنگ کازرونی ، عبدالحمید نبوی ، نعمت الله عبادی  و مرحوم علی بخش مرادی اداره می شد، به پایان رسانید.

      ایشان جهت ادامه تحصیل، راهی شهر اهواز شدند  و در سال 1346 از دبیرستان دکتر محمود حسابی موفق  به اخذ دیپلم  گردیدند.

       در همان سال با شرکت در کنکور سراسری به دانشگاه جندی شاپور(شهید چمران) اهواز راه یافت و در رشته ی علوم پزشکی مشغول به ادامه تحصیل شد . پس از یک سال به دانشگاه اصفهان منتقل و در رشته ی داروسازی  تحصیلات خود را ادامه داد.

       موضوع تز (پایان نامه)  دکتر، بیماران دیابتی بود که در این خصوص به تحقیق ومطالعه پرداخت و پس از دفاع از آن و تایید اساتید، آن را به صورت یک کتاب به رشته تحریر در آورد و در کتابخانه دانشگاه اصفهان به ثبت رسانید که مورد استفاده  اساتید و  دانشجویان قرار گرفت.

      دکتر در سال 1351 موفق به اخذ مدرک دکترای داروسازی گردید.سپس جهت گذراندن دوران مقدس سربازی  با درجه ستوان یکمی ، به بیمارستان ارتش بیرجند اعزام گردید. همزمان در آموزشگاه پرستاری بیرجند  به تدریس دروس فارکامولوژِی (داروسازی) پرداخت. پس از اتمام خدمت سربازی در داروخانه خیام شیراز مشغول به خد مت شد.

        دکتر پس از دوسال به تهران منتقل  و در شرکت تولید دارو به فعالیت خود ادامه داد. در سال 1355 به استخدام سازمان تامین اجتماعی در آمد .بعد از  سه سال به مدیریت مرکز پزشکی شوش تهران منصوب و پس از آن، درشرکت داروسازی پارس دارو به کار خود ادامه داد تا اینکه جهت ادامه تحصیل  به کشور امریکا عزیمت نموده که در آنجا  موفق به اخذ مدرک داروسازی بالینی (کلینیکال فارماسیست)شد. وی در سال  2012 به افتخار بازنشستگی نائل گردید.ایشان هم اکنون با مطالعه وتحقیق در  رشته تخصصی خود ، همچنان فعالیت گسترده ای دارد.دکتر عبدالرسول نیکوپوردیلمی در حال حاضر در ایالت کالیفرنیا(شهر ساکرومنتو) آمریکا سکونت دارد ولی ارتباط خود را با زادگاهش قطع نکرده، و در مواقع حضور در ایران ،جهت دیدار دوستان واقوام خود به دیلم هم مسافرتی دارند.

 در پایان ، ضمن تشکر از استاد جعفر توکلی به جهت گردآوری این مطالب،از خداوند بزرگ ، برای دکتر عبدالرسول نیکوپوردیلمی و خانواده گرامی ایشان ، موفقیت و تندرستی آرزومندیم.

به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۲ توسط سيد حسين ميرجهانمردي

http://www.uplooder.net/img/image/14/c2ac37e55cb6686692cdae8ccdcd2a79/DSCF9455.JPG

نزدیک شیلات، آخر بازار کویتی ها، روبروی اسکله ای که قایق های ماهیگیری در آن پهلو می گیرند، « چای خانه ی سنتی هاشم و ملوانان » قرار دارد. قهوه خانه ای که به پاتوق ملوانان و صاحبان لنج و ناخداهای شهر تبدیل شده است، تک قهوه خانه ی شهر هر روز از 8 صبح تا 12 شب پذیرای تلاشگرانی است که در سایه ی آرامش قهوه خانه، چای بنوشند و گاهی قلیانی بر لب گیرند.http://www.uplooder.net/img/image/19/1b11973e6979208df1d704c3069d0720/DSCF9471.JPG

10 الی 12 سالی است « هاشم الهیاری » در این قهوه خانه امرار معاش می کنند.

قهوه خانه های محمّد بیگی، رسول عسکری، مرحوم محمود خلیلی ، مهدی (پدر خانم مرحوم حاج جواد بوشهری) و میر فرج،پدر عبدالرضا نیک بخش و پدر ماشااله سعیدی، سید محمّد حسینی و... به خاطرات پیوسته اند و تک قهوه خانه ی سنتی شهر پابرجا به مدد «ناخدا هاشم».

متولد 1323، 69 ساله، فرزند عبداله که پدرش را به خاطر فرزند بزرگش حاصل، «بو حاصل» (پدر حاصل) صدا می زدند و خاطرات طنزش زبانزد اهل دل .....

