تبليغاتX
دیلُمی‌یَل
خانه | تازه های وب | آرشیو| پست الکترونیک

گازائیل

" .... همان الاغی که یک چشمش کور بود، یک پایش می لنگید وبار گندم بر پشت داشت !!!؟...." شاید داستان زیبای آن پسرک زیرک را در کتاب فارسی سوم یا چهارم ابتدایی ، بخاطر داشته باشید . من چند روز پیش از خیابان شریعتی ـــ مهمترین خیابان شهرمان ــــ می گذشتم که ناگهان خطی قهوه ای رنگ به عرض تقریبی یک الی دو متردر سرتاسر خیابانهای شریعتی شمالی، مرکزی، جنو.بی و... امتداد یافته است وبویی شاید شبیه به بوی " گازائیل " مشام رهگذران را نوازش می داد. تاکنون تصور می کردم واقعا مسئولین امنیتی ار ابعاد قاچاق گازائیل اطلاعی ندارند. بطور کلی من نسبت به اصل  موضوع قاچاق کالاهای خارجی غیر مضر به ارزش های اخلاقی واعتقادی ، حساسیتی ندارم  واصولا گرفتن چند پتو چند کارتن لامپ یا چای و.برنج را قاچاق نمی دانم واین نحوه گرفتن چند پیرزن مسافر به جرم چند کارتن  صابون وچند پتو را ناشی از قوانین وبخشنامه های غلط وغیر کارشناسی مقننین ناآشنا به شرایط مختلف فرهنگی، اجتماعی مناطق مختلف کشور می دانم وبخشی نیز از جهت رد گم کنی یا قسم راستی ماموران است . ---  از بحث اصلی خارج نشویم  ــــــ  مسئله قاچاق گازائیل در بنادر جنوبی وبنزین در مرزهای غربی، شمال غرب وشرق کشور جدا از مسئله قاچاق چند قلم کالا است. حرف از قاچاق وبه یغما رفتن سرمایه ها وارزش ملی ماست ! جالب این است که با توجه به مشترک بودن ذخایر نفتی ایران با کشور عربی قطر دولتهای گذشته وحال ایران در اقدامی شایسته ومنطقی ازاستخراج دیگر منابع وذخایرداخلی خودداری کرده، سرمایه وتوان خود را روی پارس جنوبی گذاشته اند.غافل ازاینکه معدود گازائیل وبنزین تصویه شده  و آماده بهره بردای کشورمان که عموما وارداتی و هزینه برهستند به رایگان به کشتی های مستقر در خلیج فارس ( ان شاءالله که رادارهای ما نمی بینند.) تحویل داده میشود.پس باید مسئولین را در جریان گذاشت تا با این معضل مقابله کنند !!!!!!  اما اگر مسئولین ومتصدیان امر فقط یک چهارم هوش وذکاوت پسرک داستان کتاب سوم ابتدایی  راداشتند وفقط درخیابان شریعتی دیلم مسیر گازائیل ریخته شده بر سطح آسفالت را رد یابی کنند اگر می خواستند!! می توانند به راحتی مبداء ومقصدومسیر الاغ حامل گازائیل های قاچاقی را بدست آورند ونیازی به گزارش مردمی نیست هرچند که گستردگی بوی خوش آیند و سودآور گازائیل کم کم داردمشام همه مردم را مدهوش می کند!! هرچند که اگر سکوت کنیم درد درون ما را  فرا می گیرد و اگر حرف بزنیم زخم از برون ما در بر می گیرد.!! اما شاید درد درون به  ازبرون باشد چرا که این زخم ها هم از جان می کاهد وبه درون نفوذ می کند وهم( دراین شهر کوچک ) آبرو را می برد!! پس بهتر است همچون برخی مسئولین وظیفه شناس کشور، سخن امیر المومنین (ع) را آویزه گوش خود قرار دهیم و نادیده را نگوئیم ودیده را پنهان کنیم ... آی ایرانی دلسوز. شتر دیدی .... ندیدی .!!       

لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در جمعه بیست و نهم آبان 1388 و ساعت 0:25
قصه های در گوشی
عنوان این مطلب ، نام نمایشی است که این روزها در سالن نمایش اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی دیلم در حال اجراست .