4 کلاس سواد دارد و 5 پسر و 1 دختر و همسری که سال های سخت معیشت را در کنار «عمو هاشم» گذرانده است.

نشستن دور هم ملوانان و ناخدایان و صاحبان لنج و یاد آوری خاطرات گذشته نقل این مجلس است و گاهی در این مجلس ناخدا، ملوانان و آشپز لنج (طبّاخ) برای سفر های دریایی به کشورهای حاشیه ی خلیج فارس مشخص می شود.

از آقا هاشم می پرسم 8 تا 12 شب اینجایی ناهار چه کار می کنی؟

می خندد و بعد: مثل «جیلُم» سیم «دَرکار» ایارن. ( در ایّام برداشت گندم برای کسانی که در برداشت محصول نقش داشتند، از طرف صاحب زمین، تدارک ناهار دیده می شد.)http://www.uplooder.net/img/image/11/077f480bc0a0728fb02571ec9084f862/DSCF9466.JPG

طنز در کلام او هویداست..... ازش می خوام چند خاطره بگه...... یاد ازدواج دوم پدرش می افتد.....

پدرم رفت لافت هرمزگان زن دوم گرفت، اخبار به مادرم در دیلم رسید!.... در منزل برّه ای داشتیم که موقع برگشت پدرم، پشم هایش ریخته بود. پدرم از علت این کار پرسید. مادرم جواب داد: فهمید رفتی لافت زن گرفتی از غصه پشم هاش ریخته ....

ناخداهای حاضر در قهوه خانه در 3-2 روزی که به قهوه خانه می روم، از لنج های قدیمی، سختی سفرهای دریایی و امواج سهمگین خلیج فارس، نقل می کنند. از «دیره» (قطب نما) و بُلد (وسیله ی اندازه گیری عمق آب که یک سنگ سربی متصل به طنابی بلند است.)...... و مقایسه با امروز که دستگاه GPS همه ی این کارها را انجام می دهد....

سر به سر افراد حاضر در قهوه خانه می گذارد، کلام شیرینی دارد، امّا مسخره کردن افراد در مرامش نیست..... یاد نکته پردازان قدیم، ناخدا محمود ناصری – عبدالحسین روشن- ایرج روشن- حاج سیف اله طاهریان- حاج فرج اله خلیلی- حسن(مندلی) ده کانه- سید جعفر پروانه و ماهیگیری خبره به نام علی اکبر (که سیم بان مخابرات بود.) را زنده می کند. تعدادی از آنان رُخ در نقاب خاک کشیده اند. فاتحه ای نثار روح نکته پردازان مرحوم می کند و به فکر فرو می رود....http://www.uplooder.net/img/image/71/1c228c5ab04882d87733ab21f1bbbb44/DSCF9475.JPG

خاطرات دفاع مقدّس جزء جدا نشدنی ذهنش است، به خصوص سال 60 و محاصره آبادان توسط دشمن تا دندان مسلح.... در حسینیه اعظم بندر دیلم اعلام می شود:



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۹ توسط عباس اميد
جمعه 92/11/18 از سری مسابقات فوتبال جوانان استان، جام برنا لیگ، ساعت 14:45 دقیقه بازی بین تیم های شاهد دیلم و پیکان دیّر در استادیوم ورزشی شهید بهشتی بندر دیلم، برگزار شد و تیم شاهد توانست با تک گل دقایق پایانی حسین حواجه گیری و هدایت آقایان محمّد باسروی و هادی پاژخ زاده و مجتبی بهبهانی در مقابل تیم پیکان دیّر برد دلچسبی را کسب نماید و جایگاه خود را در لیگ مستحکم تر کند.


http://www.uplooder.net/img/image/67/b4e56d66ea81c8b387fa8296db389d45/DSCF9683.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/27/fcd70e9a139cbd29afd95d74ebcce900/DSCF9689.JPG

جا دارد خداقوّتی بگوییم به مسئول تدارکات تیم شاهد آقای باقر درویشی و تبریک به مسئولین تیم شاهد و بازیکن اثر گذار این تیم آقای کیوان خواجوی که به عنوان یکی از پدیده های جوانان استان انتخاب شد و قرار است با حضور مربیان تیم ملی جوانان در اردوی استعداد یابی شرکت نماید.


http://www.uplooder.net/img/image/71/8245b45033e061b8e3c7bb2cd8ccaba7/DSCF9685.JPG



نوشته شده در تاريخ جمعه ۱۳۹۲/۱۱/۱۸ توسط عباس اميد
این روزها  شاهد ماشین های بدون پلاک ، در خیابانهای شهر هستیم . این  رانندگان ماشین های حامل گازوئیل  در حالیکه نقاب بر چهره دارند ، به جهت اینکه بتوانند یک سرویس بیشتر محموله قاچاق  خود را به مقصد برسانند ، با سرعت وحشتناک ، بدون در نظرگرفتن  آسایش و امنیت مردم  ، خیابانهای شهر را عرصه جولان و تاحت وتاز خود کرده اند.  از اینکه امروزه بعضی از  دریانوردان عزیز در کشور ما ، از  آبادان وخرمشهر در نوار مرزی خلیج فارس گرفته تا چابهاردر دریای عمان ، همه مشغول قاچاق سوخت این امر مبارک !!!هستند ، شکی وجود ندارد!!!. از اینکه مسئولین عزیز  و دلسوز ما در جریان این موضوع میباشند ، باز شک و شبهه ای وجود ندارد !!!. صلاح مملکت خویش را خسروان  دانند!!!. ما اصلا"کاری با پدیده دلنشین قاچاق  نداریم ، فقط نگران  سلامت و امنیت مردم بخصوص دانش آموزان خردسال هستیم . ولی صحبت اصلی نگارنده این مطلب با رانندگان عزیز ماشینهای بدون پلاک میباشد: ای عزیزان راننده ، ای مردان بزرگی  که بقول خودتان ، پول دیه مجروحین و خدای ناکرده کشتگان تصادف خودرو شما در داشپورت ماشین گذاشته شده است ، چرا با این سرعت زیاد در کوچه ها و خیابانها، باعث رعب و وحشت همشهریان  خود می شوید!!  چرا با این سرعت ، باعث حوادث دلخراش رانندگی می شوید!! چرا نقاب بر چهره دارید ؟ حیف نیست مردم شهررا از دیدن چهره های  ماندگار و نخبه گان دیارمان محروم کنید !!! ولی در پایان مطلب به شما هشدار می دهم اگر باز هم با این سرعت زیاد رانندگی نمایید ، از ادارات ذیربط مانند آموزش وپرورش ، ثبت احوال و  هوا شناسی درخواست می نمایم تا با شما برخورد شدید نماید!!! حالا خود دانید !!


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۱۲ توسط سيد حسين ميرجهانمردي
در آخرین روز بازی های فوتبال رده بزرگ سالان استان بوشهر، جام اطلس خلیج فارس، تیم پویا در ادامه ی روند رو به رشد خود، در برابر تیم سپاهان خورموج، با تک گل کاپیتان مسعود کلاتی، در شهر خورموج به پیروزی رسید.

با تبریک این پیروزی ارزشمند به مجموعه ی عوامل و بازیکنان تیم پویا، جا دارد، مقام آقای گل استان با 12 گل زده را به مسعود کلاتی تبریک بگوییم. بازیکنی که سالهای آتی از او بیشتر خواهیم شنید.

http://www.uplooder.net/img/image/68/d9caf11d1d0964193fd57ce6b54391ea/DSCF9488.JPG

پرسپولیس دیلم هم در آخرین روز بازی ها، در حال که میزبان بود، در مقابل توحید پارس خورموج با نتیجه مساوی 2 بر 2 متوقف شد. به مسئولین زحمت کش و بازیکنان این تیم هم خداقوّت می گوییم و امیدواریم روزهای بهتری در انتظار پرسپولیس باشد.



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۹ توسط عباس اميد

با عرض سلام و ادب و احترام خدمت دوستان بزرگوار و ادب دوست این وبلاگ وزین -لذا حسن آغاز کلام را با شعر زیبای شاعر نامی شروع میکنم تا دگر خدا چه خواهد--

از باغ می برند چراغانی ات کنند

تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

پوشانده اند صبح تورا ابرهای تار

تنها به این بهانه که بارانی ات کنند


یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار می برند که زندانی ات کنند

ای گل گمان مکن به شب چشن می روی

شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم ورجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

 شاید بهانه ایست که قربانی ات کنند

                                      

                        شاعر:(فاضل نظری)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۸ توسط حمید مرادی

تاریخ بازی ها

دیدار بین تیم های ...