نمایشی به نویسندگی " امیر کوهستانی " و به کارگردانی هنرمند گرانقدر " رضا داوودی " .

این متن که تا کنون در جشنواره های معتبر کشور اجرا شده ، حکایت پسر جوانی ست که از خانه فرار کرده و در آپارتمانی پنج طبقه با ترفندهایی و به صورت مخفیانه به تلفن های همسایه ها گوش می دهد . نمایش با ورود دختر دانشجویی - که در طبقه ی پایین ساختمان با دوستانش زندگی می کند- به اتاق پسر جوان ، وارد مرحله ی تازه ای می شود و پسر جوان مانع از بیرون رفتن اون از اتاق می شود  و...

نقش های  این نمایش را  " رضا داوودی " به همراه " آمنه آردی " بازی می کنند.

با توجه به تبلیغات اندکی که در سطح شهر صورت گرفته بود ، استقبال چندانی از نمایش نشد ، حتی حضور کمرنگ اهالی فرهنگ و هنر نیز محسوس بود ...

کاش با حضور و حمایت خود از نمایش های در حال اجرا ، بتوان هنرمندان شهر را به اجراهای بیشتر دلگرم و تشویق کرد و چراغ کم نور تئاتر را مجدداً  روشن کرد .

به امید آن روز

لينک ثابت نوشته شده توسط محمدرضا زاهدی‌پور در شنبه بیست و سوم آبان 1388 و ساعت 9:4
تــــــــــولـد نـــــــــــــــــور
[میلاد امام رحمت. عالم اهل بیت. علی ابن موسی الرضا (ع) برهمه مسلمانان به ویژه همشهریان عزیز وخوانندگان محترم مبارک باد.
لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 1:14
آزادی
 فضای بی کران زندگی                                                                                                             زیبای ناپیدا                                                                                                                            در تو نفس کشیدن آرام است                                                                                                  روئیدن آزاد              بودن آشکار                                                                                              تو اصل وجود هر بودنی                                                                                                             بودن  یعنی خود بودن !                                                                                                             اردیبهشت ۱۳۶۹                                                                                                       
لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت 0:50
آدرس ما کجاست!؟