سه شنبه 92/11/08

پرسپولیس دیلم ( میزبان) _ توحید پارس خورموج

لیگ دسته یک استان بوشهر ( جام اطلس خلیج فارس) رده بزرگ سالان

سه شنبه 92/11/08

سپاهان خورموج (میزبان) _ پویا دیلم

لیگ دسته یک استان بوشهر ( جام اطلس خلیج فارس) رده بزرگ سالان

جمعه 92/11/11

فجر کنگان (میزبان) _ شاهد دیلم

لیگ جوانان استان ( برنا لیگ)

«توجه: ساعت شروع تمام بازی ها 14:30 دقیقه می باشد


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۸ توسط عباس اميد
    

كتاب"سرويس ونگهداري خودرو به زبان ساده" تاليف مهندس مسعود بن رشيد هنرآموز هنرستان هاي فني ولي عصر(عج) وكاردانش امام علي(ع) بندر ديلم مي باشد.موضوع كتاب،همان طوري كه از عنوان آن بر مي آيد، درباره ي سرويس ونگهداري قطعات مصرفي خودرو است .منظور از سرويس ونگهداري، تعويض و بازديد به موقع قطعات خودرو در زمان وكيلومتر مخصوص وعيب يابي وشناخت آنها مي باشد. متاسفانه بر اثر نقص فني ورعايت نكردن سرويس ونگهداري وعدم تعويض به موقع قطعات مصرفي، خودرو دچار عيب هاي مداوم وهزينه هاي زياد مي شود.

مطالعه ي دقيق اين كتاب ،در جهت افزايش سطح آگاهي رانندگان وتعميركاران بسيار مفيد مي باشد. از يزدان بخشاينده،توفيق روزافزون و تندرستي براي نويسنده ي محترم اين كتاب آرزومنديم.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۷ توسط سيد حسين ميرجهانمردي

سه شنبه 92/11/02 از سری مسابقات فوتبال بزرگ سالان استان جام اطلس خلیج فارس، ساعت 14:45 دقیقه، بازی بین تیم های پویا دیلم و سپاهان بوشهر برگزار شد و تیم پویا توانست با نتیجه 4 بر 3 تیم سپاهان را شکست دهد. گلهای تیم پویا را امین درویشی، کریم بختیاری و مسعود کلاتی (2 گل) به ثمر رساندند.http://www.uplooder.net/img/image/71/3d40bb948d12a5a5ec91c5ef5d5f8d77/DSCF9453.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/53/6dab02fb4145e99caf58df035b3225fe/DSCF9455.JPG

گل پیروزی بخش پویا را مسعود کلاتی کاپیتان این تیم در ثانیه های پایانی وقت های اضافی با ضربه ی کاشته به زیبایی هر چه تمام تر به ثمر رساند.

در حاشه ی این بازی جوایز تیم های اوّل تا سوم مسابقات فوتسال جام محلات که با همت آقای عباس پذیره سرمربی زحمت کش پویا راه اندازی شده بود، به کاپیتان این تیم ها اهدا شد. حضور گرم آقای حبیب شاکریان از پیشکسوتان باشگاه آزادی به این برنامه رونق خوبی بخشید.http://www.uplooder.net/img/image/56/7a28e99b8ed42c4c55107dd9f8d5aa18/DSCF9499.JPG

چهارشنبه 02/11/92 از سری مسابقات فوتبال بزرگ سالان استان جام اطلس خلیج فارس، ساعت 14:45 دقیقه بازی بین تیم های پرسپولیس دیلم و پرسپولیس آبپخش برگزار شد. و پرسپولیس دیلم با وجودی که با تک گل ماشااله مرادی از حریف پیش بود در پایان با نتیجه ی 2 بر 1 بازی را واگذار کرد.http://www.uplooder.net/img/image/5/9836866ee6d0f91a0b1acb25fac7dd2e/DSCF9505.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/77/e9d4a80b73ad0ae0433e8779e63aab7c/DSCF9506.JPG

جمعه 04/11/92 از سری مسابقات فوتبال جوانان استان جام برنا لیگ، ساعت 14:45 دقیقه بازی بین تیم های شاهد دیلم و اُمید اهرم برگزار شد و تیم شاهد توانست با گل های محمد رضا کهمره و حسین خواجه گیری در مقابل تک گل اُمید اهرم، پیروزی شیرینی را کسب نماید.http://www.uplooder.net/img/image/84/f39ad457d8cfc49e8edaf9e38eed3293/DSCF9605.JPGhttp://www.uplooder.net/img/image/20/c7df5bf4d88ef6ffddd6aa5ddc489d63/DSCF9609.JPG

از حاشیه های برجسته ی این بازی، حضور دو تن از اعضای شورای شهر دیلم، (آقایان سجاد شیخی و علی باسروی) در جمع صمیمی اهالی فوتبال بود.http://www.uplooder.net/img/image/99/79b55633d7366e9394282aeddde452d1/DSCF9631.JPG




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۵ توسط عباس اميد
با درود

نامه ای از گرامی خواننده ای دریافت کرده ام که بدون هیچ تغییر و شرحی در وبلاگ درج می کنم.

...........................................................................................................................................

جناب آقای راستی با سلام و آرزوی توفیق ، من ازشمالی ترین نقطه ایران با شما حرف میزنم وتابحال شهربندردیلم را ندیده ام اما دیلم و مردمان آن برایم بسیارآشنا و دوست داشتنی است . من به شهرکوچک شما و مردمان بزرگ آن و جمع دوستان صمیمی که میدانم چندتایی ازآنها از سالیان دور با هم دوست هستید از درس و مشق و کارهای هنری زمان مدرسه و ورزش و مسجد و محله و ... و الان هم اسم چند نفر ازآنها را در ستون نویسندگان این وبلاگ در کنارهم می بینم  غبطه می خورم . چقدر خوبه که باز هم با همدیگر هستید ، مطالعه می کنید ، بحث فکری میکنید و .. از این جهت به شهرکوچک شما غبطه می خورم. و الله ماکه دراین شهربزرگ از جمع دوستان دوران مدرسه ای دورافتاده ایم و هرچند که با بعضی ازآنها دریک شهر زندگی میکنیم ولی شاید سالی یکی دوبار بیشتر همدیگر را نبینیم و فرصت مجالست و همفکری آنچنانی را باهم نداریم .
القصه  درپی یافتن دوستانی قدیمی از جمع نویسندگان وبلاگ شما، به طوراتفاقی با وبلاگ شما آشنا شدم و چند روزی است که مطالب آن را می خوانم. الحق مطالب پرباری را درآن دیده ام.
قبل از اینکه بخواهم خود را معرفی بکنم می خواهم مسئله را یک کمی معما گونه و شاعرانه اش بکنم.برای همین قطعه شعر یکی از دوستان دیلمی را که اسمش را دراین وبلاگ ندیدم و حدوداً 25 سال پیش با دستخط خود برایم نوشته است برایتان بنویسم . تا ببینم آیا با این شعر، دوستان دیلمی او را
خواهند شناخت ؟ آیا او نیز مرا به خاطر خواهد آورد ؟ آیا دوستانی ازستون نویسندگان وبلاگ که با آنها سابقه دوستی داشته ام مرا خواهند شناخت ؟ و...
لطفا فعلا اسم مرا ذکرنکنید.
ما چون زکوی عشق به دیلم سفرکنیم                         به پای دوستانهمه آب بصر کنیم
ازهجرخون شود دل عشاق مبتلا                                  ما شعرهجررا به صد افغان زبرکنیم
کی تاب هجربلبل شیدا بیاورد                                      کی ما سروروصل تو از دل بدرکنیم
یوسف به مصرگرچه روان میشود ولی                            مانیز در بیت غمت دیده ترکنیم
وصلت به من فروغ جوانی داده بود                                 وزهجرتو شور جوانی زسر کنیم
آوخ فلک به دل زندم تیرهجرتو                                        ماصید هجرتوهمه فکر خطرکنیم
تا کی به اهل دل بدهی پند واعظا                                ما کیجمال آذری از دیده در کنیم
آندم که داغ هجر به دلها زند شرر                                  از روی مهربرخط کاغذ نظر کنیم


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۲ توسط داریوش راستی

دهه ی 1340،غروب روز چهارشنبه ،آفتاب کم کم از روی بهمنشیر و نخلستان های آبادان ،چهره زیبای خود را پنهان می کند. ناخدایان و ملوانان دیلمی ، گناوه ای و بندر ریگی در لنج های خود بر روی اسکله ی آبادان ، خسته از کار روزانه ، گوش به رادیو سپرده تا بار دیگر صدای مردی از دیار خود را بشنوند .صدای گرم مالک جرموز گوینده ی پرتلاش رادیو درفضای شهر می پیچد