قابل توجه شهردار محترم واعضای محترم شورای اسلامی شهر دیلم   چند مدتی است یکی از همسایگان وشهروندان عزیز با جدیت وپیگیری مصرانه به طرق مختلف اعم از مکاتبه ومذاکره و... به یکی از مشکلات شهر اهتمام داشته وخواستار رسیدگی به آن گردیده ولی متاسفانه تاکنون هرچه بیشتر تلاش نموده کمتر نتیجه گرفته است و آن نداشتن نام برای بسیاری از کوچه ها خیابانها ومعابر عمومی شهر دیلم به ویژه در بافت های جدید ونوساز مخصوصا شهرک های بسیجیان. فرهنگیان وکارکنان دولت می باشد. شاید درنگاه اول برخی گمان ببرند این مسئله چندان مهمی نیست یا بگویند :( مشکلات مهمتری داریم که باید بدان پرداخت! .البته اینکه با طرح یک موضوع ما بگوئیم موضوعات مهمتری داریم وبا این استدلال همان مشکل اول رانیز پیگیری نکنیم نفس کار غلط است ودر اصل فرار از انجام کار است)ــ البته این مبحث مقوله ای جداگانه است وفرصت دیگری می طلبد ـ اما در مقوله نامگذاری معابرواقعیت این است که جمعیت قابل توجه این شهرکها ومحلات جدید با مشکلات عدیده ای در این خصوص مواجه هستند تصور نشود نام وآدرس محل فقط برای نوشتن روی پاکت نامه پستی است !وقتی در لحظات اضطراری برای وسیله ای با سرویس آژانس تماس می گیریم باید نام تمام همسایه ها راببریم شاید یکی از رانندگان تاکسی با آدرس آشنا باشد واین هم به لطف نوع بافت اجتماعی درون گروهی جامعه شهری ماست که برخی اشخاص بالاخره در محله ای اقوامی دارند .اما خدانیاورد روزی که خانه ای آتش بگیرد وبخواهیم به برخی پرسنل غیر بومی آتش نشانی آدرس خانه ای را بدهیم که آنوقت باید به خدمات شهری برای جمع آوری خاکسترها تماس بگیریم !! اگر آن هم تا یافتن ادرس طعمه باد نشود یا مانند عصر پاره سنگی باید از روی آثار دود انعکاس خبر صورت بگیرد و " قص علی هذا " در حالی که این مشکل عمومی فقط با تشکیل یک جلسه" شورای نامگذاری کوچه ها ومعابر " عملی است  وهمه ما می دانیم درادارات کشور ما تا دلمان بخواهد علی مـــــاشــــاالله  جلسه است وجلسه !!. حال اهمیتی ندارد مصوبات  آن عملیاتی بشود یا خیر مهم تشکیل جلسات است! ـــ واعضائ این شورا هم کمتر از 10 نفر از درون شهرستان هستند وجمع کردن آنها دشوار نیست تا بماند تابلو نام کوچه ها که نقل زبانی در این شهر کوچک خود می تواند موقتا رسالت اطلاع رسانی را ایفاء نماید همانگونه که بر خیابان بشیری یا مزارعی (شهدای جنوبی) هیچ تابلویی نیست.! البته کم لطفی نکنیم شهرداری با  وجود معدودیت های مالی وحجم کارهای بازمانده از سالهای پر از اختلاف گذشته در این شهر با آسفالت وجدول کشی بسیاری از کوچه ها و نصب تابلو نامگذاری بر برخی از کوچه های قدیم دراین راستا گامهای خوبی برداشته است .اما ضرورت نام وآدرس برای کوچه ومعابر جدیدو ناآشنا الزام بیشتری دارد که امیدواریم شهردار پرتلاش وشورای هماهنگ این دوره اقدامی عاجل ورضایتبخش از خود بر جای گذارند. در پایان از احساس مسئولیت برخی همشهریان وفرهنگیان عزیز وفهیم که با تهیه لیست تعدادی اسامی زیبا وپیشنهادی به شورای شهر کار این نهاد را آسان نموده اند ودیگر دوستان دلسوز وپیگیر موضوع تقدیر وتشکر نمائیم  

لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 1:1
میوه برمزار اموات
 

مدتهاست در نظر دارم درباره موضوع مهمی که سالهاست روح فرهنگی شهر ما را آزار می دهدومردم با این درد انس گرفته اند وآن را پاره ای از وجود خود احساس می کنند وبلکه دوری از آن را ناگوار و سبقت رقابتی درعمل به آن رامایع فخر وافتخار می دانند سخن بگویم بلکه فریاد زنم اما متاسفانه نداشتن عکسی کریه ازاین صحنه ناگوارمرا بامشکل مواجه نموده است. آری " میوه وشیرینی برای مردگان "همه ما شاهدیم در روزعید فطر وحتی درسومین هفتمین چهلمین وسالگرد درگذشت امواتمان میوه های رنگارنگ با انواع شیرینی  وبیسکویت وسفره ای رنگین از انواع حلواها مهیا نموده بر قبور آن مرحومین محروم ازشیرینی تناول شیرینی گذاشته تا شاید دیگران بگویند :" به به چه عرضه ای برای مرده اش گذاشته است " در حالی که بقول (محمد عبدالله محمد ــــ الهیاری ) برمزار یکی ار مردگان نیازمند دردنیا خطاب به فرزندان میت گفت: " اگر همین میوه ها را به پدرتان می دادید نمی مرد "این رسم غلط مردم مده پرست شهر ما دستان بت پرستانی که جلو خدایان خود انواع اغذیه می گذاشتند را تداعی می کند. حال فلسفه این کار چیست و از کجا نشاط گرفته من نمی دانم. جدا ازاینکه مردم در ایام فاتحه بر مزار عموما از خوردن آنها اباء دارند ودر روز عید کودکان میوه ها و... را مانند غنائم جنگی به غارت وچپاول می برند.در هرحالت اسراف آشکار سنت ورسمی بدون اندیشه ومنطق باعث تجمع زباله وظروف یکبار مصرف در قبرستان می شود.باهرکس هم که بحث ان را می کنیم از این رسم ابراز نارضایتی دارد یا لااقل می گوید ما ازترس زبان مردم این کار را می کنیم .اما چه کسی باید بااین رسم غلط مبارزه کند!؟سوالی ایست که سالها بی پاسخ مانده است.!! ومن امروز پاسخ آن را می گویم.شما که این مطلب را می خوانیداولین کسی هستی که اگر به غلط بودن این آیین اعتقاد داری باید با مباره شفاهی واعتقادی در منزل خود گامی دراین راه بگذارید واگر حرفتان در خانه خریداری دارد در عمل یک گام محکم بردارید.باور کنید شدنی است همانگونه که چهل شبانه روز فاتحه رفتن را به چند روز تقلیل دادیم وکم کم پارچه نویبسی دارد کم رنگ می شود این رسم نیز بر چیده خواهد شد. من به سهم خود امسال در جریان مراسم فاتحه مرحومه مادرم با جدیت در مقابل این معضل موضع گرفتم خوشبختانه حمایت پدر برادران وحتی برخی خواهران راجلب نموده متحد با مخالفین نگران از عیب گیری مردم مقابله نموده وبا دو شمع ویک عود عید فطر را گذرانیم ونه تنهاهیچ گلایه وانتقادمردم واطرافیان را نداشته بلکه خیلی تجلیل نمودند البته با مجاورت مزار عمویم مرحوم حاج حمید صالحی فرد این تصمیم رابا فرزندان ایشان استاد محمد وعبد الله به شور گذاشته وانان نیز کاملا همراهی نمودند تا دراین خدمت به شهر سهمی داشته باشند. انشاءالله که در صحت وسلامتی عمر همه شما ها پایدارباد اما مرگ حق است وگریزی از آن نیست وهر روز به خانه ای نزدیکتر می شود. در این شرایط ما چگونه می توانیم به تعالی فرهنگ در این شهر کمک کنیم .

لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 و ساعت 1:49
عید فطر
عید سعید فطر بر همه مسلمانان جهان.ایرانیان عزیز وبه ویژه بر شما همشهریان مومن ومتدین دیلمی خوانندگان ونویسندگان وبلاگ "دیلمی یل"مبارک باد ان شاء الله که طاعات وعبادات شما در یک ماه روزه داری وشب زنده داری مورد قبول درگاه خداوند رحمن ورحیم ورئوف قرار گیرد .خداوندی که در شبهای قدر این ماه مبارک او را " یا اسمع السامعین " و "یا ابصرالناظرین"و یا اشفع الشافعین " و"یااکرم الاکرمین "صدا زده ایم  

عيد مبارك

لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 7:8
ایرانی یا افغانی

لطفا این دو مطلب را داشته باشید{( اشتباه در استراتژی و نگاه متوهم كه منجر به وضع قوانین بازدارنده شد، حالا پس ‏از یك دهه نتیجه ناخوشایند خود را در توجه عمومی شهروندان ایرانی به ماهواره و ‏درجه دوم شدن رسانه‌های داخلی و دولتی كشور به نمایش گذاشته است.‏

 گرچه برخی هنوز ساز ناكوك و ناآگاه خود را در چنین مقوله حساس و خطرناكی می‌‏نوازند و كاری به محصول بی‌ارزش تلاش خودشان ندارند، اما حالا با آمدن شبكه‌های ‏وابسته به لابی رسانه‌های صهیونیستی، دیدن چهره این تئوریسین‌های دلسوز دیدنی ‏است!‏ )} ـــ برگرفته از سایت آینده