اینجا آبادان است ،رادیو نفت ملی
در این قسمت از برنامه توجه شنوندگان عزیز را جلب می نماییم به فایز خوانی آقای هاشم ایازی ...
لحظاتی بعد صدای دلنشین و پر سوز و گداز هاشم ایازی در آسمان آبادان، این شهر دوست داشتنی طنین انداز می گردد. ملوانان با تبسم نگاهی به هم انداخته ،می گویند این صدای هاشم خودمونه ....
مرحوم هاشم ایازی در سال 1294 در بندر دیلم متولد گردید .در دوران کودکی ابتدا پدر و سپس پدر بزرگ خود را از دست داد .مشکلات عدیده در آن زمان .باعث گردید او به ناچار در سن 10 الی 12 سالگی با عموی خود راهی سفرهای طولانی دریا شود .درد و رنج، فقدان پدر و دوری از خانواده را با زمزمه های غم انگیز فایز خوانی سپری می کرد .صدای حزن انگیز او ترسیم کننده ی ناله های درون خود و دشواری زندگی مردم جنوب بود . در شب های تابستان ، اقوام ، خویشان و همسایه ها در حیاط منزل نشسته بر روی بوریا حصیری دور او گرد می آمدند .در حالیکه کور سوی فانوسی ، روشنی بخش محفل آنان بود و او برایشان فایز می خواند.....
در سال 1321 بدنبال مهاجرت مادر و برادرش به آبادان ،او هم عزم غربت می کند و در پالایشگاه آبادان مشغول به کار می شود .در وقت فراغت، کارگران پالایشگاه که اکثرا هم جنوبی بودند دور او حلقه زده و از او می خواهند که فایز بخواند ، واو می خواند...صدای دلنشین او در فضای پالایشگاه می پیچد، ابیات او شرح حال سختی های مردم زجر کشیده ی جنوب است. قهوه خانه محمود بوشهری در خیابان زند ،نزدیک فروشگاه الفی ،پاتوق دوستداران او می شود .آن روزا همه در آبادان او را را به نام فایز می شناختند. صدای گرم او باعث شد تا رادیو نفت ملی که یادگار ارزشمندی از جنبش پیروزمندانه ملت ایران به رهبری دکتر مصدق است ، در برنامه های موسیقی خود ،بخشی را به شروه و فایز خوانی اختصاص دهد.
مرحوم هاشم ایازی همواره از صدای زیبای مرحوم موسی رفیعی یاد می کرد و او را الگوی خود در شروه و فایز خوانی می دانست .مرحوم هاشم ایازی سالها در پالایشگاه آبادان و پس از آن در جزیره خارگ ،لاوان و بوشهر فعالیت داشت .تا اینکه با شروع جنگ تحمیلی مدت کوتاهی در دیلم و سپس در مشهد مقدس ساکن می شود .بعد از پایان جنگ به آبادان شهر خاطره هایش برگشت و در منزل خود در کوی سرویس قنواتی به زندگی خود ادامه داد. ایشان در بهمن 1378 در شهر آبادان چهره در نقاب خاک کشید. بر سنگ قبرش نام تخلص فایز و ابیاتی از سروده هایی از او نوشته شده است . روحش شاد و یادش گرامی باد.
در پایان ضمن تشکر از استاد ارجمند اقای جواد افشان به جهت گرد آوری این مطالب ، از خداوند بزرگ برای همه اسیران خاک ،آمرزش و غفران الهی خواستاریم.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۲ توسط سيد حسين ميرجهانمردي

تاریخ

بازی ها

دیدار بین تیم های ...

سه شنبه

92/11/01

پویا دیلم _ سپاهان بوشهر

لیگ دسته یک استان بوشهر ( جام اطلس خلیج فارس) رده بزرگ سالان

 

چهار شنبه

92/11/02

پرسپولیس دیلم _ پرسپولیس آبپخش

لیگ دسته یک استان بوشهر ( جام اطلس خلیج فارس) رده بزرگ سالان

 

جمعه

92/11/04

شاهد دیلم  _ اُمید اهرم

لیگ جوانان استان ( برنا لیگ)

«توجه: ساعت شروع تمام بازی ها 14:45 دقیقه می باشد.»

«میزبانی هر سه بازی بر عهده ی دیلم می باشد.»

«با حضور سبز خود در استادیوم ورزشی شهید بهشتی، یاریگر باشگاه های دیلم باشید.»


نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۰۱ توسط عباس اميد
  

                                                                      نیره الصباح

 

روز گذشته مقاله‌ای بسیار خواندنی به قلم برندون مارتینز، روزنامه‌نگار کانادایی، در وبسایت پرس‌تی‌وی منتشر شد.

این مقاله مروری بسیار فشرده دارد بر روابط پشت پرده‌ی آمریکا و همپیمانش اسراییل در جنگ‌ها و دخالت‌های نظامی در دو سه دهه‌ی اخیر و خط‌مشی‌های کلان اسراییل، چه در عرصه‌ی ایدئولوژیک و چه در عرصه‌ی استراتژیک، در خاورمیانه. اصل مقاله را اینجا می‌توانید بخوانید.

آنچه در این مقاله ـ دست‌کم برای من ـ جالب بود اشاره‌‌ی مارتینز بود به یکی از عوامل اصلی ِجهت‌دهی ذهنیت مردم آمریکا به‌سود جنگ توفان صحرا در سال 1991.

اما جریان از چه قرار بود؟

در زیر سعی می‌کنم اشارات مارتینز را با جزییات دیگری از منابع دیگر در هم بیامیزم و شرح موجز و نسبتاً روشنی از «واقعه‌ی بیمارستان کویتی» ارائه دهم.

در سال 1990، عراق ـ با چراغ سبزی که از سوی آمریکا دریافت کرد ـ به‌بهانه‌ی مناقشه‌‌ی حل‌نشده‌ی ارضی با کویت خاک این کشور را اشغال و حکومت جابر‌الصباح را ساقط کرد. صرف چنین اشغالی شاید برای حکومت آمریکا کافی بود که عملیات توفان صحرا را آغاز کند ولی برای اقناع افکار عمومی سیصد میلیون آمریکایی کافی نبود. از این رو، به شوک عاطفی شدیدی نیاز بود تا مردم آمریکا را همسو با حکومت، به ضرورت جنگ با عراق و آزاد‌سازی کویت همصدا کند. اما چگونه؟

در سال 1991 یکی از اعضای یهودی کنگره‌ی آمریکا به نام تام لنتوس، از ایالت کالیفرنیا، جمعیت حقوق بشری را به‌نام «بنیاد حقوق بشر کنگره» تأسیس کرد. این بنیاد، روابط تنگاتنگ و مشکوکی با شرکت بین‌المللی «هیل&نولتون» برقرار کرد. کار شرکت اخیر تنویر افکار عمومی است در سراسر جهان درباب موضوعات مهم و حساسی که مردم جهان با آن مواجهه‌اند[1]. لنتوس به یاری شرکت هیل& نولتون فیلمی را تهیه کرد از چند زن پرستار کویتی که با اشک و سوز و آه حکایت ورود سربازان عراقی به بیمارستانی در کویت را بازگو می‌کردند. ستاره‌ی این پرستاران، دختر 15 ساله‌ای بود که خود را با نام کوچک «نیره» معرفی می‌کرد و با گریه‌ای تأثیرگذار چنین شرح می‌داد: «وقتی من آنجا بودم، دیدم که سربازان عراقی اسلحه‌‌به‌دست وارد بیمارستان شدند و رفتند به سالنی که ... که صدها نوزاد نارس را در محفظه‌های شیشه‌ای قرار داده بودیم. سربازان، نوزادان را از محفظه‌ها بیرون آوردند و روی کف سرد بیمارستان گذاشتند تا مردند...»

این فیلم در سراسر آمریکا ـ و البته در سراسر جهان ـ با شدت و حدت پخش شد و افکار عمومی آمریکا را سخت متأثر کرد. همین فیلم کافی بود که مردم آمریکا با جورج بوش (پدر) همراه شده خواهان دخالت نظامی آمریکا در کویت شوند. این فیلم چنان تکان‌دهنده و تأثیرگذار بود که سازمان عفو بین‌الملل را نیز به حمایت از آن واداشت (که البته بعدها و با روشن‌شدن حقایق حمایتش را پس گرفت).

پس از جنگ و آزادی کویت، خبرنگاران نیز برای تهیه‌ی گزارش به این کشور سرازیر شدند. در این میان، شبکه‌ی ABC آمریکا گزارشی تهیه کرد که نشان می‌داد این نوزادان حین فرار عوامل بیمارستان مرده‌اند و نه آنگونه که فیلم کذایی مدعی شده است و به‌دست سربازان عراقی. در سال 1992 نیز معلوم شد نام خانوادگی «نیره»، الصباح است: نیره الصباح. اما این دختر که بود؟

نیره الصباح دختر سعود بن ناصر الصباح[2]، سفیر کویت در ایالات متحده آمریکا بود!

بعد از تحقیقاتی مشخص شد که نیره الصباح نه پرستار بیمارستان بوده است و نه هنگام اشغال کویت در کویت حضور داشته است. هم نیره الصباح و هم چند پرستاری که در این فیلم تأثیرگذار با اشک و آه و سوز و ناله حرف می‌زنند همگی بازیگرانی بودند در حال اجرای نمایشنامه‌ای که جملاتش را از روی نوشته‌ای می‌خواندند. کل این فیلم بخشی از تلاش جنبش «شهروندان کویت آزاد» بوده است که با حمایت و پشتیبانی شرکت بدنام هیل& نولتون برای حکومت ساقط‌شده‌ی کویت تهیه شده بود! شرکت هیل&نولتون برای تهیه‌ی این فیلم و اعمال مشابه مبلغ ده میلیون و هشتصد هزار دلار از جنبش «شهروندان کویت آزاد» دریافت کرد.