یوزارسیف ورستگاران درافغانستان‌وتاجیكستان

 { ( مدیریت همكاری‌های بین‌المللی صداوسیما خبر داد: سریال‌های تلویزیونی یوسف پیامبر(ع)، پول كثیف، رستگاران و صاحبدلان در ایام ماه مبارك رمضان از شبكه‌های آریانا، راه فردا، تمدن و كوثر افغانستان پخش می‌شود. به گزارش ایسنا، علاوه بر آن هرشب یك فیلم سینمایی ایرانی از شبكه سبا و به طور پراكنده از تلویزیون‌های آیینه و نگاه پخش می‌شود.) } ــــ برگرفته ازسایت آینده . . . . . . و امــــا اصل مطلب  " امروز با یکی آشنایان ساکن در یکی از کشورهای  آسیای شرقی در حال "چت" وگفتگو بودم از مسائل مختلف  داخلی وخارجی فرهنگی اقتصادی و... سخن به میان آمد من از وی سوال کردم با این شرایط وضعیت وموقعیت ایران درآن کشور چگونه است .!؟ ایشان طبق روال عامیانه گفت: به ایرانیان در آنجا مثل افغانی ها نگاه می کنند. عرض کردم چرا ما اشتباه می کنیم همیشه سعی می کنیم برای فرار از واقعیت وپوشاند عیب ونقص خود عیوب دیگران را نشان دهیم یا بزرگ نمایی کنیم وبا این مقایسه خود را تسکین دهیم .حتی اگر رقیب ما در سطح پایین تری از ما باشد.یا اکنون پیشرفت کرده باشد باز خود را با گذشته او مقایسه می کنیم مانند دانش آموز تنبلی که  ناموفق بودن خود را اول با توجیهات آبکی سپس با مقایسه پلکانی خود به ترتیب با همشاگرد یهای ضعیف کلاس برای رشد خود تلاش نکند. الغرض به دوستم گفتم تازگی به انتخابات افغانستان نگاه می کردم.صندوقهای مدرن جمع آوری آراء سیکل وشیوه های جالب برگزاری وشمارش آراء و . . .  نظر مرا به خود جلب نمود. برای من جالب بود که در کشور بی ثبات ونا امن وجنگ زده در اولین دوره های برگزاری انتخابات خود با این کلاس انتخابات بر گزار شود . در حالی که در کشور مدعی پیشرفت ما باگذشت سی سال از انقلاب و20 سال فراغت از جنگ تا چندی پیش (تا انتخابات دوره دوم دولت اصلاحات )با کارتن های پودر  رختشویی و پفک نمکی  ومقداری پارچه کفن  انتخابات خود را تشیع می کردیم !!! هنوز هم در نحوه برگزاری همین یک قلم کار ما. سوالات وابهامات زیادی وجود دارد وهمه مسئولین میدانند که اشتباه است مانند اینکه  هیات بازرسی بر انتخابات توسط مجری انتخابات ( وزارت کشور ) برای بازرسی از کار این وزارتخانه انتصاب می گردد ودر سراسر کشور هم استانداران وفرمانداران بازرسان را انتصاب می کنند در حالی در افغانستان حتی برگزاری اصل انتخابات نیز در دست یک کمیته مستقل از دولت بر منصب. این کار مهم رابر عهده دارد !! و نمونه دیگر وجود این همه شبکه های تلویزیونی در جامعه دمکرات عقب مانده سنتی باز مانده از نظام بسته کمونیستی شوروی سابق یعنی افغانستان می باشد اما در کشور متمدن اسلامی دائما مستقل با زیر ساختهای دمکراسی ولانگار غربی( ایران) با یک تلویزیون دولتی و سایت ها ونشریات تحت کنترل خوش بینانه در حال گذر از دوران خفقان رسانه ای درعصر ارتباطات هستیم!حال بگذریم از اینکه تا چند سال پیش با استبداد پیکان  هیچ ایرانی حق سوار شدن بر اتومبیل های لوکس را نداشت ( البته بجز دوکابین وهای لوکس های دولتیان ) وهیچ گاه هیچ ایرانی نخواهد توانست به نیروهای قهری یا قضایی بگوید طبق قانون عمل نکرده اید که عاقبت اتهام است وبازداشت.و. . . بهر حال این ها مشت نشانه خروار است ودرد دل که مبادا روزی افغانی پرهیز کند که حتی بگوید من اصالتم ایرانی بوده است! وهر ایرانی افتخار کند افغانی باشد..!!!

لينک ثابت نوشته شده توسط فتح الله صالحی فرد در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 7:48
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر نام وبلاگ و نویسنده مطلب آزاد می باشد