از این واقعه امروزه به‌عنوان یکی از دروغ‌های بزرگ تبلیغاتی جنگ در عصر مدرن یاد می‌کنند.


[1] - این شرکت در سال 1927 در کلیولند اوهایو تأسیس شد و همیشه آماج انتقاهایی بوده است به‌سبب داشتن روابط پشت‌پرده با حکومت‌ها و شرکت‌های چندملیتی و موجه‌ساختن اعمال بعضاً غیرقانونی و غیر انسانی آنها و قلب واقعیت.

مرتبط‌دانستن استعمال دخانیات با بروز بیماری سرطان پدیده‌ای جدید است و عمر آگاهی عمومی درباره‌ی این ارتباط نهایتاً به حدود چهل سال اخیر می‌رسد. نخستین تحقیقات دانشمندان درباب ارتباط سیگار و سرطان به سال 1912 بر می‌گردد ولی در دهه‌ی 1950 بود که دانشمندان انگلیسی طی آزمایش‌هایی، ارتباط مثبت مصرف دخانیات و بروز سرطان ریه را ثابت کردند. در سال 1953نیز بروز پدیده‌ی سرطان حاصل از دخانیات روی پوست موش‌ها ثابت شد. تحقیقات دیگری نیز انجام شد که نهایتاً نتایج همه‌ی آنها طی مقاله‌ای در نشریه‌ی عامه‌پسند ریدرز دایجست چاپ شد. با چاپ این مقاله در ریدرز دایجست که خوانندگان میلیونی در سراسر آمریکا داشت، آمار مصرف دخانیات تا حدی فروکش کرد و زنگ هشدار برای صاحبان شرکت‌های تولید‌کننده‌ی سیگار به‌صدا در آمد. پل هان، رییس وقت سازمان تنباکوی آمریکا، مذاکرات پشت‌پرده‌ای را با صاحبان شرکت هیل&نولتون آغاز کرد که به صدور «بیانیه‌ی فرنک» از سوی این شرکت منجر شد و در آن به‌دروغ و برخلاف وجدان انسانی، نتیجه‌ی تحقیقات دانشمندان درباره‌ی ارتباط مستقیم سیگار و سرطان ـ به سود شرکت‌های بزرگ تولیدکننده‌ی سیگار ـ زیر سوال رفت و رسماً اعلام شد که بروز بیماری سرطان ربطی به مصرف سیگار ندارد! این بیانیه‌ را در اینجا بخوانید.

[2] - سعود ناصر السعود الصباح (2012-1944) از اعضای خانواده‌ی سلطنتی، سیاستمدار و دیپلمات کویتی بود. او طی دهه‌ی 1980 سفیر کویت در انگلستان بود و در طول جنگ خلیج فارس، سفیر این کشور در آمریکا. از سال 1992 تا 1998 وزیر اطلاعات کویت بود و از سال 1998 تا 2001 در سمت وزیر نفت کویت فعالیت می‌کرد. وی در سال ۲۰۱۲ و در سن 68 سالگی به‌سبب بیماری سرطان درگذشت.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۳۰ توسط عبدالرضا شهبازی

 در پی درج مطلب پاکسازی توسط همکار گرامی آقای امید و طرح مجدد این مطلب خوب پس از هفت سال ... و همچنین تماس چند تن از دوستان و اصرار آنها بر بیان تجربیات سال 85 برای رونق فرهنگ سالم سازی محیط زیست ...  اینجانب ضمن تقدیر و تشکر از این عزیزان و آقای امید جهت تجدید خاطره آن روزهای پاک و بی آلایش ... بدون هیچ گونه توضیحی به درج عکسهای آن روزها که ثمره کار تیمی خوب دوستان انجمن راه سبز آن زمان دیلم  بود می نمایم.... آرزوی سرافرازی برای دوستانی که هنوز انگیزه و شوق خدمت آن روزها را دارند و شیشه های قطارشان نشکسته است و یا در مسیرشان سنگ اندازی نکرده اند...

بقیه عکسها در ادامه مطلب...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۹ توسط عبدالله مرادی
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۸ توسط عباس اميد
میلاد پیامبر رحمت و مهربانی حضرت محمد مصطفی (ص) و میلاد حضرت امام جعفر صادق(ع) بر همه مسلمانان و شیعیان جهان و خوانندگان عزیز وبلاگ دیلمی یل مبارکباد.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۳۹۲/۱۰/۲۸ توسط عبدالله مرادی
  • ویرایش قالب وبلاگ
  • ویرایش و طراحی قالب وبلاگ